شمارهٔ ۱۲۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دل پریشان و رنجور خود سخن میگوید. او به تلخیها و سختیهایی که در عشق کشیده، اشاره میکند و احساس میکند که شادی از او دور شده است. دلش به عشق گرفتار شده و او در جستجوی معنای واقعی دلش است. شاعر به دیگران میپرسد که این دل کیست و متوجه میشود که دلش در واقع عشق اوست. او در مییابد که عشقش چنان او را تغییر داده که دیگر خود را نمیشناسد. با این حال، او همچنان در تلاش است تا از عشق زیبا بهرهمند شود و به خوبی معشوقش اشاره میکند که بینظیر است. در نهایت، او به تلخیهای جدایی اشاره دارد و میگوید که هیچکس نمیتواند تلخی جدایی را درک کند مگر آنکه خود آن را تجربه کرده باشد.
ای جان بدسگالان جفت گداز کردهوی طبع نیک خواهان انباز ناز کرده
هوش مصنوعی: ای جان! کسانی که بدخواه هستند، در دل خود آتشی دارند، در حالی که طبع خوب خواهان، همواره با ناز و لطافت رفتار میکنند.
شد روزه خجسته عید مبارک آمداندر گشاده یابی این در فراز کرده
هوش مصنوعی: روز عید مبارک و خوشحال کننده فرا رسید و درهای خوشبختی به روی تو باز شده است.
درهای رنج بادا بر تو فراز دائمدرهای عیش بادت بیوسته باز کرده
هوش مصنوعی: همیشه با مشکلات و دشواریها مواجه خواهی بود، اما در عوض، همیشه فرصتهای خوشی و شادکامی نیز در انتظار توست.
از خلق بی نیازی هستی جهانیان رااز خواسته ببخشش دل بی نیاز کرده
هوش مصنوعی: تو به قدری بینیاز و کامل هستی که تمام جهانیان را از خواستههایشان بینیاز کردهای و دلهایشان را به خود مشغول ساختهای.
چون می خوری امیرا باده طراز میخورکر مشگ ناب کردی بر گل طراز کرده
هوش مصنوعی: وقتی که ای امیر، شراب مینوشی، باید مانند شراب ناب، بر روی گلها زیبا و دلنشین باشی. شایسته است که با وقار و زیبایی این لذت را تجربه کنی.
گر شعر کوته آمد چون می خورم بشادیشعر دراز خوانم فردا نماز کرده
هوش مصنوعی: اگر شعری کوتاه باشد، برای شادیام آن را مینوشم و اگر طولانی باشد، فردا به خواندنش میپردازم در حالی که نماز انجام دادهام.