شمارهٔ ۱۷۷
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق یک عاشق است که به طور مداوم با غم و اندوه در ارتباط است. شاعر میگوید که در عشق، جز غم و اندوه یاری نداشته و عقل و تدبیرش نیز از این درد دور شده است. او احساس میکند که با هر قطره اشکی که میریزد، از وجود خود کاسته میشود و هیچ چیز جز دل زار و دردمندش برایش باقی نمانده است. شاعر از نبود همدمی در بزم غم و اندوهش شکایت میکند و مینالد که هیچ کس مایل به گوش دادن به دردهایش نیست. او در تلاش است تا احساسی عمیق را به دیگران نشان دهد، اما به نظر میرسد کسی برای فهمیدن و درک کردن وجود ندارد. در نهایت، شاعر میفهمد که عمرش در این روزهای غمگینی که میگذرد، به هدر رفته است.
کار من در عاشقی جز با غم یاری نماندگو برو عقل از سرم با او مرا کاری نماند
هوش مصنوعی: در عاشقی، جز غم و اندوه چیزی برای من نمانده است. بنابراین، برو و عقل را از سرم بردار که دیگر هیچ کار و تدبیری برای من نمانده است.
رفت مژگانم بسیل اشک از اطراف چشمدر ره خیل خیال گلرخان خاری نماند
هوش مصنوعی: مژگانم پر از اشک شد و از دور چشمم، به خاطر حادثهای که در راه دیدن زیباییهای گلرخان رخ داد، هیچ نشانی از خارها باقی نماند.
عاشقان را تیغ بی صبری ز دام غم رهاندجز دل زار گرفتارم گرفتاری نماند
هوش مصنوعی: عاشقان با تیزبینی و شجاعت، از چنگال غم نجات پیدا میکنند، اما من تنها دل زخمخوردهای دارم که گیر کرده و دیگر راه نجاتی برایم باقی نمانده است.
خواهدم افکند ضعف از پا چنین کز سیل اشکدر فضای دهر بهر تکیه دیواری نماند
هوش مصنوعی: میخواهم از پایم ضعف را بیفکنم، زیرا در این دنیا به قدری اشک ریخته شده که دیگر هیچ دیواری برای تکیهگاه باقی نمانده است.
هر که بود از صحبت دلگیر من دامن کشیدهمدمم در بزم غم جز ناله زاری نماند
هوش مصنوعی: هر کس که به حرفهای ناراحتم گوش داد، از من فاصله گرفت. در مهمانی غم، جز ناله و گریه چیزی باقی نمانده است.
با که بنمایم متاع خویش در بازار دهرجوهر اسرار معنی را خریداری نماند
هوش مصنوعی: با چه کسی میتوانم دارایی خود را در دنیای زمانه به نمایش بگذارم، وقتی که کسی برای خریدن ارزشهای نهفته و اسرار معانی وجود ندارد؟
شد فضولی نقد عمرم صرف در ایام غمبهر اظهار غم ایام غمخواری نماند
هوش مصنوعی: من بدون اینکه متوجه باشم، تمام عمرم را صرف روزهای غم و اندوه کردهام، تا اینکه حالا هیچ زمانی برای خوشی و شادابی باقی نمانده است.