شمارهٔ ۱۰۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به معشوق خود توصیه میکند که از عاشقی دوری کند و از عشق و زیباییها بپرهیزد. او میگوید که وقتی دل به عشق میبندی، باید مراقب شرم و خرد خود باشی. شاعر با اشاره به مشکلات و دردهای عاشقی، میگوید که نباید خود را به خطر بیندازی و زندگیاش را دچار مشکل کنی. او همچنین از ناکامی خود در عشق گلهمند است و از حال معشوق سئوال میکند. در نهایت، او به این باور میرسد که صبر کردن برای رسیدن به آرزوها کافی نیست و باید به دنبال راهحلهای دیگری باشد.
ای دل تو را بگفتم کز عاشقی حذر کنبگذار نیکوان را وز مهرشان گذر کن
هوش مصنوعی: ای دل، به تو گفتم از عشق دوری کن؛ کسانی که در عشق نیکو هستند را رها کن و از محبتشان عبور کن.
چون رویِ خوب بینی دیده فرازِ هم نهچون تیر عشق بارد شرم و خرَد سپر کن
هوش مصنوعی: وقتی که چهره زیبای محبوبت را میبینی، چشمهایت از شگفتی بالا میرود. اما مثل تیر عشق، تو هم باید از شرم و خجالت خودت را محافظت کنی.
فرمان من نبُردی فرجام خود نجُستیپنداشتی که گویم هر ساعتی بتر کن
هوش مصنوعی: فرمان من این است که مبارزهای وجود ندارد، اما تو گمان کردهای که هر لحظه باید بدتر شود.
هر گام عاشقی را صدگونه درد و رنج استگر ایمنیت باید، از عاشقی حذر کن
هوش مصنوعی: هر گام در مسیر عشق پر از درد و زحمت است، پس اگر میخواهی از چنگال این دردها در امان باشی، از عشق دوری کن.
ناکام من برفتی در دامِ عشق ماندیچونست روزگارت؟ ما را یکی خبر کن
هوش مصنوعی: من شکست خورده و ناکامم و تو از من رفتهای، اما در عشق همچنان در دام آن گرفتار شدهای. حال و روزت چگونه است؟ لطفاً از آن به ما خبری بده.
اکنون به صبر کردن ناید مراد حاصلزین چاره باز مانی، رو چارهٔ دگر کن
هوش مصنوعی: الان وقت صبوری نیست و با این تدبیر نمیتوانی به خواستهات برسی، بنابراین بهتر است راههای دیگری را امتحان کنی.