شمارهٔ ۲۸۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عواطف و احساسات عمیق خود نسبت به معشوقش اشاره میکند. او میگوید که همیشه در فکر و دلش معشوقش حضور دارد، اما خود او از وجود معشوق غافل است. شاعر نمیتواند بدون دیدن چهره معشوقش زندگی کند و تمام آرزوهایش تنها به خاطر اوست. او از سختیهایی که ناشی از بیتوجهی معشوق است، میگوید و از او میخواهد که با یک نگاه، مشکلاتش را حل کند. شاعری که در عشق دچار وسواس و مجذوبی شده، امیدوار است که راهی برای رسیدن به عشقش پیدا کند.
دایم تویی مقابل آیینه دلمتو در دلی ولی ز تو من سخت غافلم
هوش مصنوعی: تو همیشه در مقابل آیینه دل من هستی و در قلبم جای داری، اما من به شدت از وجود تو غافل هستم.
قطع نظر ز دیدن روی تو چون کنمچون هست روی تو همه دم در مقابلم
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم از زیبایی تو غافل شوم، وقتی که هر لحظه چهرهات در برابر من است؟
گر مایلم بغیر تو آن هم ز شوق تستغیر تو کس نکرده بغیر تو مایلم
هوش مصنوعی: اگر من بخواهم غیر از تو، این فقط به خاطر شوقی است که به تو دارم. هیچ کس دیگری نمیتواند جای تو را برای من پر کند.
یاد از تو می دهند عجب نیست گر چنینمفتون شکل هر بت شیرین شمایلم
هوش مصنوعی: به یاد تو افتادن امر عجیبی نیست، وقتی که زیبایی تو مرا به شدت مجذوب کرده و به صورت یک مجسمه زیبا درآورده است.
خوبان که صید من بسر زلف می کنندسوی تو می کشند بمشگین سلاسلم
هوش مصنوعی: زیباهایی که مرا با زلف خود در تله میاندازند، مرا به سمت تو میکشند و در دل من عشق و شوق را برمیانگیزند.
شد کار مشکل از عدم التفات توبگشا بیک نظر گره از کار مشکلم
هوش مصنوعی: با بیتوجهی تو، کارم سخت و دشوار شده است. فقط با یک نگاه، میتوانی گره از مشکل من باز کنی.
راه وفای اوست فضولی طریق منامید کین روش برساند بمنزلم
هوش مصنوعی: راه وفای او، فضولی و کنجکاوی من است. امیدوارم که این مسیر، مرا به منزل مقصود برساند.