شمارهٔ ۱۲۱
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات احساس عمیق تنهایی و درد خود را بدون وجود دوستش بیان میکند. او میگوید که در چشم انداز زندگیاش، نبود دوستش مانند آتش درونش را میسوزاند و از فکر کردن به خود نیز بیدوست احساس گمگشتهای دارد. در انتها از دوستش میخواهد که بیاید و حال او را ببیند.
از دیده میان رود خونم بی توگوئی که به آتش اندرونم بی تو
هوش مصنوعی: چشمهایم پر از اشک است و حالتم مانند آتش است، بدون تو انگار که درونم به شدت میسوزد.
از فکرت خویشتن برونم بی توای دوست بیا ببین که چونم بی تو
هوش مصنوعی: بدون تو ای دوست، از اندیشه و تصور خودم خارج شدم. بیا و ببین که حال من بدون تو چگونه است.