شمارهٔ ۶۸
هوش مصنوعی: این متن شعر فارسی شامل ویژگیهای دانایی و خردمندی است. شاعر به توصیف دانایان و هشیاران میپردازد که کارهای بیهوده نمیکنند و به اخلاق نیکو و کردار شایسته اهمیت میدهند. دانایان در پی علم و معرفتاند و با رفتار درست خود، آرامش و حسننیت را در جامعه برقرار میکنند.
شاعر بیان میکند که فرد دانا همچون پزشکی است که جهل را درمان میکند و باید از مصاحبت با افراد نادان دوری کرد. او به جوانان توصیه میکند که عمر خود را صرف امور بیهوده نکنند و برای علمآموزی و تربیت خود تلاش کنند.
مزیتهای دوستی با افراد دانا و بافرهنگ نیز ذکر شده و به اهمیت تقوا، تواضع و خردورزی پرداخته میشود. شعر در نهایت به فضیلتهای فردی و اجتماعی اشاره دارد و به خوانندگان یادآوری میکند که زندگی خویش را با صداقت و علم غنا ببخشند.
دانا کبود بنزد مردم هشیارآنکه به بیهوده هیچ می نکند کار
هوش مصنوعی: فرد دانا و خردمند در نظر افراد آگاه، هرگز وقت خود را به کارهای بیهوده نمیگذرانند.
دانا آن شد که پخته سازد و نیکوخامی گفتار خویش و زشتی کردار
هوش مصنوعی: انسان عاقل کسی است که بتواند سخنان نیکو را به زیبایی بیان کرده و کارهای ناپسند خود را به خوبی اصلاح کند.
خوب کند زشت را بکوشش افزونپخته کند خام را بجوشش بسیار
هوش مصنوعی: خوبی میتواند زشتی را با تلاش اصلاح کند و ناپختگی را با تلاش و کوشش به پختگی برساند.
کام نجوید بشوخ چشمی و مستیمغز بشوید ز خویش بینی و پندار
هوش مصنوعی: آدمی به دنبال لذت و خوشحالی نیست، بلکه در پی آن است که از ناامیدی و افکار آزاردهنده خود رهایی یابد.
دوست ز گفتار او نیابد رنجشیار ز رفتار او نبیند آزار
هوش مصنوعی: دوست از صحبتهای او ناراحت نمیشود و یار از رفتار او آزاری نمیبیند.
می نگذارد قدم مگر بدرستیمی نسراید سخن نگر بسزاوار
هوش مصنوعی: اگر کسی نمیگذارد تا با دقت و صداقت قدم برداریم، پس نباید بیدلیل چیزی بگوییم. باید به درستی و شایستگی سخن بگوییم.
آب ز سنگ آورد بفکرت بیروننقش بر آب آورد بهوش پدیدار
هوش مصنوعی: آب از سنگ بیرون میآید و این نشانهای است که با تفکر میتوان به نتایج و شکلهای جدیدی دست یافت. به عبارتی، حتی در شرایط سخت و دشوار نیز میتوان ایدهها و تصورات جدیدی را خلق کرد.
جز بخدایان هش نگردد همرهجز بعدویان دین نجوید پیکار
هوش مصنوعی: هیچ چیزی جز خدایان همراه و همسفر نمیشود و همچنین کسی جز افراد دیندار به دنبال جنگ و پیکار نمیگردد.
هیچ نیارد بجاهلان سر تصدیقهیچ نکوبد بعاقلان در انکار
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند جاهلان را قانع کند و هیچ عاقلی هم نمیتواند در برابر انکار آنها مقاومت کند.
جامه ز تقوی کند گله ز تواضعور نبود در برش دراعه و دستار
هوش مصنوعی: لباس تقوا بر تن کن و با تواضع جلوهگر باش، اگر این لباس و پوشش را نداشته باشی، نتوانی از عبا و عمامه بهرهمند شوی.
در کف جوشش خلل نبینی هرگزور تو بجوشانیش هزار و دو صدبار
هوش مصنوعی: اگر در دست آب جوشانی قرار داشته باشی، هرگز نقصی نمیبینی. حتی اگر آن را هزار و دویست بار هم بجوشانی، باز هم نقصی در آن مشاهده نخواهی کرد.
می ننیوشد سماع مطرب چالاکبلکه ننوشد قدح بدکه خمار
هوش مصنوعی: شراب نمینوشد برای این که به رقص و شادی مطرب زنده باشد، بلکه آن را نمینوشد چون میخواهد که در گمان و هوس نرود.
