شمارهٔ ۲۷۹
هوش مصنوعی: این اشعار درباره عشق و درد ناشی از آن است. شاعر از شوق و اشتیاق به یار صحبت میکند و میگوید که هدفش تنها ذکر و یاد اوست. همچنین از نفرتش به دنیای مادی و گدا صفتان و از تکرار غمهایش میگوید. او در اشاره به ناپایداری عشق، به نصیحت دیگران بیاعتنایی میکند و از شدید بودن احساساتش شکایت میکند. شاعر بیان میکند که با درد عشق کسی نمیتواند نجات یابد و میکوشد که به عنوان یک معالج دل زار خود عمل کند، اما در نهایت میداند که این تلاشها بیهوده است.
زین شکوه ها که دم بدم از یار می کنممقصود ذکر اوست که تکرار می کنم
هوش مصنوعی: از این همه زیباییها و جلوهها که هر لحظه از محبوبم بیان میکنم، هدفم یادآوری اوست که مدام در صحبتهایم تکرار میشود.
دارم زهر که طالب دنیاست نفرتیسلطانم از گدا صفتان عار می کنم
هوش مصنوعی: دارم رنجی که به خاطر عشق به دنیا دارم و از سپاسگزاری برای ناشایستها تنفر دارم.
ناصح مگو که عشق بتان را ثبات نیستعمریست من تردد این کار می کنم
هوش مصنوعی: پند دهنده، نباید بگویی که عشق معشوقان پایدار نیست؛ چون من مدتی است که در این کار در حال رفت و آمد هستم.
کم می شود ز گریه چو خونابه جگربد می کنم که گریه بسیار می کنم
هوش مصنوعی: وقتی که زیاد گریه میکنم، حال و احوال بدی پیدا میکنم و گویی عذاب جگر را احساس میکنم.
باشد که از کسی بتوان یافت چارهبا هر که هست درد تو اظهار می کنم
هوش مصنوعی: امیدوارم که بتوانم از کسی راه حلی پیدا کنم. هر کسی که باشد، درد و رنج تو را با او در میان میگذارم.
در ترک ناله ام مکن اندیشه دگراندیشه ز طعنه اغیار می کنم
هوش مصنوعی: در دل من، ناله و افسوس وجود دارد، پس فکر دیگری نکن. من از کلمات و طعنههای دیگران در ذهنم دارم.
کس را ز درد عشق فضولی نجات نیستبیهوده من علاج دل زار می کنم
هوش مصنوعی: هیچکس از درد عشق مصون نیست و در این میان، تلاش من برای بهبود دل شکستهام بیفایده است.