شمارهٔ ۱۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر، مراحل مختلف عمر خود را توصیف میکند. در ابتدا، دوران کودکی را بهعنوان زمانی پر از شادی و سرور میبیند، اما این دوران بدون علم و عمل به جهل و نادانی سپری شده است. با گذشت زمان و رسیدن به بزرگسالی، او گرفتار غم و اندوه میشود و حتی در عالم خیال نیز نمیتواند از لذتهای دنیا بهرهمند شود. در انتهای عمر، او به دوران صلاح و ورع میرسد، اما این زمان نیز صرف ندامت و پشیمانی میشود. شاعر با حسرت به عمر خود نگاه میکند و از فقدان لذتهای روحانی و واقعی در زندگیاش مینالد.
اول عمرم که هنگام سرور و ذوق بودعاری از علم و عمل در جهل و نادانی گذشت
هوش مصنوعی: در ابتدای زندگیام، زمانی که شاد و سرمست بودم، بدون هیچ دانشی و عملی، در ignorance و نادانی به سر میبردم.
از طفولیت چو بگذشتم اسیر غم شدمبعضی آن هم در خیال عالم فانی گذشت
هوش مصنوعی: از زمان کودکیام که گذشتم، گرفتار غم شدم و این غم بیشتر در خیال و تصور دنیای فانی خود را نشان داد.
آخر عمرم که ایام صلاح است و ورعدر ندامت صرف گشت و در پشیمانی گذشت
هوش مصنوعی: در پایان عمرم که روزهای خوبی را سپری میکنم و از کارهای نادرست دوری کردهام، زمانم در تاسف و پشیمانی سپری شده است.
آه ازین عمری کزو ذوقی ندیدم هیچ گهغافل از کیفیت لذات روحانی گذشت
هوش مصنوعی: این زندگی که دارم، هیچ لذتی به من نبخشید و من از زیباییهای واقعی روحانی غافل بودم و به همین سادگی گذراندهام.