می نخورد هیچ ز آنکه خوردن می رابیهده حرمت نداد احمد مختار
هوش مصنوعی: هیچکس از کسی که مینوشد، رغبت نمیکند؛ زیرا احمد مختار حرمت نوشیدن می را بیجهت نپذیرفته است.
دخت رزام الخبائثست و بتحقیقجز بچه ماران نزاید از شکم مار
هوش مصنوعی: دختر رزام چیزهای پلید و زشت را در خود دارد و به یقین از شکم مار تنها فرزندان مار زاییده میشوند.
بنده آن مهترم که از ره بینشدل ننهد بر وفای گیتی غدار
هوش مصنوعی: من آن خادمی هستم که به خاطر دیدگاه قلبیام، به وفای دنیا فریبنده دل خوش نمیکنم.
عشق نورزد بلعبتان پریرخمهر نجوید ز شاهدان ستمکار
هوش مصنوعی: اگر کسی به عشق خود نپردازد و از زیباییهای ظاهری غافل بماند، هرگز نمیتواند از معشوقان ظالم و ستمکار چیزی جز درد و رنج بیابد.
عمر گرانمایه را تلف ننمایدآسان آسان بجمع درهم و دینار
هوش مصنوعی: زندگی باارزش خود را بیهوده و به راحتی صرف جمع کردن پول و ثروت نکنیم.
شهوت فرج و شکم که بنده عقلندچیره نگردد بر او چو شحنه جبار
هوش مصنوعی: خواستههای زمینی و لذتهای مادی که تحت کنترل عقل هستند، نمیتوانند بر او غلبه کنند مانند نگهبان ستمگری که بر مردم تسلط ندارد.
با تو من ای نور دیده فاش سرایمز آن که مرا فاش و ساده باید گفتار
هوش مصنوعی: با تو، ای روشنی چشمانم، بیپروا سخن میگویم؛ زیرا باید به گونهای صریح و ساده با تو صحبت کنم.
هر که نیاموخت دانش از پدر و مامروز و شبش تربیت کنند بهنجار
هوش مصنوعی: هر کس که از والدین خود علم و دانش نیاموخته باشد، باید در طول روز و شب با آداب و روشهای درست تربیت شود.
صحبت چونین کسی میسر اگر شددامنش از کف مده بزودی زنهار
هوش مصنوعی: اگر فرصتی پیش آمد که با کسی چنین صحبت کنی، هرگز او را از دست نده و به سرعت از او دور نشو.
صحبت شخصی چنین غنیمت بشمرخاطر مردی چنین عزیز نگهدار
هوش مصنوعی: با مهر و محبت نسبت به دیگران گفتگو کن و این را یک نعمت و فرصت ارزشمند بدان. همچنین حفظ و مراقبت از کسی که ارزش زیادی دارد، بسیار مهم است.
دانا ماه است و روز ما شب تیرهروشنی مه عزیزدان بشب تار
هوش مصنوعی: معنی این بیت به این صورت است که فردی دانا و فرزانه مانند ماه میباشد، در حالی که روزهای ما مانند شبی تاریک و بینور است. در این ایده، به اهمیت و ارزش دانایی اشاره شده و از روشنایی و روشنی که از دانش و دانایی حاصل میشود، صحبت به میان آمده است.
دانا باشد طبیب ناخوشی جهلدرد چو داری برو طبیب بدست آر
هوش مصنوعی: کسی که داناست و آگاه است، میتواند به درمان مشکل نادانی بپردازد. اگر به چنین فردی دسترسی داری، بهتر است به او مراجعه کنی تا از دانشش بهرهمند شوی.
دانا ماند به ابر و فضلش بارانخاطر ما و تو همچو ساحت گلزار
هوش مصنوعی: عالم به مانند ابر است که با فیض و دانش خود، آرامش و شادی را برای ما به ارمغان میآورد، و تو نیز مانند باغی زیبا هستی که در آن همه چیز خوشبو و دلپذیر است.
نزهت یابد بسبزه و گل و ریحانساحت گلزار از ترشح امطار
هوش مصنوعی: با بارش باران، باغ با سبزه، گل و ریحان زنده و شکوفا میشود.
دانا چون رایض است و خلق ستورانبهر ستوران همی بیارد افسار
هوش مصنوعی: عالم و آگاه مانند چنان کسی است که میتواند مدیریت و کنترل کند و مردم هم مانند حیوانات هستند که باید برای هر یک از آنها، راهنمایی و سرپرستی مناسب بیابند.
