شمارهٔ ۲۸۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان رنج و زحمتهایی میپردازد که به خاطر عشق و وابستگی به معشوق تحمل میکند. او از جفای معشوق و بیوفاییاش شاکی است و این جفاها را بیش از همه چیز دیگر تحمل میکند. شاعر میگوید که تنها به خاطر رضای معشوق رنج میکشد و هر لحظه به یاد او عذاب میکشد. او به عشقش به معشوق اشاره میکند و بیان میکند که این عشق و فراق، روح او را میآزارد. شاعر در نهایت مینویسد که خود را به خاطر زیباییهای معشوق از جمله زلفهایش میسوزاند و از درد عشقش گلهمند است.
هر لحظه صد جفا ز بلای تو میکشمعمریست جان من که جفای تو میکشم
هوش مصنوعی: در هر لحظه به خاطر مشکلاتی که تو برایم ایجاد میکنی، رنج و سختی بسیاری را تحمل میکنم. مدت طولانی است که زندگیام تحت تأثیر این صدمات تو قرار گرفته است.
جور فلک نمیکشم از بهر کام خودگر میکشم برای رضای تو میکشم
هوش مصنوعی: من به خاطر خواستههای خودم زیر بار سختیهای زندگی نمیروم؛ بلکه هر کاری که انجام میدهم به خاطر رضایت توست.
دانستهام که رسم وفا نیست در بتانبیهوده انتظار وفای تو میکشم
هوش مصنوعی: من میدانم که وعده وفا در دل بتها وجود ندارد، اما همچنان بیهوده منتظر وفای تو هستم.
هردم هزار ساغر خونابه از جگربر یاد لعل روحفزای تو میکشم
هوش مصنوعی: هر لحظه هزاران جام اشک و خون از دل خود بر یاد لبهای جانافزای تو میریزیم.
فرهاد و کوه کندن او را چه اعتبارعاشق منم که بار بلای تو میکشم
هوش مصنوعی: فرهاد برای عشقش کوه را میشکافی، اما من که عاشقم، با تمام سختیهایی که به خاطر تو متحمل میشوم، اعتبار بیشتری دارم.
هرشب به ماه میکشم از آه صد علمبنگر چهها ز شوق لقای تو میکشم
هوش مصنوعی: هر شب به ماه، از سر حسرت و عشق به دیدارت، آهی سنگین میزنم و میخواهم ببینم که چقدر اشتیاق به تو در وجودم است.
در عاشقی همین نه فضولی یگانه استمن هم جفای زلف دوتای تو میکشم
هوش مصنوعی: در عشق فقط همین یک کار ناپسند وجود دارد، و آن این است که من نیز به خاطر زیبایی و ظلم زلف تو، عذاب میکشم.