شمارهٔ ۲۲
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به غم و اندوه خود بر اثر جدایی از محبوبش میپردازد. او احساس میکند که هر روز دلش بیشتر میشکند و چشمانش از غم پرآب است. زیبایی محبوبش، که مانند زلف دراز و چهرهای چون گل است، او را به شدت دلتنگ کرده و غم هجرانش غیرقابل تحمل شده است. شاعر میگوید که با رفتن محبوبش آرامش و خوشحالیاش از بین رفته و رنجهایش به قدری زیاد است که به آنها به میزان وزن کوه میماند. او از محبوبش میخواهد که به او نگاه کند و میگوید هیچ دردی در دنیا نیست که او بدون محبوبش نچشیده باشد و اگر محبوبش بر او ببخشد، گناهی در این کار نیست.
تا ماه مرا رفتن با خیل و سپاه استهر روز مرا دل بره و دیده براه است
هوش مصنوعی: هر روز که میگذرد، دلم به یاد تو بیتاب است و چشمانم در انتظار تو به راه نگاه میکنند، زیرا من با گروهی از عشق و احساس به سوی تو میروم.
پر گرد سپاه است دو رخسار من از غمتا بر گل رخساره او گرد سپاه است
هوش مصنوعی: دو چهرهی من به خاطر غم، شبیه یک صف از سربازان است، تا زمانی که بر چهرهی او، غم همچون رنج و دشواریهای جنگ سایه افکنده باشد.
چون زلف درازش غم هجرانش دراز استچون چشم سیاهش ز غمم روز سیاه است
هوش مصنوعی: زلف بلند او نشاندهندهی غم جداییاش است که بسیار طولانی و عمیق به نظر میرسد، و چون چشم سیاهش بر اضطراب من میافزاید، روزها برایم مثل شبهای تاریک سپری میشود.
از رفتن او رامش و آرامش من رفتگر زود نیاید بر من کار تباه است
هوش مصنوعی: با رفتن او، شادی و آرامش من از دست رفت. اگر هرچه زودتر برنگردد، اوضاع برای من خراب خواهد شد.
اندیشه او بر دل من کوه گرانستوز رنج و عنا گونه من گونه کاه است
هوش مصنوعی: فکر و خیالات او برای من سنگینی و سختی زیادی دارد، اما درد و زحمت من به قدری کم و ناچیز است که مثل کاه به نظر میرسد.
چون قامت او هست دلش یکتا با مندرد من از ایشانست او را چه گناه است
هوش مصنوعی: وقتی قامت او در نظر است، دل او تنهاست و غم من از این افراد است. او چه گناهی دارد؟
ای آنکه ترا ماه تمام از بر سرو استای آنکه ترا لاله سرخ از بر ماه است
هوش مصنوعی: ای کسی که زیباییات مانند ماه کامل است و قدت به شکوه سرو میماند، ای کسی که رنگ لبانت مانند لالهی سرخ است و از زیباییات به ماه میافزاید.
دردی بجهان نیست که من بی تو نخوردمگر بر من بیچاره ببخشی نه گناه است
هوش مصنوعی: هیچ دردی در این دنیا نیست که من بدون تو تجربه نکرده باشم، اگر تو به منِ بیچاره ببخشی، این کار نادرستی نیست.