شمارهٔ ۶۹
هوش مصنوعی: شاعر این متن به بیان والایی شخصیت و رسالت پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص)، پرداخته و او را منزه از دروغ و نادرستی میداند. او اشاره میکند که پیامهای پیامبر باید با گوش و دل شنیده شوند و علم و دانش به عنوان ابزاری ضروری برای درک حقیقت و تم distinguish خوب از بد، مورد تأکید قرار میگیرد. نویسنده همچنین به بزرگان و دانشمندان دینی اشاره میکند که میتوانند به تفسیر و تأویل معارف دینی بپردازند.
شاعر در ادامه از اهمیت دانش و علم در زندگی انسانها صحبت میکند و میگوید که بیدانشی به تباهی منجر میشود. او از علم به عنوان راهی برای شناخت خداوند و تمیز کارهای خیر از شر یاد میکند.
در نهایت، شاعر احساسات خود را در رابطه با وضعیت کنونی ایران و مردمش ابراز کرده و به مشکلاتی که در زندگی روزمره با آنها مواجه است، اشاره میکند. او خود را در محبسی میبیند که باید به دنبال آزادی و رهایی باشد.
بارها خواندم ز قول مصطفی اندر خبرکاید آن روزی که تابد آفتاب از باختر
هوش مصنوعی: در روزی که آفتاب از سمت باختر طلوع خواهد کرد، بارها گفتهها و اخبار پیامبر را خواندهام.
ذات پاک مصطفی باشد منزه از دروغکش رسالت داده بر خلقان خدای دادگر
هوش مصنوعی: ذات مقدس پیامبر، مصطفی، از هر دروغی پاک و منزّه است، چون او به دستور خداوند متعال، رسالت را به مردم منتقل کرده است.
گر خدا را، راست گو دانی و پیغامش درستراست میدان هرچه گوید با تو آن پیغامبر
هوش مصنوعی: اگر تو خدا را حقیقتگو و پیامش را درست بشناسی، هر چیزی که پیامبر به تو بگوید، همان پیام خداست.
چون نمی بینی خدا را با دو چشم از صدق دلگوش ده پیغام و در گفتار پیغمبر نگر
هوش مصنوعی: اگر نمیتوانی خدا را با چشمانت ببینی، با صداقت قلبی به پیامها گوش کن و در کلام پیامبر دقت کن.
لهجه صدق رسول هاشمی را با یقیناز درون تصدیق دارند اهل فرهنگ و فکر
هوش مصنوعی: اهل فرهنگ و تفکر با اطمینان از درون حرفهای صدق رسول هاشمی را تأیید میکنند.
لیک آنان کاسمانها را همی بشکافتندتا به پیمودند ابعادش به مقیاس نظر
هوش مصنوعی: اما آنها کاسههای (دلان) را هم میشکافتند تا ابعاد آن را با دید خود اندازهگیری کنند.
هم کواکب را بسنجیدند با میزان علمخط و محور مرکز و قطب و مدار و مستقر
هوش مصنوعی: کارشناسان و دانشمندان با استفاده از علم و دانش خود، تمامی ستارهها و سیارات را با معیارهای مشخصی اندازهگیری و بررسی کردند. آنها موقعیت و حرکت این اجرام را در محور و مدار مشخصی تعیین کردند تا بتوانند به درک بهتری از جایگاه و وضعیت آنها دست یابند.
وزن و ثقل و حجم و قطر و عرض و طول و ارتفاعزاویه سطح عمود و مایل و قوس و وتر
هوش مصنوعی: وزن، سنگینی، حجم، قطر، عرض، طول و ارتفاع و همچنین زاویهها، سطوح عمودی و مایل، قوسها و وترها همه مفاهیمی هستند که به ویژگیها و اندازهگیریهای اشکال و اجسام مربوط میشوند.
ماهها در مشتری جسته مناطق در زحلکوهها در زهره دیده بیشها اندر قمر
هوش مصنوعی: در سیارههای دیگر، ماهها و مناطق مختلف وجود دارند؛ در زحل کوهها دیده میشود و در زهره، درخشندگیها و زیباییهای زیادی مشاهده میشود که در قمرها هم وجود دارد.
جمله، در تأویل قول مصطفی در مانده اندزانکه از دریا نشاید با شنا کردن عبر
هوش مصنوعی: همه در تلاشند که منظور سخنان پیامبر را درک کنند، اما چون نمیتوان به عمق دریا با شنا رسید، به فهم کامل آن ناتوان هستند.
