بخش ۱۲ - نشأه جام ششم
هوش مصنوعی: این شعر دعوای شاعر به ساقی است تا او را با شراب ناب و خاص خود سیراب کند. شاعر از ساقی میخواهد که او را از فیض و طراوت نشئی که در شراب نهفته است بهرهمند سازد. او اظهار میکند که با نوشیدن این شراب، احساس عظمت و حاکمیت پیدا میکند و تفاوتی میان درویش و پادشاه برایش محو خواهد شد. شاعر در نهایت میخواهد که این لذت و شور را در جمع دوستانش به اشتراک بگذارد و از سادگی و بیخبر بودن از دنیا رها شود.
بیا ساقی آن جوهر بی بدلکه در نشاه اوست فیض ازل
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، آن نوشیدنی بینظیر را بیاور که در لذت و سرمستی آن، نعمتهای جاودانی نهفته است.
بمن ده که فیضی رساند مرادهد ذوقی از من ستاند مرا
هوش مصنوعی: به من عطا کن که بهرهای به من برساند و لذتی از من بگیرد.
بیا ساقی آن ساغر پر شرابنگین مرصع بیاقوت ناب
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، آن پیالهی پر از شراب را بیاور که زینتدار و با ارزشی است و دارای جواهرات قیمتی میباشد.
بمن ده که من هم بآن لعل ترمرصع کنم چهره همچو زر
هوش مصنوعی: به من هم عطا کن که من بتوانم چهرهام را مانند نگینی زیبا و درخشان تزیین کنم، مانند طلا.
بیا ساقی آن مایه عز و جاهکه درویش را می کند پادشاه
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، آن نوشیدنی را بیاور که میتواند یک درویش را به مقام و منزلتی بلند برساند و او را چون پادشاهی قدرتمند جلوه دهد.
بده تا ندانم من بی نواکه فرق از گدا چیست تا پادشاه
هوش مصنوعی: به من بگو تا نتوانم تشخیص دهم که چه تفاوتی بین گدا و پادشاه وجود دارد، به خاطر اینکه همه ما در این دنیا فقیر و بینوا هستیم.
چو ذوقی رساندی ز می بر دلمبجام ششم گرم کن محفلم
هوش مصنوعی: وقتی که طعم شراب را به دلم رساندهای، در مجلس من با جام ششم حال و هوای این محفل را گرم کن.
که ذوق از ششم نشأه گیرد کمالدلیری کند دل باظهار حال
هوش مصنوعی: احساس و شور و شوق از عالم ششم سرچشمه میگیرد و باعث میشود که دل به ابراز حال و احوال خود جرأت و جسارت تازهای پیدا کند.