شمارهٔ ۷۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر در توصیف باغ و بوستانی به سر میبرد که به دلیل آمدن خزان، دچار ویرانی و دلزدگی شده است. گلها و گیاهان پژمرده و بیجان دیده میشوند و هوا نیز تاریک و غمگین است. شاعر و یارانش از این دگردیسی غمناک پرسشهایی دارند و میخواهند بدانند چرا چنین تغییری در زیبایی باغ رخ داده است.
شاعر با صدای بگوشش رسیده به او میگوید که این پژمردگی ناشی از غفلت شاه و دوری او از باغ بهشت است و تا زمانی که بهار و عشق محو نشوند، طبیعت نمیتواند به زندگی و سرسبزی خود بازگردد. او همچنین به خطای شاه اشاره میکند، که باعث رخ دادن این وضعیت شده، و درباره رحم و دستگیری او از گناهکاران نیز صحبت میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که با وجود مشکلات، امید به بازگشت بهار و شکوفایی دوباره وجود دارد و از لطافت و بخشش شاه سخن میگوید.
دی در هوای صحبت یاران غمگسارزی بوستان شدم بتماشای لاله زار
هوش مصنوعی: دیروز در هوای گفتگو با دوستان دلسوز به باغ رفتم تا لالهها را تماشا کنم.
دیدم گل و بنفشه و نسرین و یاسمنپژمرده و نگون و پریشان و سوگوار
هوش مصنوعی: در باغ، گلها و گیاهان زیبا را دیدم که پژمرده و دلسرد، در حالت غم و اندوه به سر میبرند.
باد خزان بباغ شتابان و سهمگینابر سیه بدشت خروشان و اشگبار
هوش مصنوعی: در باغ، باد خزان با سرعت و شدت میوزد و ابرهای تیره بر دشت میبارند و صحنهای پرخروش و غمانگیز را به وجود آوردهاند.
آذر فتاده در دل بتهای آزریدود سیه برآمده از مغز جویبار
هوش مصنوعی: آتش و شعله در دل بتهای آذری افکنده شده و دودی سیاه از عمق جویبار برخاسته است.
عاری ز دیبه ساحت و اطراف بوستانعریان ز جامه پیکر و اندام کوهسار
هوش مصنوعی: این بیت به وصف طبیعت میپردازد و به این نکته اشاره دارد که محیط اطراف باغ از هرگونه زرق و برق و تزیینات عاری است. همچنین، اشاره به یک حالت طبیعی و بیپیرایه دارد که در آن، کوهها و زمین نیز بدون هیچ پوشش و زینتی، به شکلی ساده و خالص دیده میشوند. در واقع، زیبایی این فضا به سادگی و عدم تزیینات آن برمیگردد.
بسته زبان بلبل و بگشوده پای جغدجوشیده آب روشن و خوشیده آبشار
هوش مصنوعی: زبان بلبل بسته و پاهای جغد باز شدهاند. آبی زلال و شفاف به وضوح جریان دارد و آبشاری زیبا به چشم میخورد.
در چنگ مطربان سخنگو شکسته چنگوز گوش شاهدان چمن رفته گوشوار
هوش مصنوعی: در دستان نوازندگان، ساز شکستهای وجود دارد و از گوش میانسالانی که در باغ هستند، گوشوارهای گم شده است.
فرش زمین نوشته ز پهنا درازنارخت درخت کنده و بگسسته پود و تار
هوش مصنوعی: زمین به گونهای فرش شده که پهنا و بلندی آن مانند رختی است که از درختی کنده شده و تار و پودش از هم گسسته است.
تنها نه باغ تیره که تا دیده بنگریستدر دشت و کوه و راغ فضا تیره بود و تار
هوش مصنوعی: نه تنها باغ تاریک است، بلکه وقتی به اطراف خود نگاه میکنی، در دشت و کوه و زمین، فضا نیز تیره و تار به نظر میرسد.
اخگر دمیده از دل رود و کنار دشتآتش گرفته دامن صحرا و کوهسار
هوش مصنوعی: زغالهای درون دل رودخانه به بیرون آمده و دشت به آتش کشیده شده است، دامن صحرا و کوهها نیز درگیر این آتش هستند.
