شمارهٔ ۲۹۶
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر زندگی عاشقانه و پر از درد و رنج شاعر است. او معتقد است که در هیچ کجای زندگیاش بیغم نبوده و همیشه با آزار و غم ناشی از عشق همراه است. او عشق و جنون را برای خود ضروری و ارزشمند میداند و از اینکه تمام عمرش را به عشق ورزیده و بیهوده نبوده، شکرگزاری میکند. شاعر به صورت تلویحی بیان میکند که هرگز از یاد و خاطره محبوب خود جدا نشده و همیشه در کنج غم و اندوه بوده، و به هیچ وجه به فکر شادی و بهار نبوده است. در کل، او از زندگیاش به عنوان سفری دردناک و همیشه در جستجوی محبت یاد میکند.
تا بوده ایم بی غم یازی نبوده ایمبی درد و داغ لاله عذاری نبوده ایم
هوش مصنوعی: ما از زمانهای گذشته تا کنون همواره با غمها آشنا بودهایم و هرگز بدون درد و رنج نبودهایم. مانند لالههای عذاری که همیشه در صحنهی زندگی با احساسات و دشواریها مواجه بودهاند.
بی اعتبار عاشقی و لذت جنوندر هیچ کشوری و دیاری نبوده ایم
هوش مصنوعی: عشق و جنون ما هیچ ارزشی در هیچ جا نداشته است.
بودست کار ما همه عمر عاشقیشکر خدا که بیهده کاری نبوده ایم
هوش مصنوعی: تمام عمر ما در عشق به سر رفته است. خوشحالیم که این عشق بیدلیل نبوده و نتیجهاش ارزشمند است.
هرگز ز عمر ما نگذشته دمی که ماخونین جگر ز دست نگاری نبوده ایم
هوش مصنوعی: هرگز لحظهای از عمر ما نگذشته که به خاطر یک محبوب یا معشوق از شدت عشق و رنج دل، دچار غم و اندوه نشده باشیم.
هر جا که بوده ایم ز آزار گلرخانبی گریه و ناله زاری نبوده ایم
هوش مصنوعی: هر جا که حضور داشتهایم، همیشه با درد و رنج زیباییهای چهرهاش همراه بودهایم و هرگز بدون گریه و زاری نتوانستهایم از آن مکان بگذریم.
جز کنج غم نبوده همیشه مقام ماهرگز بفکر باغ و بهاری نبوده ایم
هوش مصنوعی: ما همیشه در گوشهای از غم و اندوه هستیم و هرگز به فکر خوشیها و زیباییهای زندگی چون باغ و بهار نبودهایم.
پیوسته غرقه ایم فضولی بکام دلزین بحر هیچ گه بکناری نبوده ایم
هوش مصنوعی: ما همیشه در کارهای دیگران غرق هستیم و هیچگاه از این دریای محبت و دوستی جدا نشدهایم.