شمارهٔ ۴
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به احساس ناامیدی و بیتوجهی نسبت به دنیا اشاره میکند. او میگوید که زندگیاش را به دست افراد نالایق سپرده است و از آنها رنجیده است. با دیدن محبوبش، حالش بهتر میشود و زهر زندگیاش به نوشی تبدیل میشود، اما اگر این محبوب نتواند او را در این شهر تحمل کند، احساس تنهایی و بیکسی بیشتری خواهد داشت.
بسپرد بپای ناکسان دهر مراتا کرد مجال یادشان قهر مرا
هوش مصنوعی: شخصی از سر ناچاری و اجبار، زندگی خود را به افرادی سپرده که ارزش وافری ندارند و این باعث شده که دیگر فرصتی برای یادآوری آنها و احساس خشم نسبت بهشان برایش باقی نماند.
با دیدن تو نوش شود زهر مراور نه نبدی جای در این شهر مرا
هوش مصنوعی: با دیدن تو آنقدر خوشحالم که زهر وجودم هم شیرین میشود، وگرنه در این شهر هیچ جا ندارم.