ماندم شگفت و خیره از این کار بوالعجبکامد پدید از اثر چرخ کژمدار
هوش مصنوعی: من حیران و متعجب ماندم از این کار عجیب که بر اثر چرخ روزگار به وجود آمده است.
یاران و همرهان و رفیقان راه نیزچون من درین قضیه بحیرت شده دچار
هوش مصنوعی: دوستان و همراهان من در این مسئله نیز مانند من در حیرت و سردرگمی به سر میبرند.
کاین بوستان رشک بهشت از چه رو شده استافروخته چو کوره دوزخ ز تف نار
هوش مصنوعی: این باغ که زیبایی آن بهشتیان را به حسرت میاندازد، چرا اینقدر پرشور و سوزان است، مانند آتش دوزخ که از گرما به تپش افتاده؟
وین مرغزار خرم و دلکش چرا بودچون مرغزن خراب و نگونسار و خاکسار
هوش مصنوعی: این چمنزار زیبا و دلانگیز چرا باید چون قفس و جایگاهی نابود و غمگین و پر از خاک باشد؟
ناگه بگوشم اندر از آن سو ندا رسیدکای بیخبر ز گردش اوضاع روزگار
هوش مصنوعی: به ناگاه صدایی از آن سوی گوشم رسید که میگفت ای کسی که از تغییرات و چرخشهای روزگار بیخبر هستی.
حیرت من ز تیرگی باغ و بوستانخیره مشو ز سوختن دشت و مرغزار
هوش مصنوعی: حیرت من از تاریکی و سیاهی باغها و گلستانهاست. متعجب نشو از سوزانیدن و ویران کردن دشتها و چمنزارها.
زیرا اساس نزهت باغ از بهار شدچون مایه نشاط روان از وصال یار
هوش مصنوعی: باغ بهار به خاطر زیبایی و طراوتش رونق میگیرد، همانطور که ارتباط با محبوب باعث شادابی و نشاط روح میشود.
از نوبهار شاخ درخت است پرگهراز نوبهار باغ بهار است پر بهار
هوش مصنوعی: بهار جدید مانند شاخ و برگ درختان پر از ثمر است، و باغ در این فصل پر از زیبایی و شکوفههای بهاری است.
از نوبهار لاله برآید همی بدشتاز نوبهار نغمه سراید همی هزار
هوش مصنوعی: در بهار، لالهها در دشت شکوفا میشوند و از زیباییهای بهار آوازهای زیبا و شادمانی به گوش میرسد.
بی نوبهار سبزه نروید همی ز خاکبی نوبهار غنچه نیاید همی ببار
هوش مصنوعی: بدون بهار، سبزهای از خاک نمیروید و بدون بهار، غنچهای نیز نخواهد شکفت.
آنجا که نوبهار نباشد همه خزانآنجا که آب نیست جهد از زمین شرار
هوش مصنوعی: جایی که بهار نیست، همهچیز در خزان است و جایی که آب وجود ندارد، تلاش برای برآوردن آتش از زمین بیفایده است.
گفتم بنوبهار مگر آفتی رسیدیا خاطرش نژند شده پیکرش نزار
هوش مصنوعی: بهار است و من امیدوارم که مشکلی برای او پیش نیامده باشد یا اینکه خاطرش پریشان نشده و حالش بد نیست.
گفتا بنوبهار نه اما بنامه ایکاین نام را بخویش همی کرده مستعار
هوش مصنوعی: گفت: در بهار نه ولی با نامی که این نام را به خود میزند و به نوعی در اختیار میگیرد.
بی مهر گشت شاه و بهار خجسته دیدهمنام خویش دور ز الطاف شهریار
هوش مصنوعی: شاه بدون مهر و محبت به سر میبرد و بهار خوشحال، در دوری از مهربانیهای پادشاه، همنام خود را میبیند.
شد لاجرم ز انده همنام خویشتنچون سنبل و شقایق پیچان و داغدار
هوش مصنوعی: از درد و اندوه وجود خود، مانند سنبل و شقایق که در پیچ و تاب هستند و در عین حال غمگین، به حالت نزار و پریشان درآمدهام.
ویژه که آن جریده چو باغ بهار بوداز رنگ و بوی و روشنی و رونق و نگار
هوش مصنوعی: این جریده به زیبایی و نشاط یک باغ در فصل بهار است که پر از رنگ، عطر، روشنی، زندگی و جلوههای زیبا میباشد.