اوصیا دانند اسرار علوم انبیااز پسر باید ترا پرسیدن اسرار پدر
هوش مصنوعی: وصیها و جانشینان پیامبران، رازها و علوم آنها را میدانند، بنابراین برای فهمیدن رازهای پدر، باید از پسر او سوال کرد.
جعفر صادق کند تأویل گفتار رسولکاهل بیت ادری بما فی البیت باشند ای پسر
هوش مصنوعی: جعفر صادق به شما میگوید که پیام رسول دربارهٔ اهل بیت، نکات عمیق و پنهانی دارد که باید درک شود. او به فرزندش گوشزد میکند که بدانید در اهل بیت چه حقایق و معرفتهایی وجود دارد.
راسخ اندر علم داند کشف آیات نبیکی توان پرسید راز بوتراب از بن حجر
هوش مصنوعی: کسانی که در علم ثابت قدم و با دانش هستند، میدانند که برای درک آیات پیامبر نیازی به پرسش از دیگران نیست، همانطور که نمیشود رازهای خاص یک آدم بزرگ مثل بوتراب را از فردی به نام بن حجر پرسید.
از خراسانی اگر پرسی طریق کعبه راگویدت راهی که اندر گل فرومانی چو خر
هوش مصنوعی: اگر از کسی در خراسان دربارهٔ راه کعبه بپرسی، او به تو خواهد گفت که همان راهی است که در گل و لای فرو میروی، مانند الاغ.
از حجازی پرس رسم کعبه تا واقف شویبر مقام و مشعر و خیف و منی رکن و حجر
هوش مصنوعی: از شخصی در حجاز بپرس دربارهی طواف کعبه، تا با جاهای مهمی مثل مقام ابراهیم، مشعر، خیف و منی آشنا شوی و از رکن و حجر نیز اطلاعاتی به دست آوری.
رازداران کنو ز انبیا اندر ورقرانده در تأویل این گفتار فصلی مختصر
هوش مصنوعی: رازداران، سخنان پیامبران را در کتابها نوشتهاند و در تفسیر این گفتهها، فصلی کوتاه قرار دادهاند.
کافتاب دانش اندر دوره آخر زماندر صف خاور زمین خواهد زدن از غرب سر
هوش مصنوعی: در آخرین دوران، نور و روشنی علم و دانش از سمت غرب به طرف شرق زمین تابیده خواهد شد.
قصه عنقای مغرب نیز اگر بشنیده ایمرغ دانش دان که باشد قافش اندر زیر پر
هوش مصنوعی: اگر داستان عنقای مغرب را شنیدهای، بدان که آن پرندهی دانا در قاف خود، زیر پرش قرار دارد.
راه دانش سوی حق باشد طریقی مستقیمهر که در این ره روان نامد ز دین آمد بدر
هوش مصنوعی: راه علم و دانش به سوی حقیقت، راهی مستقیم است. هر کس در این مسیر قرار نگیرد، از دین و حقیقت دور میشود.
جز بدانش زندگی مردن بود صحت مرضجز بدانش بندگی ضایع شود طاعت هدر
هوش مصنوعی: زندگی بدون دانش ارزش ندارد. اگر دانش نباشد، بیماری به درستی درمان نمیشود و خدمتگزاری نیز زیر سؤال میرود و بیهوده میشود.
جز بدانش کی توان تفریق نیک از چیز بدجز بدانش کی شود تشخیص خیر از کار شر
هوش مصنوعی: تنها با دانش است که میتوان نیک و بد را از هم جدا کرد و تنها با آگاهی است که تشخیص میدهیم چه چیزی خوب است و چه چیزی بد.
جز بدانش کی توان بشناخت یزدان ز اهرمنجز بدانش کی توان پرداخت در خلد از سقر
هوش مصنوعی: برای شناخت خدای یکتا و تمایز او از شیطان، فقط با علم و دانش میتوان به این آگاهی رسید. همچنین، تنها با داشتن دانش است که میتوان به بهشت دست یافت و از دوزخ رهایی پیدا کرد.
کیست دانش میرنویان آفتاب مهر و دادارفع الدوله پرنس صلح جوی نامور
هوش مصنوعی: کیست که دانش عالمان بزرگ را دارد و مانند آفتاب، مهر و عدل را در دل مردم میافکند؟ او ارفعالدوله، پرنس صلحجو و نامور است.
