شمارهٔ ۱۱۰
هوش مصنوعی: این شعر به بیان جستجوی معنوی و احساسی انسان میپردازد که در پی یافتن آزادی، آرامش و عشق واقعی است. شاعر از حالتهای مختلف زندگی میگوید و به دنبال کسی میگردد که در رنج نباشد و از زیباییها و حقیقت عشق بهرهمند باشد. او از حسرت و غم دل میگوید و در نهایت به دنبال وجود خداوند یا یاری است که بتواند دلش را آرام کند. به طور کلی، شعر نشاندهنده احساس تنهایی و نیاز به عشق و آرامش در زندگی است.
جانی که هست رسته ز آزار او کجاستآزاده که نیست گرفتار او کجاست
هوش مصنوعی: کسی که از آزار و درد رهایی یافته کجاست؟ و آن انسان آزاد که تحت فشار و سختی نیست، کجا میتواند باشد؟
آسوده که داشته باشد فراغتیدر دور غمزه های ستمگار او کجاست
هوش مصنوعی: آدمی که بتواند از غم و نگرانیها راحت باشد، در کجای این دنیا میتواند بین ستم و نیش زخمهای محبوبش آرامش پیدا کند؟
صاحب دلی که در دل او نیست بار غمدر آرزوی لعل گهربار او کجاست
هوش مصنوعی: کسی که دلش پر از عشق و محبت است، اما در دلش بار غم و اندوهی وجود ندارد، به دنبال کجاست؟ به دنبال چیزی باارزش و زیبا مثل مروارید میگردد.
من نیستم فتاده رفتار او همینافتاده که نیست ز رفتار او کجاست
هوش مصنوعی: من وجود ندارم، ولی همین رفتار اوست که نشان میدهد من دیگر نیستم. این رفتار او که به زمین افتاده، نشان میدهد که من در کجای این دنیا قرار دارم.
تنها مگو که واله رخسار او منمآن کس که نیست واله رخسار او کجاست
هوش مصنوعی: نیازی نیست که فقط بگویی که من دیوانه و شیفتهی چهرهی او هستم، زیرا من کسی هستم که دیگر آن حس دیوانگی را ندارم. و حالا میپرسم آن دیوانهوارانی که عاشق چهرهی او بودند کجا هستند؟
بی پرده اوست در همه جا جلوه گر ولیچشمی که هست قابل دیدار او کجاست
هوش مصنوعی: او در همه جا حضور دارد و خود را نمایش میدهد، اما کجا میتوان چشمی یافت که توانایی دیدن او را داشته باشد؟
دل بود جای محنت بسیار او بسوختدر حیرتم که محنت بسیار او کجاست
هوش مصنوعی: دل او پر از درد و رنج است، اما من در تعجبم که این همه رنج در کجاست.
از غم دل فضولی زارست بی قراریارب قرار بخش دل زار او کجاست
هوش مصنوعی: از درد و غم دل فضولی به شدت ناراحت و بیقرار است. ای کاش آرامش را به این دل ناآرام هدیه دهی. آن آرامش مورد نظر او کجاست؟