شمارهٔ ۱۳۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق نافرجام و درد و رنج ناشی از جدایی است. شاعر از غم و عذاب قلبیاش میگوید که به علت عشق یک معشوق ساخته است. او به دنبال توجیه سوختن دل و جگرش به خاطر این عشق و جدایی است و از قضاوت سرنوشت و بار سنگین غم خود به ویژه در شبهای هجران شکایت میکند. در عین حال، او به زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر زندگیاش اشاره میکند و در نهایت حس ناامیدی و حیرت خود از وضعیت موجود را بیان میکند.
عکس قد او آینه بربود خطا کردخود را چو دل ما هدف تیر بلا کرد
هوش مصنوعی: عکس قد او آینه را برید و از بین برد، او اشتباه کرد، زیرا خود را هدف تیر مصیبت دل ما قرار داد.
اشک آینه دار قد خم گشته من شددردا که قدم را غم عشق تو دو تا کرد
هوش مصنوعی: اشکهای من که مانند آینهای صاف هستند، به خاطر ناراحتی و غم عشق تو، باعث شده قد من خم شود. ای دریغا که عشق تو چقدر بار سنگینی بر دوشم گذاشته است.
فریاد ز ناسازی طالع که نکردیمجا در دل آن ماه که جا در دل ما کرد
هوش مصنوعی: فریاد میزنیم از اینکه سرنوشت برای ما مناسب نبود، چرا که ما جایی در قلب آن ماه ایجاد نکردیم، در حالی که او در دل ما جا دارد.
کار غم تو با دل تنگم شب هجرانکاریست که با غنچه دم باد صبا کرد
هوش مصنوعی: غم تو در دل من، مثل حالتی است که در شب جدایی ایجاد میشود؛ کاری که با غنچه در هنگام وزش نسیم صبح میشود.
تو گرد ز دامن بفشاندی و من از غممردم که چرا بخت مرا از تو جدا کرد
هوش مصنوعی: تو گردی از دامن خود پاشیدی و من از درد و غم به حال خود مینگرم که چرا بخت من را از تو دور کرد.
خون ریخت جگر سوخت بدن خست دل آزردبا ما غم عشق تو چه گویم که چها کرد
هوش مصنوعی: خون چکیده و جگر سوخته، بدن خسته و دل آزرده است. نمیدانم از عشق تو چه بگویم و چه بلایی بر سرم آوردهای.
برداشت دل از سجده ابروی بتان سردر حیرت آنم که چنین سهو چرا کرد
هوش مصنوعی: دل خود را از سجده کردن به ابروهای بتان برداشتهام و اکنون دچار حیرت و شگفتی هستم که چرا چنین اشتباهی کردم.
تا قطره آبی نشد از جای نجنبیددر هر دل پرسوز که پیکان تو جا کرد
هوش مصنوعی: تا زمانی که هیچ آبی از جایش حرکت نکند، در دلهای پرآشوب که تیر تو را در خود جا دادهاند، هیچ تحولی نخواهد بود.
در پنجه غم ماند گریبان فضولیزان روز که دامان تو از دست رها کرد
هوش مصنوعی: از آن روزی که تو دیگر از دستم رها شدی، من در چنگال غم و ناراحتی گرفتار ماندم و حتی به خودم نمیتوانم برسما.