شمارهٔ ۷۸
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ احساس شادمانی و آرامش شاعر است که از دیدن محبوبش به دست آورده است. او از غم و اندوه گذشته رها شده و اکنون در کنار کسی که دوستش دارد، احساس خوبی دارد. شاعر به زیبایی محبوبش اشاره میکند و از اینکه توانسته به آرزوی خود برسد، ابراز خوشحالی میکند. همچنین، او به قدرت و تأثیر خود بر دیگران اشاره میکند و به دستاوردهایش در برابر بدخواهیها افتخار میکند. در نهایت، شاعر از این که در زمان مناسب کارهایی انجام داده که دیگران نتوانستهاند، رضایت دارد.
بوصل اندرون یافتم کام خویشرهاندم ز دام غم اندام خویش
هوش مصنوعی: در دل محفل، خواستهام را پیدا کردم و از چنگال اندوه وجودم آزاد شدم.
نشستم چنان چون همی خواستمبه آرام دل با دلارام خویش
هوش مصنوعی: نشستم به آرامی و سکوتم را با دل آرامم تقسیم کردم.
نمودم بدو روی گلرنگ خویشنمود او بمن روی گلفام خویش
هوش مصنوعی: من زیبایی خود را به او نشان دادم و او نیز زیبایی خود را به من نشان داد.
ایا کام من دیدن روی توهمی یابم از روی تو کام خویش
هوش مصنوعی: آیا میتوانم از دیدن چهرهات به آرامش و خواستههای خود برسم؟
دل از دام هجر تو کردم رهاکشیدم ترا شاد در دام خویش
هوش مصنوعی: دل را از غم دوری تو آزاد کردم و تو را شاداب در چنگال خودم گرفتم.
ازین خوبتر چون بود روزگارکه دیدم جهان زیر صمصمام خویش
هوش مصنوعی: در این دنیا چه زمانی بهتر از این است که من دیدم همه چیز تحت کنترل و سلطهی خودم است.
بزیر زمین برد بدخواه رابرآورد بر آسمان نام خویش
هوش مصنوعی: بدخواه را به زیر زمین خواهد برد و نام خود را به آسمان خواهد رساند.
بهنگام خویش آنچه من کرده امنکرده است خسرو بهنگام خویش
هوش مصنوعی: در زمان خود من، آنچه من انجام دادهام، خسرو در زمان خود انجام نداده است.