اندر ورق معانی و الفاظ آن بدیرخشنده همچو لؤلؤ و یاقوت شاهوار
هوش مصنوعی: در میان صفحاتی که پر از معانی و واژه هاست، زیبایی چهره او مانند درخشش الماس و یاقوت است.
شعرش خریده گوهر شعری بیک شعیرنثرش ز نثره کرده بر اوج فلک نثار
هوش مصنوعی: شعر او به اندازهای ارزشمند و گرانبهاست که میتوان آن را با بهترین جواهرات مقایسه کرد و نثرش به قدری زیبا و جذاب است که بر فراز آسمان میدرخشد.
خوانده زبان ملتش استاد حق نیوشیعنی لسان صدق حریفان حق گذار
هوش مصنوعی: زبان مردمش را به خوبی یاد گرفته و به حقایق گوش میدهد. به این معنا که او در سخن گفتن از حقیقت و صداقت، مهارت دارد و در مقابل حریفان، حقیقت را بیان میکند.
گفتم خدایگان ملوک از چه روبر اوبی مهر گشت و خواست مر او را نژند و خوار
هوش مصنوعی: نمیدانم چرا خداوند بر آن پادشاهان بیمهر شد و تصمیم گرفت او را نادانسته و خوار کند.
گفتا گناه کرد و شهش از نظر فکندخشم ملک نگیرد جز بر گناهکار
هوش مصنوعی: او گفت که گناه کرد و شاه نگاهش را از او برداشت. خشم ملک فقط بر کسانی نازل میشود که مرتکب گناه شدهاند.
گفتم گنه چه بود و چرا ارتکاب کردجرمی چنان که بسته شود راه اعتذار
هوش مصنوعی: من پرسیدم که犯 جرم چه بوده و چرا مرتکب شدهام که هیچ راهی برای عذرخواهی باقی نمیگذارد.
گفتا گناهش آنکه بامضای خسته ایسطری دو برنگاشت بهنجار ناگوار
هوش مصنوعی: او گفت گناه او این است که با دستخطی خسته، دو خط نوشت که از روی عادت، نتیجه خوبی نداشت.
مسئول بی خبر بد از این کار و آن حدیثدر نامه ثبت کرد نسنجیده پیشکار
هوش مصنوعی: مسئول بیخبر از این کار و آن موضوع، بدون بررسی و فکر، در نامهای یادداشت کرد که خستگیناپذیر است.
نه وی اجازه داد و نه امضا نگاشت لیکمسئولیت بگردن او گشته استوار
هوش مصنوعی: او نه اجازهای داد و نه امضا کرد، اما مسئولیت بر دوش او ثابت و پابرجا است.
چون نامه گشت منتشر آگاه گشت و بسافسوس خورد از پس توزیع و انتشار
هوش مصنوعی: زمانی که نامه پخش شد، او متوجه همه چیز شد و خیلی افسوس خورد از اینکه بعد از توزیع و انتشار این اطلاعات، به حقیقت پی برد.
اینک بجرم خویش مقر است و معترفوز آنچه رفته سخت پشیمان و شرمسار
هوش مصنوعی: اکنون به خاطر گناه خود در اینجا پایبند هستم و به اشتباهاتم اعتراف میکنم و به خاطر آنچه انجام دادهام، به شدت پشیمان و شرمندهام.
دیگر چنین خطا نرود ز آنکه بیگماناز ریسمان پیشه گریزد گزیده مار
هوش مصنوعی: دیگر این اشتباه تکرار نخواهد شد، زیرا کسی که تجربه تلخی داشته باشد، بهطور مسلم از تماس با خطرات دوری میگزیند.
انگشت مؤمن از بن سوراخ جانوراندر جهان گزیده نخواهد شدن دوبار
هوش مصنوعی: مؤمن هرگز از یک بار تجربه تلخ و دردناک آسیب نخواهد دید و به راحتی برای دوباره آسیبپذیر نخواهد شد.
گفتم در این قضیه مکافات آن چه شددر پیشگاه اقدس شاه بزرگوار
هوش مصنوعی: گفتم در این موضوع تا کنون چه مجازاتی پیش روی آقا و شاه بزرگوار اتفاق افتاده است.
