شمارهٔ ۱۹۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلتنگی برای معشوق است. شاعر بیان میکند که حتی پس از مرگ نیز جای او در کوی معشوق خواهد بود و خاک آنجا خواهد شد. معشوق با جمال زیبا و کودکانهاش، باعث افزایش غم و محنت شاعر میشود. او به این نکته اشاره میکند که کسی به ارزش محبوبان واقف نیست و خود محبوبان نیز ارزش او را نمیدانند. شاعر از زردی رخ و اشک خود میگوید و بیان میکند که عشق و شوق به معشوقش موجب آتش و درد در دلش شده است. در نهایت، او خود را در مسیری میبیند که به عدم و نیستی میانجامد، و عشقش را عمیقتر از هر عاشق دیگری توصیف میکند.
جای ما کوی تو خواهد بود تا خواهیم بودخاک آن کوییم گر سر بر فلک خواهیم بود
هوش مصنوعی: جای ما همیشه در نزدیکی تو خواهد بود و تا زمانی که زندهایم، ما خاک آن مکان خواهیم بود، حتی اگر به بلندای آسمان برویم.
دلبرم طفلست و روز افزون جمالش آه اگرمحنت من هم بقدر حسن او خواهد فزود
هوش مصنوعی: عشق من مانند کودکی است که هر روز بیشتر زیبا میشود. ای کاش درد و رنج من هم به اندازه زیبایی او افزایش یابد.
قدر محبوبان نمی داند کسی بهتر ز مالیک قدر ما نمی دانند محبوبان چه سود
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازه ما ارزش محبوبان را نمیداند، اما محبوبان ارزش ما را نمیشناسند. در این شرایط، چه فایدهای دارد؟
ساخت ما را دور با رخسار زرد و اشک آلزان خط سبز و سر زلف سیه چرخ کبود
هوش مصنوعی: آفرینش ما با چهرهای زرد و گریان از آن خط سبز و موی سیاه، به گونهای است که گویی تحت تاثیر چرخ فلک قرار گرفتهایم.
بر فکند از خلق رسم سجده بت را رخترخ نمودی بر بتان پیش تو واجب شد سجود
هوش مصنوعی: با فروتنی و احترام به تو، طرز سجده کردن را از دیگران آموختم و چهرهات زیباییاش را به بتها نشان داد. اکنون بر من واجب شده است که در برابر تو سجده کنم.
شوق زلف او به داغ دل نرفت از سینهامبر نیاورد این همه آتش ازین خاشاک دود
هوش مصنوعی: عشق و اشتیاق به موهای او باعث نشد که درد دلم از درونم بیرون بیاید. این همه آتش و شعلهور شدن در دل من تنها به خاطر یک چیز کوچک نیست؛ بلکه از زبانههای عشق ناشی میشود.
سالک راه عدم گشتم بفکر آن دهانعاشقی چون من نمیآید فضولی در وجود
هوش مصنوعی: من در مسیر عدم قرار گرفتهام و به این فکر میکنم که عاشقی مثل من پیدا نمیشود که به خاطر او شاد و بیخیال باشد.