سال ده زین پیش باز آمد ز قسطنطین بریهمچو جان اندر جسد یا همچو نور اندر بصر
هوش مصنوعی: ده سال پیش، شخصی از قسطنطین بازگشته و همچون جان در بدن یا همچون نور در چشم، زندگی و حضورش حس میشود.
زنده کرد ایران و بر ایرانیان آمد عزیززانکه بود ایران چو تن او چون دل و جان و جگر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که ایران با احیای خود به ایرانیان عزیز و محبوب شد، زیرا ایران مانند جان و دل و جگر برای او ارزشمند است.
ساخت بیش از حصر و احصا کرد برتر از قیاسداد بیرون از حساب و ریخت افزون از ثمر
هوش مصنوعی: در این متن به بیان این موضوع پرداخته شده است که در آفرینش و دستاوردهایی که با استفاده از خلاقیت و تلاش به دست میآید، به اندازه و محدودیت قابل سنجش نیازی نیست. به عبارت دیگر، آنچه که از این تلاشها به دست میآید از آنچه قابل اندازهگیری است، فراتر میرود و نتیجهاش بیش از آنچه تصور میشود و انتظار میرود، خواهد بود.
با خردمندان مروت با هنرمندان کرمبر یتیمان نان و کسوت بر فقیران سیم و زر
هوش مصنوعی: با افراد دانا باید حمایت و مهربانی کرد، با هنرمندان باید سخاوت و generosity نشان داد، به یتیمان نان و پوشاک داد و به فقیران نیز باید پول و ثروت بخشید.
هر که روزی یافت اندر ملک عثمانی مقامهر که لختی کرد اندر خاک ایتالی سفر
هوش مصنوعی: هر کس که در سرزمین عثمانی به مقامی دست یافت و هر کس که به مدت کوتاهی در سرزمین ایتالیا سفر کرد.
خواند در رومیة الصغری از او چندین کتابدید در رویة الکبری از او چندین اثر
هوش مصنوعی: او در کتابهای کوچک رومی، آثار زیادی از خود به جا گذاشته و در کتابهای بزرگتر نیز دستاوردهای فراوانی از او دیده میشود.
معجزات آورده در قفقاز و قسطنطین و رومنیز خواهد کرد در سقسین و هند و کاشغر
هوش مصنوعی: او وعده میدهد که نشانههای بزرگی که در قفقاز و قسطنطنیه و روم به نمایش گذاشته شده، در مکانهای دیگری مثل سقسین، هند و کاشغر نیز خواهد نمود.
معجزاتش را اگر دانشوران گرد آورندصد کتاب افزون شود در فن اخلاق و سیر
هوش مصنوعی: اگر دانشمندان معجزات او را جمعآوری کنند، به اندازهای زیاد است که صد کتاب در زمینهی اخلاق و رفتار اضافه خواهد شد.
هر کتابی صد کراسه هر کراسه صد ورقهر ورق صد سطر و در هر سطر صد شطر از هنر
هوش مصنوعی: هر کتاب شامل تعداد زیادی کراسه (صفحات) است و هر کراسه نیز شامل تعداد زیادی ورق میباشد. هر ورق چندین سطر دارد و در هر سطر نیز از هنر و خلاقیت استفاده شده است. این جمله به نوعی نشان میدهد که آثار ادبی و هنری میتوانند به اندازههای مختلفی تقسیم بندی شوند و هر بخش آن در بر دارنده زیبایی و فن باقی مانده است.
البشاره کامد اینک بار دیگر سوی ملککاب دولت را بجوی آرد همی بار دگر
هوش مصنوعی: خبر خوب این است که دوباره بار دیگر، به سوی سرزمین و حکومت، به دنبال برکت و خوشبختی خواهد آمد.
قرة عین الملک لماراراه انسانهحل فیه و استوی القی عصاه و استقر
هوش مصنوعی: چشم روشنی پادشاه، به خاطر دیدن انسانی که در آنجا ساکن شده، احساس شگفتی میکند. او در آن مکان آرام گرفته و عصایش را بر زمین قرار داده است.
چون دم روح القدس پاکیزه و پاکیزه خویچون نسیم فروردین فرخنده و فرخنده فر
هوش مصنوعی: زمانی که روح مقدس انسان را صاف و پاک میکند، مانند نسیم بهاری که خوشبو و دلانگیز است.
