شمارهٔ ۲۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره آمدن یک پادشاه بزرگ و خوشنام است که به جشن و سرور میآورد. شاعر با زیبایی از نور و درخشندگی این پادشاه صحبت میکند و او را به عنوان یک خدای پرست و هنرمند معرفی میکند. پادشاه از بندگان خود بخشایش میطلبد و در پی نشر عدل و انصاف است. شاعر همچنین به استعداد و کاردانی کسانی که در خدمت این پادشاه هستند اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که بسیاری شایسته این مقام نیستند. در نهایت، شاعر به صداقت و راستی خود در بیان احساساتش اشاره میکند و دشمنان پادشاه را نقد میکند.
سحر بشارتم از دور مهر و ماه آمدکه گاه جشن همایون پادشاه آمد
هوش مصنوعی: در صبح زود خبر خوشی به گوش میرسد که از دور نغمهای شگفت انگیز از خورشید و ماه به گوش میرسد و حاکی از این است که زمانی برای جشن و شادی و بزرگداشت پادشاه فرا رسیده است.
نجوم ثابته در پرده افق یکبارنهان شدند و نهفتند رخ که ماه آمد
هوش مصنوعی: ستارههای ثابت در افق، یکبار پنهان شدند و چهره خود را پوشاندند، چون ماه ظهور کرد.
چگونه ماه توان خواند پادشاهی راکه آفتاب ز رویش باشتباه آمد
هوش مصنوعی: چگونه میتواند ماه به پادشاهی ببالد در حالی که نور خورشید از روی او اشتباهاً برتر آمده است؟
ز سر غیب درین روز بر سریر شهودشهی که مقدم او زیب بارگاه آمد
هوش مصنوعی: در این روز، از عالم غیب، فرمانروایی به عرش شهود وارد میشود که ورود او زیب و زینت بخش محل حضور است.
بشارت ای صف دین پروران که خسرو ماخداپرست و هنرجوی و دین پناه آمد
هوش مصنوعی: خوش خبر باشید ای پرورشدهندگان دین، زیرا پادشاه ما که خدا را میپرستد و به هنر و دین اهمیت میدهد، آمده است.
چو ره بسوی خدا برد و شمع دین افروختخداش حافظ و دینش چراغ راه آمد
هوش مصنوعی: هرگاه کسی در مسیر خدایی قدم بگذارد و چراغ دین را روشن کند، خدا او را حفظ کرده و دینش همچون نوری در راه زندگیاش میدرخشد.
بباغ رفته مگر شه که خلق را بمشامشمیم غالیه از گلبن و گیاه آمد
هوش مصنوعی: شاید شاه به باغ رفته باشد و عطر خوش گلها و گیاهان به مشام مردم رسیده باشد.
همیشه خاطرش از بندگان گنه طلبدز بسکه در پی بخشایش گناه آمد
هوش مصنوعی: او همیشه به یاد بندگان گناهکارش هست و به خاطر اینکه پیوسته در جستجوی آمرزش و بخشش گناهان آنهاست، دلش بر آنها میسوزد.
ز بسط عدلش جز زلف یار و سنبل ترکسی ندید که پشتی ز غم دوتاه آمد
هوش مصنوعی: تنها چیزی که به زیبایی زلف یار و گل سنبل میرسد، گستردگی عدالت اوست و هیچکس جز او، بار غم را به دوش نکشیده است.
بزرگ موهبتی کرد شه که من دانمبقلبش الهام از حضرت اله آمد
هوش مصنوعی: بزرگترین نعمت را پادشاه به من عطا کرد و من میدانم که این الهام از جانب پروردگار به دل او رسیده است.
بلی بدشت صدارت کسی گذارد پایکه کاردان و هنرمند و نیکخواه آمد
هوش مصنوعی: بله، در دشت کسی به مقام بالایی رسید که فردی با تجربه، هنرمند و نیکوکار بود.
نه هر کلاه سزاوار سر تواند بودنه هر سری بهان در خور کلاه آمد
هوش مصنوعی: هر کلاهی برای هر سری مناسب نیست و نه هر کسی شایستگی wearing hat را دارد.
شها بخاک درت راستی سخن کردمبصدق قولم روح القدس گواه آمد
هوش مصنوعی: ای شَه، من در برابر درگاه تو خالصانه سخن گفتم و صداقتم را به اثبات رساندم، روح القدس نیز شاهد بر این سخنان من آمد.
عدوی جاه تو دایم بسان خامه منزبان بریده و وارون و روسیاه آمد
هوش مصنوعی: دشمن تو همیشه مانند قلمی است که زبانش بریده و ناتوان است و در نهایت به شکل بد و نامناسبی ظاهر میشود.