شمارهٔ ۲۰۵
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و او را از همه گلها و زیباییهای طبیعی برتر میسازد. شاعر معشوق را به عنوان سرو روان و رعناتر از تمامی موجودات معرفی میکند و تأکید میکند که هیچ چیز در جهان به پای زیبایی او نمیرسد. همچنین، شاعر احساس میکند که عشق به زیبایی معشوق، او را در وضعیت خاصی قرار داده و حسرت او را به وجود آورده است. در نهایت، شعر به تقدیس معشوق و بیان احساسی عمیق نسبت به او میپردازد.
ای جمالت ز گل گلشن جان رعناترهر چه رعناتر ازان نیست ازان رعناتر
هوش مصنوعی: زیبایی تو از تمام زیباییهای جهان جذابتر و بینظیرتر است و هیچ چیزی نمیتواند به پای زیبایی تو برسد.
سرو دیدیم بسی در چمن حسن ولینیست سروی ز تو ای سرو روان رعناتر
هوش مصنوعی: در باغ هزاران سرو خوشنقش را دیدیم، اما هیچکدام از زیبایی تو، ای سرو رقیق و روان، زیباتر نیستند.
در گلستان لطافت نشکفتهست گلیز تو ای سرو قد غنچه دهان رعناتر
هوش مصنوعی: در باغی که زیبایی و نرمی وجود دارد، گلی از تو نمیشکفد، ای سرو بلند قامت، با دهانی همچون غنچهای زیبا.
ز جهان مهر جمال تو گزیدم چه کنمتویی از جمله خوبان جهان رعناتر
هوش مصنوعی: از تمام زیباییهای دنیا، من تنها تو را انتخاب کردهام، چه کنم که تو از تمامی زیبایان، زیباتر هستی.
همه سرو قدان باد فدای قد توکه تویی از همه سرو قدان رعناتر
هوش مصنوعی: تمامی سروهای بلند و زیبا فدای قامت تو هستند، زیرا تو از همه آنها زیباتر و جذابتر هستی.
نیست پاکیزه تر از خاک درت باغ جناننیست حوری ز تو در باغ جنان رعناتر
هوش مصنوعی: هیچ چیزی به اندازه خاک در حرم تو پاک و زیبا نیست، و هیچ حوری در بهشت به زیبایی و دلربایی تو وجود ندارد.
جای بر چشم ازانست فضولی مژه راکه شد از خون دلم در غم آن رعناتر
هوش مصنوعی: چشمها از زیبایی مژهها و کارهایش پر شده است، زیرا در دل من غم و درد وجود دارد که باعث شده او زیباتر به نظر برسد.