آنکه دانش را همی نشناسی از بیدانشیبین ز دانش رسته در گیتی درختی بارور
هوش مصنوعی: کشاورزاندیشی که از دانش بیخبر است، بداند که انسانهای آگاه مانند درختانی بارور هستند که در این دنیا ثمر میدهند.
شادمانی بیخ و دولت شاخ و بیداریش برگکامرانی برگ و رحمت سایه هشیاریش بر
هوش مصنوعی: شادی ریشهای عمیق دارد و مانند شاخ و برگ درخت است که به کامیابی و نعمت گسترش مییابد. درختی که با هشیاری و آگاهی سایه میافکند، نشانهای از سعادت و رحمت است.
میوه اش از دزد محفوظ است و برگش از خزانشاخهایش ایمن است از اره بیخش از تبر
هوش مصنوعی: میوهاش در برابر دزدان ایمن است و برگهایش در فصل پاییز از ریزش محافظت شدهاند. شاخههایش از ارّه و تنهاش از تبر در امان است.
مغربی زین غصن در مشرق برد برگ و نواخاوری در باختر زین شاخ بر گیرد ثمر
هوش مصنوعی: یک شاخه درخت در مغرب، برگ و نواهایی را به مشرق میبرد، و درختی در باختر از این شاخه میوهای خواهد گرفت.
نامه صلحش چو شد در روی عالم منتشرچامه مهرش چو شد در سطح گیتی مشتهر
هوش مصنوعی: وقتی نامه صلح او در تمام دنیا منتشر شد، آوازه محبت و مهربانیاش در سطح جهان شهرت یافت.
جفت کرده جوجه کبک دری را با عقابصلح داده شیعه آل علی را با عمر
هوش مصنوعی: در این بیت، به تشبیه ارتباطات و همزیستی میان موجودات و افراد مختلف پرداخته شده است. جوجه کبک دری که نمادی از لطافت و زیبایی است، در کنار عقاب، نماد قدرت و عظمت قرار میگیرد. همچنین، اشارهای به صلح میان شیعه و عمر دارد که توجه به تفاوتها و آشتی میان عقاید و افراد را نمایان میکند. به طور کلی، این بیت به همزیستی و اتحاد در میان تفاوتها و تضادها اشاره دارد.
خامه اش آرد پدید از صنع حق لایزالفکرتش سازد عیان از فضل حی دادگر
هوش مصنوعی: قلم او از هنر و خلاقیت حق بیپایان نشانههایی را به وجود میآورد و اندیشهاش به وضوح، بر اساس رحمت و بخشش الهی نمایان میشود.
ناقه صالح ز سنگ و طایر عیسی ز گلخیمه هارون ز ابر و نار موسی از شجر
هوش مصنوعی: در این بیت، به معجزات و نشانههای خداوند اشاره شده است. به عبارت دیگر، نَاقه یا شتر صالح از سنگ خلق شد، پرنده عیسی از خاک به وجود آمد، خیمه هارون از ابر نازل شد و آتش موسی از درخت بیرون آمد. این توصیفها نشاندهنده قدرت و عظمت خداوند در آفرینش و خلق معجزات است.
در سخن از لعل گوهرزا بود محی الرمیمدر نگارش با ید و بیضا کند شق القمر
هوش مصنوعی: در سخن او مانند لعل درخشان و با ارزش است و نوشتهاش چنان است که به قدرت و عظمت آن، میتواند به معجزهای مانند شکافتن ماه دست یابد.
کوه لرزان از عتابش چون ز نعمان نابغهابر گریان از سخایش چون فر ز دق از مطر
هوش مصنوعی: کوه به خاطر سرزنش او به لرزه میافتد و ابرها به خاطر سخنانش مانند فرزند دق، به شدت باران میبارند.
بخشش چندانکه گر دریا و کان او را دهینه بکان اندر بماند زر نه در دریا گهر
هوش مصنوعی: هر چقدر هم که بخشی، اگر مثل دریا و معادن طلا و جواهرات باشد، چیزی از آن کم نخواهد شد؛ نه طلا از معادن کاسته میشود و نه جواهرات از دریا.
یا چراغ فکرش اندر تیره شب با پای لنگکور گردد بی عصا در کوه و هامون رهسپر
هوش مصنوعی: فکر او مانند چراغی در شب تاریک است که اگر او بیعصا و لنگ لنگان در کوه و دشت حرکت کند، ممکن است راه را گم کند و به بیراهه برود.