آخورشان را علوفه ریزد از علمتا ننمایند همچو گاوان نشخوار
هوش مصنوعی: آنها که علم و دانش دارند، به اندازه کافی از آن بهرهمند میشوند تا مانند گاوها فقط به نشخوار کردن نپردازند و عمیقتر بیندیشند.
لاغری و سکسکی کنند فراموشفربه گردند و چست و چابک و رهوار
هوش مصنوعی: افرادی که لاغر و ضعیف به نظر میرسند، ممکن است بهتدریج فراموش کنند که زمانی چه بدنی داشتند و به مرور زمان چاق و سرزنده و پرانرژی شوند.
دانی بهر چه سوی سید جرهمرفت ایاد و مضر ربیعه و انمار
هوش مصنوعی: میدانی چرا سید جرهم به سوی ایاد و مضر ربیعه و انمار رفت؟
راه بریدند با مشقت از ایراکصحبت دانا همی بدند طلبکار
هوش مصنوعی: با سختی از ایراک عبور کردند و در گفتگو با افراد دانا در تلاش بودند تا آنچه را میخواستند به دست آورند.
گر در پند مرا بدانی ارزشدر گوش اندر کشی چو لؤلؤ شهوار
هوش مصنوعی: اگر به نصیحت من توجه کنی، آن را چون مرواریدی گرانبها در گوش خود نگهداری.
باده منوش ای پسر که باده کشان راپایه فرهنگ می نماند ستوار
هوش مصنوعی: پسر، شراب ننوش که کسانی که به شراب پرداختهاند، دیگر پایه و اساس فرهنگ را نمیتوانند به خوبی حفظ کنند.
هوش ز میخوارگان مجوی از ایراکهوش نماند بمغز مردم میخوار
هوش مصنوعی: از مینوشندگان، عقل و درایت را نخواه؛ زیرا که در افراد میخوار، عقل و هوش باقی نمانده است.
خفته نیارد شناخت لعل ز خارامست نداند تمیز کرد گل از خار
هوش مصنوعی: کسی که خوابیده است، نمیتواند زیباییهای لعل (جواهر) را از سنگ خارا (سنگ سخت) تشخیص دهد. همچنین، مستی نمیتواند گل را از خار جدا کند.
بی هنران را ز خود بران که بطبعتصحبت ایشان خلل رساند ناچار
هوش مصنوعی: با افرادی که فاقد هنر و استعداد هستند، دوری کن؛ زیرا همراهی با آنها میتواند به روح و نیازهای درونیات آسیب برساند.
در پی بازاریان مپوی کز اینانرسوا گردی میان برزن و بازار
هوش مصنوعی: به دنبال مردم بازار نرو که ممکن است با ایشان در خیابان و بازار رسوا شوی.
علم بیاموز و کار بند مر او راتا نشوی چون حمار حامل اسفار
هوش مصنوعی: علم را بیاموز و آن را در عمل به کار بگیر، تا مانند الاغی که بار کتاب حمل میکند، نشوی و فقط بار دانایی را حمل کنی بدون اینکه از آن بهرهوری کنی.
چون نه هنر باشدت نه زهد و نه طاعتچون نه کرم باشدت نه عهد و نه کردار
هوش مصنوعی: اگر هنری نداری، زهد و عبادت را نمیشناسی، اگر بخشندگی نداری، پیمان و رفتار نیک را هم نخواهی داشت.
سخره دیوانگان و صورت دیویوز تو بسی بهتر است صورت دیوار
هوش مصنوعی: وجود یک دیوانه و چهرهای زشت از تو، خیلی بهتر از دیواری بیروح و بیاحساس است.
درهم و دینار جمله وزر و وبالندخیره مکن خویش را تو حامل اوزار
هوش مصنوعی: پول و ثروت تنها بار سنگینی هستند و نباید خودت را تحت تأثیر آنها قرار دهی، زیرا تو فقط وسیلهای برای حمل و نقل این امور هستی.
سگسارانند مردمان دغل بازجانت برون بر از این جزیره سگسار
هوش مصنوعی: مردم فریبکار مثل سگ هستند، برو از این مکان که پر از دغلکاران است، دور شو.
گردون ماند به آسیای سبک سیرگیتی چون اژدهای آدمی او بار
هوش مصنوعی: آسمان همچون آسیایی که به آرامی میچرخد، دنیای انسانها را مانند اژدهایی بزرگ در خود نگه داشته است.
