شمارهٔ ۱۹۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره درد و رنجی است که عاشق تجربه میکند و فهم و درک یار از این دردهاست. شاعر به این موضوع اشاره میکند که یار او از وفا و محبتش آگاه است و در عین حال به او لطف میکند. همچنین بیان شده است که اگر بدیهایی از سوی دیگران به او گفته شود، اهمیتی ندارد چون یار او را بهتر میشناسد و درک میکند. شاعر در نهایت میگوید که نیازی نیست راز دل خود را بر زبان بیاورد زیرا یار او از همه این افکار و احساسات باخبر است.
به درد و محنت بسیار ما را یار میداندولی کم میکند اظهار آن بسیار میداند
هوش مصنوعی: او از درد و رنج زیاد ما باخبر است، اما کمتر از آنچه که هست، به نمایش میگذارد.
مگو با من چه ربطیست این که با دلدار دارد دلکه آن سریست دل میداند و دلدار میداند
هوش مصنوعی: نگو که این موضوعی که دل با معشوقش دارد، به من چه ارتباطی دارد. دل خودش از این رابطه آگاه است و معشوق نیز از آن خبر دارد.
ازو دیدم وفا تا گریه شد کارم بحمداللهفتاده با کسی کارم که قدر کار میداند
هوش مصنوعی: من وفای او را دیدم تا جایی که به گریه افتادم. خوشبختانه اکنون با کسی در ارتباط هستم که ارزش کار من را میداند.
به مقدار محبت مینماید لطف با هرکسغلام طبع آن طفلم که این مقدار میداند
هوش مصنوعی: محبت به هر کسی به اندازهٔ علاقه و سلیقهٔ او نشان داده میشود. من مثل یک کودک هستم که فقط به همین اندازه این موضوع را درک میکنم.
بدی گر از حسد اغیار گوید پیش یار از ماچه غم چون یار ما را بهتر از اغیار میداند
هوش مصنوعی: اگر کسی از حسد و بدی دیگران صحبت کند، ما از این بابت نگران نیستیم، چون محبوب ما بهتر از آنها را میشناسد.
ز من پرسید محنتهای سودای سر زلفشکه اندوه شب تاریک را بیمار میداند
هوش مصنوعی: از من دربارهی غمهایی که به خاطر عشق به سر زلف او دارم پرسید، غمهایی که مانند بیماری شب تاریک را آزار میدهند.
فضولی راز دل را من چه حاجت بر زبان آرمچو دلبر هرچه دارم در دل افکار میداند
هوش مصنوعی: چرا باید رازم را به زبان بیاورم وقتی محبوبم از هر آنچه در دل دارم باخبر است؟