شمارهٔ ۱۴۶
هوش مصنوعی: شاعر از شادی و خوشحالی خود به خاطر دریافت نامهای از دوست سخن میگوید که نشاندهنده پیوند عمیقتری میان آنهاست. او به دوستیاش اطمینان دارد و بر این اعتقاد است که دوستش همیشه راستگو بوده است. شاعر عشق و جوانیاش را فدای دوست میکند و ابراز میکند که دوری از او برایش سخت و غمانگیز است. او با اشاره به زیبایی عشق، از دوستش میخواهد که به او نزدیک شود تا دوباره محبت و شادی را تجربه کند. در پایان، بر رابطهای متقابل تأکید میکند که در آن هر دو طرف خواستهها و محبتهای یکدیگر را در نظر میگیرند.
کجائی تو این راحت جان کجائیکجائی که هر چند خوانم نیائی
هوش مصنوعی: کجایی، ای آرامش جانم؟ هر بار که صدایت میزنم، تو نمیآیی.
بریدم همه آشنائی ز وصلتفراقت برد از طرب آشنائی
هوش مصنوعی: من تمام روابط و آشناییهای خود را به خاطر جدایی تو قطع کردهام و از شادی و سرور آشنایی دیگر خبری نیست.
مرا هر زمانی هوایت بپرسدکه در هجر آن ماه خامش چرائی
هوش مصنوعی: هر زمان که از من بپرسی که چرا در غم و دوری آن ماه زیبا هستم، دلم برای تو تنگ میشود.
ایا یوسف حسن تا تو برفتیچو یعقوبم اندر غم مبتلائی
هوش مصنوعی: ای یوسف زیبایی، وقتی تو رفتی من مانند یعقوب در اندوه و غم غرق شدهام.
بجانت خریدار بوده است عاشقکه هستی چو یوسف ز خوبی جدائی
هوش مصنوعی: عاشق تو کسی است که جانش را فدای تو کرده و در عشق تو به خوبی تو را میبیند، اما تو به خاطر زیباییهای وجودت از او دوری میکنی.
نه از سنگ بشکست دست وصالتکه دارو شود ای صنم مومیائی
هوش مصنوعی: دستی که به عشق تو رسیده، از سنگ هم سختتر است و نمیتواند بشکند؛ تو ای محبوب، باید مانند مومیایی، جان تازهای به من ببخشی.
چراغ وصالت میان باد کشتستکز او تیره باشد مرا روشنائی
هوش مصنوعی: چراغ عشق تو در میان باد به خشم افتاده است و از آن، روشنی من تیره و تار شده است.
چه سود است هجر و وصالت که ما رازمانه کشیده است تیغ جدائی
هوش مصنوعی: از جدایی و وصال چه فایدهای دارد وقتی که زمان ما را به زور از هم جدا کرده است؟
جدائیت حکم خدایست بر منحذر چون کنم من ز حکم خدائی
هوش مصنوعی: جدایی تو، برای من حکم خداوند است. چطور میتوانم از این حکم الهی سرپیچی کنم؟