شمارهٔ ۱۱۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره جاودانگی نام و یاد کسانی است که دارای فضائل و شرافت هستند. شاعر میگوید که بزرگی و بلندی همت انسانها همواره باقی خواهد ماند و نام نیک آنها بر دلها باقی میماند. او به سیفالدین خان اشاره میکند که به واسطهی نیکیاش نامش تا ابد در یادها باقی خواهد ماند.
سپس شاعر به مراسم پذیرایی و احترام به مهمانان اشاره میکند و میگوید که شرف و عظمت خانه سیفالدین خان به خاطر اوست که میزبان خوبی است. شعر در نهایت با ابراز احساساتی همچون شکرگزاری و دعا برای بقای خیر و خوبی ادامه مییابد. شاعر از خداوند میخواهد که در آستان او سرهای دشمنان به خاک بیفتند و جانهای دوستان فدای او شوند.
بماند نام کسان از دو چیز جاویدانیکی ز وسعت خاطر یکی ز لطف زبان
هوش مصنوعی: نام افرادی همیشه به خاطر دو ویژگی ماندگار میشود؛ یکی بزرگواری و وسعت نظر آنها و دیگری مهربانی و نیکی کلامشان.
گر از بلندی همت نشان ز مرد نماندنماند ایچ نشان از بلندی ایوان
هوش مصنوعی: اگر نشانی از اراده و بلندپروازی در مردی باقی نماند، هیچ نشانی از بلندی و عظمت آن در زندگیاش نخواهد ماند.
سرای دولت ویران شود ز دور فلکسرای همت تا حشر ماند آبادان
هوش مصنوعی: دولت و کامیابی از میان میرود، اما تلاش و همت انسان تا روز قیامت باقی میماند و همیشه پر بار خواهد بود.
مگر نبینی فرخنده سیف دین خان رابماند تا به ابد نام نیک از احسان
هوش مصنوعی: آیا نمیبینی که سیف دین خان درخشان و خوشنامی دارد؟ او به خاطر نیکیهایش تا ابد نام نیکی از خود به جای خواهد گذاشت.
پی حصول شرف میزبان گیتی رابخانه خود بر خوان همی برد مهمان
هوش مصنوعی: مهمان در تلاش است تا با بهرهبرداری از میزبانی دنیا، به خانه خود شرافت و بزرگی بیاورد.
وزیر شه بیکی اسب پیلتن بنشستپیادگان پریرخ در آن رکاب روان
هوش مصنوعی: وزیر شاه بر یکی از اسبهای قهرمان نشسته است و سواران زیبا در کنار او در حال حرکت هستند.
کجا پیاده شد آنجا که سیف دین خان داشتیکی سرای مقرنس چو گنبد نعمان
هوش مصنوعی: به کجا پیاده شدم که سیفالدین خان یکی بنا با مقرنسهایی مثل گنبد نعمان داشت؟
روان سردار امروز شاد شد که پسرشزد از بلندی همت به چرخ شادروان
هوش مصنوعی: روان فرمانده امروز خوشحال شد زیرا پسرش با بلندپروازی و تلاش به درجات بالا دست یافت.
ز روی فخر خداوند ملک را که بودامیر کل نظام و نظام ملک جهان
هوش مصنوعی: به خاطر عظمت و مقام والای خداوند، کسی که فرمانروای کل نظام و ادارهکننده جهان است، خود را به نمایش میگذارد.
بخانه برد و پرستش نمود و خدمت کردنهاد مقدم پاکش بدیده از دل و جان
هوش مصنوعی: او را به خانه برد و با احترام و خدمتگزاری از او پذیرایی کرد و با همه دل و جان، پیشانیاش را به خاطر پاکیاش به زمین نهاد.
شرف پذیرفت ایوان وی ز مقدم میرکه خانه شرف مشتری است برج کمان
هوش مصنوعی: ایوان او به احترام ورود میهمانی بزرگ زیبا و با ارزش شده است، چرا که خانه او به مانند ستارهای ارزشمند در آسمان است.
جز او کرا رسد این رتبه آرزو کردنکه تاج فخر بکیوان و میر در ایوان
هوش مصنوعی: هیچکس دیگری نمیتواند به این مقام و جایگاه دست پیدا کند؛ آرزو کردن چنین مقامهایی که معادل تاج عزت در آسمان و حکومت در دربار است، فقط سزاوار اوست.
خدایگانا این بنده فخر دارد از آنکه میزبان ترا ترجمان شده بزبان
هوش مصنوعی: این بنده به افتخار میبالد که توانسته است میزبان تو باشد و حرفهای تو را به زبان بیاورد.
ازین کمینه بشکرانه تفقد توطلب نمود یکی قطعه همچو آب روان
هوش مصنوعی: به خاطر لطف و توجه تو، خواستم چیزی مانند آب زلال و روان از تو درخواست کنم.
که شرح شکر ترا اندر آن بیان سازداگرچه شرح ثنایت نگنجدی ببیان
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که وقتی توصیف و شکرگزاری از تو آغاز میشود، حتی اگر نتوان توصیف کاملی از ستایش تو ارائه داد، اما همان شرحِ شکرگزاری نیز میتواند زیبا و ارزشمند باشد.
جز اینکه گویم ای آفتاب اختر سوزجز اینکه گویم ای رای پیر و بخت جوان
هوش مصنوعی: تنها میتوانم بگویم، ای خورشید همیشه درخشان و پرنور، و ای تجربیات و عقل پخته در کنار جوانی و شانس، من چه بگویم؟
در آستانت سرهای دشمنان برخیبخاکپایت جانهای دوستان قربان
هوش مصنوعی: در جلوی تو، دشمنان سرهایشان را به خاک میزنند و جانهای دوستان مشتاقانه فدای تو میشوند.
اگر بگیتی مهمان یکی دو روز بماندتو تا قیامت برخوان عافیت مهمان
هوش مصنوعی: اگر کسی در این دنیا برای مدتی کوتاه مهمان باشد، تو باید تا ابد به خاطر او از نعمتها و خوشیهای زندگی بهرهمند شوی.