این ببر دمان، بقصد سودن ستخوانآن بدر دمان، پس شکستن ناهار
هوش مصنوعی: این ایستگاه زمانی، به منظور بهرهبرداری و استفاده از فرصتها ایجاد شده است. در این زمان، افراد و مجموعهها باید به فعالیتهای سازنده و مثبتی بپردازند تا به نتایج مطلوب برسند.
زنهار ای نور دیده از ره غفلتلختی برگرد و باش چابک و هشیار
هوش مصنوعی: احتیاط کن، ای نور چشمم! لحظهای از مسیر غفلت دور شو و همواره هوشیار و آماده باش.
روز جوانی مآل پیری بنگربهر ذخیرت، کتاب دانش بنگار
هوش مصنوعی: به دوران جوانی خود نگاهی بینداز و برای آیندهات برنامهریزی کن. از اکنون به یادگیری و جمعآوری دانش بپرداز تا در زمان پیری از آن بهرهمند شوی.
شرط فتوت کدام آن را بشناسراه مروت کدام آن ره بسپار
هوش مصنوعی: در اینجا به این موضوع اشاره میشود که برای شناخت از شخصیتهای بزرگ و فضیلتها، باید راه و رسم جوانمردی و رفتار مروت را شناخت. باید بدانیم که کدام رفتار و منش، نشانههای واقعی جوانمردی است و در کدام مسیر باید قدم بگذاریم.
خادم صف را ز جرم غفلت بگذرمنعم خود را حقوق نعمت بگذار
هوش مصنوعی: خدمتگزاران صف را به خاطر بیتوجهیام نادیده بگیر و حقوق و نعمتهایم را به خاطر خودم نگهدار.
خاصه بدرگاه منعمی که در این عصرقافله جود راست قافله سالار
هوش مصنوعی: به ویژه در حضور شخصی که در این زمان، سرپرست کاروان بخشش و generosity است.
والی اقلیم فضل داور یکتامعدن جود و لطف گزیده احرار
هوش مصنوعی: والی سرزمین فضیلت، حاکم یگانهای است که منابع بخشش و لطف را در اختیار دارد و برگزیده آزادگان است.
گوئی خود آیتی است کامده منزلاز صحف رحمت مهیمن دادار
هوش مصنوعی: به نظر میرسد این شخص خود بهتنهایی نشانهای از رحمت و فضل الهی است که به منزل آمده است.
روئی دارد چو برگ لاله روشنخوئی دارد چو ناف نافه تاتار
هوش مصنوعی: چهرهای دارد مانند گل برگ لاله و شخصیتش نرم و لطیف مانند ناف نافه تاتار است.
عافیت اندر زمان او بدر و دشتخیمه زد انسان که می نماند تنی زار
هوش مصنوعی: در زمان اوضاع خوب و آرام، انسان در جایی ساکن میشود و زندگی راحتی دارد، اما این وضعیت همیشه باقی نمیماند و روزهای سخت و دشوار نیز پیش میآید.
نیست دلی جز درون لاله پر از داغنیست تنی جز دو چشم نرگس بیمار
هوش مصنوعی: هیچ قلبی نیست که همچون لاله از درد پر نباشد و هیچ بدنی نیست که دو چشم نرگسش بیمار نباشد.
بازرگانان بروزگار وی از امنبدره امانت نهند در کف طرار
هوش مصنوعی: تاجرها در زمان او، پول و کالاهای ارزشمند خود را با اطمینان در دست دزدان میگذارند.
رأفت دارد بسی بسوقه و دهقانلذت یابد همی ز عفو گنهکار
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم با محبت و مهربانی رفتار میکنند و کشاورز نیز از بخشش و گذشت نسبت به خطاکار لذت میبرد.
باشد با مردمان ملک بعینهچون پدر مهربان و مادر غمخوار
هوش مصنوعی: انسان باید با مردم مانند پدری مهربان و مادری دلسوز رفتار کند.
نیست مر او را بدر زبانی و دژخیمبسکه رؤف است و مهربان و نکوکار
هوش مصنوعی: او از زبان و قساوت دور است؛ زیرا بسیار مهربان و نیکیکننده است.
ور بکشد صدهزار تن بیکی روزشاه نپرسد که از چه گشتی نهمار
هوش مصنوعی: اگر روزی هزاران نفر را به قتل برسانند، شاه هرگز نخواهد پرسید که چرا این کار صورت گرفته است.