این خلایق قالب و تصویر انسانند لیکاوست روح اندر قوالب اوست معنی در صور
هوش مصنوعی: این مردم، فقط ظاهری از انسان دارند، اما در حقیقت، روح و معنای واقعی بشر در درون آنهاست. آنها تنها خارجی و شکل هستند و عمق وجودشان حاوی معنای واقعی است.
جمله آیات حقند اما بهر جا جمله ایستاو در آنجا مبتدا شد دیگران او را خبر
هوش مصنوعی: همه آیات قرآن حقیقت دارند، اما در هر مقطعی تنها یک موضوع خاص به عنوان آغازین مطرح میشود و باقی موارد به آن ارتباط دارند و خبر از آن موضوع میدهند.
زین سبب حق ذات پاکش را ز ایران برگزیدهمچو نادرشاه از افشار و تیمور از تتر
هوش مصنوعی: به همین دلیل، خداوند برگزید که ذات مقدسش را از میان ایرانیان انتخاب کند، مانند نادرشاه که از افشار و تیمور که از تاتار بود.
ای خداوند آنچه من دیدم از این مردم ندیدسبطی از فرعون و اسرائیلی از بخت النصر
هوش مصنوعی: خداوندا، آنچه من از این مردم مشاهده کردم، چیزی است که فرزندان فرعون و اسرائیلیها در زمان بخت النصر نیز ندیدند.
حاسدم را آسمان پیش افکند از من و لیکهر چه واپس تر شوم هستم بسی زو پیشتر
هوش مصنوعی: دشمنم به آسمان پرتاب شده، اما هر چه بیشتر از او دور میشوم، احساس میکنم که هنوز به او نزدیکتر هستم.
من چو ماهم او ستاره من چولعلم او خزفمن پرندم او نمد من ابره ام او آستر
هوش مصنوعی: من مانند ماه هستم و او همان ستاره است. من مانند علم هستم و او شیء بیارزش. من مانند پرندهای آزاد هستم و او مانند نمدی است که مرا میپوشاند. من مانند ابری هستم و او مانند آستری که مرا به خود میسازد.
خود تو میدانی نخستین کس منم کاین خلق راسوی آزادی شدستم رهنما و راهبر
هوش مصنوعی: تو خود میدانی که من اولین نفر هستم که این مردم را به سوی آزادی هدایت کردهام.
خود تو میدانی منم کز بانگ من برخاستندمردگان چون خفتگان از بانگ مؤذن در سحر
هوش مصنوعی: تو خوب میدانی که من همان فردی هستم که صدایم باعث بیداری مردگان شده، همانطور که صدای مؤذن در سحرگاه، خوابآلودگان را بیدار میکند.
خامه ام چون صور اسرافیل افکند از صریرنفخه اندر کوه و وادی صیحه اندر بحر و بر
هوش مصنوعی: قلم من مانند صور اسرافیل است که با صدای بلندش در کوهها و دشتها، نفخهای را به وجود میآورد و در دریا صدا ایجاد میکند.
ناله ام افروخت اندر مجمر حب الوطنشعله اندر رطب و یا بس آتش اندر خشک و تر
هوش مصنوعی: عشق به وطن در دل من شعلهور است؛ مانند نالهای که در آتشسوزی میتابد. این احساس میتواند در دل تر و خشک برافروزد، چه در رطب و چه در چیزهای خشک، آتش ایجاد میکند.
داشتم در حصن غیرت بهر دفع خصم ملکخامه تیغ و تن زره سر مغفر و سینه سپر
هوش مصنوعی: من در دژ غیرت خود، برای مقابله با دشمن، قلمی چون تیغ و بدنی چون زره آماده کردهام و بر سرم کلاهی و بر سینهام سپری دارم.
چون براه اندر شدم می تاخت اندر موکبمفوجی از دانشوران بیش از ربیعه وز مضر
هوش مصنوعی: وقتی که وارد راه شدم، مانند شتری که به دشت می تاخت، جمعیتی از دانشمندان به همراه داشتم که از تعداد طایفههای ربیعه و مضر بیشتر بود.
اینزمان افتاده ام محبوس در ساوجبلاغهمچو مه در ابر و زر در خاک و لعل اندر حجر
هوش مصنوعی: در این زمان من در ساوجبلاغ گرفتار شدهام، مانند مه که در ابر پنهان است، یا زر که در خاک دفن شده و یا لعل که در سنگ قرار دارد.