گفتا تو دانی آنکه شهنشاه ما بطبعبخشنده و کریم و حلیم است و بردبار
هوش مصنوعی: او گفت تو میدانی که پادشاه ما ذاتاً بخشنده، بزرگوار و با تحمل است.
جان کسی نگشته ز خشمش دوچار رنجقلب کسی نیافته از قهرش انکسار
هوش مصنوعی: هیچکس به خاطر خشم او دچار مشکل نشده است و هیچکسی به خاطر قهر او دلشکسته نشده است.
محبوب ملت است و عزیز جهانیانبحر کمال و کان کرم ظل کردگار
هوش مصنوعی: او محبوب مردم و محترم در دل جهانیان است، که دریایی از کمال و نیکیهایی که از جانب خداوند نازل شده، به شمار میرود.
ما را بخاک رفتن از آن به که اندکیبر خاطر خطیر همایون شه غبار
هوش مصنوعی: بهتر است که ما به خاک سپرده شویم تا اینکه حتی یک لحظه بر ذهن شریف و بزرگ شاه غبار بیفتد.
برخواند آن جریده و ابرو ترش نکردبا آن همه جلالت و نیرو و اقتدار
هوش مصنوعی: او با همهی عظمت و قدرتش، جریده (برگه) را خواند و هیچ نشانی از ناراحتی یا تندی در چهرهاش نداشت.
اما به نام شاه به توقیف نوبهاریکچند رأی داده شد از مجلس کبار
هوش مصنوعی: به نام شاه، چند مدت نوبهار به تأخیر افتاد و در این مورد نظرهایی از سوی بزرگان مطرح شد.
یعنی ز محضر وزرائی ز بار شهاین حکم رفت و بسته شد ابواب اختیار
هوش مصنوعی: یعنی از دیدگاه مسئولان و به دنبال دستور شاه، این حکم صادر شد و درهای انتخاب و تصمیمگیری بسته شد.
هر چند حکم شاه نه چون شد بنام شهبا نام شاه کس نتوان کرد چارچار
هوش مصنوعی: هرچند که فرمان پادشاه به خودی خود موثر نیست، اما وقتی که به نام شاه صادر شود، هیچکس نمیتواند در برابر آن اعتراض کند یا طعنهای بزند.
گفتم گناه اگر چه بزرگ است و سخت لیکباید بفضل شاه جهان شد امیدوار
هوش مصنوعی: گفتم که هرچند خطا بزرگ و سنگین است، اما به کمک و رحمت پادشاه جهان امید دارم.
این حکم اگر ز شاه جهان بود گفتمیبیشک حکومتی است که لا یمکن الفرار
هوش مصنوعی: اگر این دستور از سوی پادشاه جهان باشد، بیشک میتوان گفت که این حکومتی است که نمیتوان از آن فرار کرد.
اما چو نیست امر همایون توان کشیداز فضل شهریار یکی آهنین حصار
هوش مصنوعی: اما وقتی که فرمان بزرگ نیست، میتوان با کمک لطف پادشاه، یک دیوار آهنی را برپا کرد.
حصنی چنان که بر نگشاید ورا بزورافراسیاب و رستم و زال و سپندیار
هوش مصنوعی: دیاری ساختهام که هیچکس نمیتواند به زور و قدرت افراسیاب، رستم، زال و سپندیار به آن وارد شود.
مجرم اگر براستی آگه شود که چیستمیزان عفو و بخشش این شاه تاجدار
هوش مصنوعی: اگر مجرم بهطور واقعی متوجه شود که چه مقدار بخشش و عفو از سوی این شاه با عظمت وجود دارد، ممکن است تغییر کند.
روزی هزار بار گنه برنهد بدوشتا عفو شاه بیند روزی هزار بار
هوش مصنوعی: هر روز هزار بار بار گناه بر دوش میگذارد تا شاید یک روز عفو پادشاه را ببیند.
شاها بشکر آنکه خدا در همه جهاناز خسروان دهر ترا کرده اختیار
هوش مصنوعی: خداوند سپاسگزار است که در سراسر جهان، از میان همه پادشاهان تاریخ، تو را به عنوان انتخاب خود برگزیده است.