ز آنکه بر او اعتماد دارد چندانکداشت رسول خدا به جعفر طیار
هوش مصنوعی: کسی که به او اعتماد میکنید، باید به اندازهای مورد اعتماد باشد که پیامبر خدا به جعفر طیار اعتماد داشت.
بحر خزر پیش جود اوست تنکظرفکوه گران نزد علم اوست سبکبار
هوش مصنوعی: دریای خزر در برابر generosity او مانند ظرفی کوچک است و کوههای بلند در برابر علم او سبک و بیبار به نظر میرسند.
مطلعی آرم برون ز بحر سخایشتا که مدیحش ادا شود بسزاوار
هوش مصنوعی: برای بیان زیباییهای کلمات و سخنانی که شایستهی ستایش و تمجید از او است، باید به عمق اقیانوس اندیشهاش نفوذ کرده و جلوهای از آن را بیرون بیاوریم.
مثقالستی به نزد جودش خروارقطمیرستی به پیش چشمش قنطار
هوش مصنوعی: در نزد generosity او، هر مقدار کمی ارزش زیادی دارد و حتی اگر مقدار زیادی داشته باشی، در برابر دیدگان او ممکن است چیزی نباشد.
کس نبود در جهان که نعمت خوانشبهره نیفتد بر او فزوده ز مقدار
هوش مصنوعی: هیچکس در دنیا نیست که از نعمت خواندن بیبهره باشد و این نعمت، براساس میزان بهرهمندی افراد، روزبهروز افزایش مییابد.
کیسه اش از زر همی گریزد چو نانکمردم دانا ز نیش عقرب جرار
هوش مصنوعی: کیسهاش از طلا فرار میکند، همانطور که مردم باهوش از نیش عقرب هراس دارند.
چشم نپوشد مگر ز دولت دنیاخشم نگیرد مگر بدرهم و دینار
هوش مصنوعی: انسان هیچگاه از نعمتهای دنیا چشم نمیپوشد و تنها زمانی ممکن است عصبانی شود که پای پول و ثروت در میان باشد.
گردون خم شد برای سجده بارشتا بخداوندیش همی کند اقرار
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر بارانی که میبارد، خم شده و به این ترتیب به خداوندش اعتراف میکند.
ای تو بمردی چنان که فردی با یکوی تو به رادی چنان که زوجی باچار
هوش مصنوعی: ای تو که به اندازه فردی، با ویژگیهای خاص خود، در دلها جای داری، همانگونه که یک زوج در کنار هم به آرامش میرسند.
فاتحه رحمت از در تو گشودهفذلکه نعمت از کف تو پدیدار
هوش مصنوعی: دروازهای از رحمت از سمت تو باز شده است و این نعمت از دستان تو نمایان شده است.
نفس زبون تو گشت و کشتی او رااضحیه زین خوبتر که دیده بدیدار
هوش مصنوعی: زبان تو به قدری شیوا و دلنشین است که گویا جان او را به کشتی زندگی میبرد و این زیبایی را از دیدن تو درک کرد.
ور به از این بایدت نمودن قربانرنجه مکن تیغ و دست و پنجه میازار
هوش مصنوعی: اگر قرار است به این خوبی تو را قربانی کنم، پس به من آسیب نزن و با تیغ و دستانت به من آزار نرسان.
ز آن که براهت نهاده سر پی قربانکبش کتائب ز نسل حیدر کرار
هوش مصنوعی: چون تو در راه هدف خود گام گذاشتهای، جانم را فدای تو میکنم، ای پسر رزمندهای از نسل علی (ع) که همواره در مبارزه و شجاعت پیشگام هستی.
عاشق فتراک و تیغ تو است روانمخونم اینک بریز و حلقم بفشار
هوش مصنوعی: دل من به عشق تو میتپد و خون زندگیام در حال ریختن است. اکنون حلقومم را بفشار و اجازه بده که این احساس را تجربه کنم.
نوبت اضحات باد فرخ و میمونایزد یکتات بر بهر دو جهان یار
هوش مصنوعی: اگر باد خوشبخت و مبارکی بوزد، ای خدای یکتا، برای هر دو جهان یار و یاور خواهد بود.
روزت هر روزه باد شادتر از دیسالت هر ساله باد خوبتر از پار
هوش مصنوعی: امیدوارم هر روزت شادتر از دیروز باشد و سالهایت بهتر از سالهای گذشته.