شمارهٔ ۱۰
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی عمر و گذر زمان میپردازد. شاعر به ما میگوید که عمر بازنمیگردد و نمیتوان زمان را به عقب برگرداند، مانند تیر که پس از رها شدن به کمان بازنمیگردد. او تأکید میکند که باید در حوادث آینده هوشیار باشیم و از خواب و غفلت بیدار شویم، زیرا ممکن است عمرمان بیفایده تلف شود.
شاعر به خطرات خواب آلودگی در زندگی اشاره میکند و میگوید که مرگ ممکن است ناگهان سراغ ما بیاید. او به آدمیزاد یادآوری میکند که اگرچه ممکن است در این دنیا به دنبال خواستهها و آرزوها باشیم، اما باید هوشیار باشیم که در دام افکار و خواستههای نفسانی نیفتیم.
در نهایت، شاعر بر اهمیت هوشیاری و استفاده درست از زمان تأکید میکند و به ما یادآوری میکند که باید از زندگی خود بهرهبرداری کنیم و در انتخابهای خود دقیق باشیم.
نه عمر رفته دگر باره آید اندر دستنه تیر چون ز کمان جست آید اندر شست
هوش مصنوعی: نه عمر از دست رفته دوباره برمیگردد و نه تیر که از کمان رها شده، دوباره به دست میآید.
چو عمر رفته نیاید بدست آن بهترکه در حوادث آینده خفته باشی و مست
هوش مصنوعی: زمانی که عمر گذشته دیگر به دست نمیآید، بهتر این است که در برابر حوادث آینده هوشیار و آماده باشی تا به خواب نروی و از آن غافل نشوی.
ترا ز خواب چهل ساله ننگ و عار مباداز آن که دامن خوابت بمرگ در پیوست
هوش مصنوعی: برای تو که چهل سال در خواب بودهای، ننگ و عار نخواهد بود، زیرا خواب تو به مرگ منجر شده است.
بخسب تا ببینی ز انقلاب زمانستاره ها شده تاریک و آسمانها پست
هوش مصنوعی: استراحت کن تا متوجه شوی که در اثر تغییرات زمان، ستارهها خاموش شده و آسمانها پایین آمدهاند.
چو طشت عمر ، ز بام اوفتاد و کرد صداتفاوتی نکند گر شکست یا نشکست
هوش مصنوعی: زمانی که عمر انسان به پایان میرسد و مانند طشت از بام به زمین میافتد، فرقی ندارد که بشکند یا نشکند؛ چون سرانجام، عمر آن فرد به پایان رسیده است.
ستورِ لاشه ، چو پرداخت کالبد ز رواننه بار برد و نه خربنده اش بر آخور بست
هوش مصنوعی: زمانی که جسد در معرض بررسی قرار میگیرد، نه بارِ سنگینی را حمل میکند و نه چیزی به عنوان خوراک به آن داده میشود.
دوباره دوشش سنگین نشد ز بار گراندوباره پشتش از آسیب خشگریش نخست
هوش مصنوعی: او دوباره تحت فشار سنگینی قرار نگرفت و پشتش از آسیبهای سختی که در گذشته تحمل کرده بود، درد نمیکند.
چدار و آخیه و داغ و لاشه و افسارز لوح حافظه فرموش کرد و از غم رست
هوش مصنوعی: در این بیت به فراموشیِ دردها و غمها اشاره میشود. شخصی که از زنجیرهای غم و سوختگی رهایی یافته و دیگر به یاد آن احساسات تلخ نیست. او با فراموش کردن گذشته و آنچه بر او گذشته، حس آزادی و آرامش را تجربه میکند.
نه مرده ریگش در دست مفتیان افتادنه کس بحیله زنش گادو جای او بنشست
هوش مصنوعی: نه جسد او در دست مفتیان افتاده است و نه کسی توانسته با فریب او را از مقامش برکنار کند.
خری بمرد و خری بسته شد بر آخور ویقراقری به شکم اوفتاد و بادی جست
هوش مصنوعی: یک خر مرد و خر دیگری در آخور او بسته شد. در حین این اتفاق، یک بند از طناب به شکم او افتاد و به همین دلیل، باد در شکمش جمع شد.
تو نیز ای پسر ، ار آدمی ، نه ای خَرزیاگر فرشته نه ای با ددان مشو همدست
هوش مصنوعی: ای پسر آدم، تو هم نباید مانند دار و دسته های بدرفتار باشی، حتی اگر به مقام فرشته ها نرسیده ای. به این گروههای ناپسند نپیوند.
رهین آخور خود شو که مرغ و ماهی راطمع بدام در افکند و آرزو در شست
هوش مصنوعی: به بند خود درآمدن و گرفتار شدن به دست آرزوها و خواستهها، مانند آن است که مرغ و ماهی را در دام میافکنند. پس خود را به این دامها نسپار.
ز خیر اگر خبرت نیست سوی شرم گرایکه در میانه این هر دو نیز چیزی هست
هوش مصنوعی: اگر از خوبیها بیخبر هستی، به سمت بدیها نرو، زیرا در میان این دو حالت، چیزی وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.
ستور بارکش از مرد آدمی کش بهشکم پرست نکوتر بود ز نفس پرست
هوش مصنوعی: یک استور بارکش (خودرو) بهتر از مردی است که فقط به شکم خود اهمیت میدهد و نفس خود را پرستش میکند.
امیر یا سخن آهسته گو که باده کشانشراب رز نشناسند از شراب الست
هوش مصنوعی: امیر، یا به آرامی صحبت کن، زیرا میگساران نمیتوانند شراب گلرنگ را از شراب ابدی و جاودانه تمیز دهند.