با دهاقینم چو شاه اندر عری پژمرده حالدر رساتیقم چو ماه اندر محاقش مستتر
هوش مصنوعی: در زمان خود با زراعتکاران چون شاهی در حالتی پژمرده و غمگین همراه هستم، مانند ماهی که در تاریکی پنهان شده است.
دیده گریان سینه بریان تن برهنه چون اسیردست بر سر جان بلب آتش بدل چون محتضر
هوش مصنوعی: چشمهایم گریان و سینهام زخمدار است. بدنم عریان و درمانده چون اسیری است که دست بر سر گذاشته است. جانم به شدت در حال سوختن است و حالتی شبیه به کسی دارم که در آستانه مرگ است.
خوار اندر خاک خود چون خارم اندر بوستانپست اندر ملک خود چون خاکم اندر رهگذر
هوش مصنوعی: من در خاک خود به اندازه یک خار حقیر و بیارزش هستم، و در سرزمینم به اندازه یک خاک بینام و نشان در مسیر عبور.
رفت بر باد از کفم مال و حشم گنج و خدمریخت بر خاک از تنم صوف و زعب شعر و وبر
هوش مصنوعی: مال و ثروت و خدمتکاران از دستم رفت و پوشش و زینتهایم بر خاک افتاد.
حاصل من از هنر گوئی پس از مرگست چوناز لقب طیار را حاصل ز کنبت بوالبشر
هوش مصنوعی: حاصل و نتیجهای که من از هنر و سخنوری کسب میکنم، پس از مرگ من به دست خواهد آمد، همانطور که طیار، به خاطر نام و لقبش از حال بوالبشر بهرهای برده است.
بوده ام مانند جمعه اول ماه رجبگشته ام چون چارشنبه آخر ماه صفر
هوش مصنوعی: من در زندگیام روزهای خوشی را تجربه کردهام، اما حالا به زمانی رسیدهام که در اوج ناامیدی هستم.
خود مضارع نیستم تا این رقیبان چون اداتبر سرم تازند بهر رفع و نصب و جزم و جر
هوش مصنوعی: من خود به خود حالتی ثابت ندارم که این رقیبان بیایند و بر من فشار بیاورند و مرا تغییر بدهند.
چند تن رفتیم در یک بوستان کشتیم تخمجمله با هم یار در سود و زیان و نفع و ضر
هوش مصنوعی: ما چند نفر به یک باغ رفتیم و با هم بذر کاشتیم. در این راه، در سود و زیان و منفعت و ضرر شریک هستیم.
حاصل من خار دلدوز است وز ایشان یاسمینبهره من زهر جانسوز است وز آنان نیشکر
هوش مصنوعی: من از عشق خود درد و رنج میکشم، اما از آن طرف، از زیباییهای زندگی نیز لذت میبرم. به نوعی در این دوگانگی، از تلخیها و شیرینیهای عشق بهره میبرم.
جمله بهر مصلحت کردیم در بحری شنامن شدم چون در بزیر آنان چو خس اندر زبر
هوش مصنوعی: تمام این کارها را برای مصلحت انجام دادیم، در دریای بزرگی غوطهور شدم و حالا مانند علفی در زیر پاهای آنان، در سطح پایینتری قرار گرفتهام.
شکوه اخوان خوان وطن را در نهانبا تو گفتم چون ندارم جز تو غمخواری دگر
هوش مصنوعی: من در دل خود به تو از رنجهای وطن گفتم، زیرا جز تو کسی را ندارم که به حال من دل بسوزاند.
تا بدانی چون عدو آید بخرگاه اندرونهمچو من یاری ندارد جای جز بیرون در
هوش مصنوعی: برای اینکه بدانی وقتی دشمن به بازار میآید، در درون آن هیچ یاری مثل من پیدا نخواهی کرد، جز اینکه در بیرون از بازار باشی.
قدر فضلم را تو دانی کاین مثل بس شایع استقدر زر زرگر شناسد گوهری قدر گهر
هوش مصنوعی: فضیلت و ارزش من را خودم میدانم، زیرا این موضوع بسیار واضح و شناخته شده است. همانطور که طلاشناسان ارزش طلا را میدانند، من هم از ارزش خود آگاه هستم.