شمارهٔ ۲۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به خداوند شکایت میکند که چرا بیگناهان را به درد و رنج مبتلا میکند و از مرگ میهراسد. او میخواهد که خداوند به او توجه کند و میگوید که اگر خداوند به او نگاه کند، سعادت به او خواهد رسید. شاعر همچنین بر لزوم سرودن شعر زیبا در عید نوروز تأکید میکند و بیان میکند که تنها از سخنان خداوند است که میتواند الهام بگیرد و شعر نیکو بسازد. در انتها، او پیشنهاد میدهد که اگر کسی استعداد شعر نداشت، بهتر است خاموش باشد تا شعر خوب به وجود نیاید.
بار خدایا ز مرگ منت چه آیدبی گنهان را ز غم مکش که نشاید
هوش مصنوعی: خدایا، از مرگ بیگناه چه سودی میبرد؟ از غم و اندوه آنها را نرنجان، زیرا این کار شایستهای نیست.
خامشی خویش خوار داری لیکنخامشی من ترا همی نکزاید
هوش مصنوعی: سکوت خود را در نظر داری، اما سکوت من به تو تأثیر نمیگذارد.
تا تو یکی ره بسوی من نگرائیهیچ سعادت بسوی من نگراید
هوش مصنوعی: هرگاه تو نگاهی به سمت من بیندازی، هیچ خوشبختیای به سوی من نخواهد آمد.
گر بر تو دست من رسد عجبی نیستآنکس کو می خورد تنش برباید
هوش مصنوعی: اگر دست من به تو برسد، جای تعجبی نیست. چرا که کسی که شراب مینوشد، ممکن است تن پاک خود را از دست بدهد.
آمده نوروز و شعر باید نیکوچونان کز طبع زنگ غم بزداید
هوش مصنوعی: نوروز فرا رسیده و باید شعری زیبا سروده شود، مانند نانی که غم و اندوه را از دل میزداید.
طبعی باید گشاده شعر نکو راجز سخنان تو طبع می نگشاید
هوش مصنوعی: برای سرودن شعر زیبا، باید روحی آزاد و گشاده داشت؛ در غیر این صورت، هیچ چیز نمیتواند به خوبی بیان شود.
گرت بکار است شعر نیک سخنگویخامش باش ارت شعر نیک نیاید؟
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در کار شعر خوب به موفقیت برسی، باید حرفهای خود را با دقت بگویی. حرفهای بیمورد از تو خارج نشود، زیرا شعر خوب از سخنان بیفایده به وجود نمیآید.