از جرم نوبهار گذر کن که آمده استاندر پناه رحمت عامت بزینهار
هوش مصنوعی: از گناه و خطای خود دوری کن، زیرا بهار فرا رسیده و رحمت خداوند شامل حال همه شده است. مراقب باش که از این فرصت بهرهبرداری کنی.
گرچه نه زو گناه و نه بادافره از تو شدسحری شگرف رفته درین ماجرا بکار
هوش مصنوعی: با اینکه نه تو گناهی کردهای و نه به خاطر نیرنگی از تو بوده، اما جادویی شگفتآور در این ماجرا به وجود آمده است.
این سحر را بمعجزه بشکن که در کفتباشد عصای سامری اوبار سحر خوار
هوش مصنوعی: این جادو را با معجزهای از هم بگسل ای شخصی که در دستت عصای سامری است، که سحرگران را تحت تاثیر خود قرار دادهای.
زنهاریان درگه خود را که دیرگاهدارند از تو عفو و خداوندی انتظار
هوش مصنوعی: مراقب باشید که درگاه خداوندی شما را که مدت زیادی است، از خودتان عفو و بخشش میطلبد، جدی بگیرید و به آن توجه کنید.
مأیوس و ناامید ز الطاف خود مخواهمحروم و بی نصیب ز احسان خود مدار
هوش مصنوعی: هرگز ناامید و مایوس از بخششهای او نباش و از لطف او محروم و بینصیب نمان.
بر دشمنان ملک حریف است این دلیرو اندر کمند شاه ضعیف است این شکار
هوش مصنوعی: دلیران در برابر دشمنان کشور قدرتمندند، اما شاه را در دام ضعیفان میتوان گرفتار کرد.
با صارم زبان بگشاید هزار حصنبا تیر خامه در شکند پشت صد سوار
هوش مصنوعی: با کلامی قوی و پرتوان میتوان هزاران دژ را فتح کرد و با نوشتن، با قدرت دشمنان را بینیاز کرد.
تا روی شه بتابد چون بدر در ظلامتا افسرش درخشد چون شمس در نهار
هوش مصنوعی: تا هنگامی که چهره ی پادشاه روشن باشد و در تاریکی بدرخشد، تاجش نیز در روشنی روز مانند خورشید میدرخشد.
خویش چو در فضای چمن باد فروردینرویش چو بر سپهر برین ماه ده چهار
هوش مصنوعی: وقتی که بادی در فضای چمن میوزد، گلها و گیاهان با شکوفههایشان در فصل بهار به زندگی جدیدی میرسند. مثل اینکه در آسمان با ماه دهم بهار در حال درخشش هستند.
فرداش به ز امروز امروز به ز دیآینده به ز امسال امسال به ز پار
هوش مصنوعی: فردا بهتر از امروز است، امروز بهتر از دیروز است، آینده بهتر از امسال است و امسال بهتر از پارسال است.
دولت غلام و عیش مدام و جهان بکامگردونش رام و طالع پدرام و بخت یار
هوش مصنوعی: شخصی که در حسن و خوشی زندگی میکند و از نعمتهای دنیا بهرهمند است، در آرامش و آسایش به سر میبرد و سرنوشت و بخت او نیز در مسیر خوشی و موفقیت قرار دارد.
خصم ار باعتراض گشاید بمن زبانکاندر خزان چرا سخن آری ز نوبهار
هوش مصنوعی: اگر دشمنی با اعتراض به من زبان باز کند که چرا در خزان سخن از بهار میگویی، باید بگویم که این دو فصل به هم مرتبط هستند.
گویم بزیر سایه شه روزگار ماستدایم چو باغ خلخ و بستان قندهار
هوش مصنوعی: میگویم که در سایهسار پادشاهی روزگار ما همیشه مانند باغ خوشبو و زیباست و مانند باغهای قندهار پر از سرسبزی و شکوفه است.
دیماهان بگونه اردی بهشت سبزاردیبهشتمان چو بهشت است مشکبار
هوش مصنوعی: در دی ماه، زمین به رنگ سبز مانند بهار میشود و باغها و زمینها پر از خوشبویی و لطافت هستند، به گونهای که حال و هوای بهشت را تداعی میکند.