شمارهٔ ۱۳۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف عشق و محبتش به محبوب میپردازد و آن را عمیقاً معنوی میداند. او میفرماید که اگر کسی بتواند درد یاران را درمان کند، همانند خداوندی است که محبت را به دلها میآورد. لذا عشق به محبوبی که چون آفتاب درخشان و زیباست، جان و روح عاشق را به رقص درمیآورد. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که در دنیا هر کسی سهمی دارد، اما او تنها عشق محبوب را نصیب خود کرده است. در پایان، شاعر به ضرورت آموختن ادب از محبوب میپردازد و تأکید میکند که حتی یک امیر نیز باید از او درس بگیرد.
اگر یک تن به گیتی درد یاران را طبیبستیخداوند محبت شاه مهرویان حبیبستی
هوش مصنوعی: اگر یک نفر در این دنیا توان درمان دردهای دوستان را داشته باشد، پس خداوند عشق و محبت را برای محبوبان و زیبارویان قرار داده است.
ز صوت عندلیب اندر چمن جانها برقص آیدمگر در وصف او سرگرم دستان عندلیبستی
هوش مصنوعی: صدای بلبل در گلزار جانها را به رقص در میآورد، مگر اینکه تنها به وصف او مشغول باشیم و همچنان در دلدادن به دستان بلبل بپردازیم.
گر او را بر فلک جانیست یا رب از چه رودایمرخش چون آفتاب و پنجه چون کف الخضیبستی
هوش مصنوعی: اگر او را در آسمان روحی نیست، پس چرا از درخشندگیاش مانند آفتاب و از قدرتش مانند دستهای قوی میگوییم؟
چنان آویختم در دامن مهرش که پنداریز حلق کودکان آویخته عود الصلیبستی
هوش مصنوعی: به قدری در آغوش محبت او قرار گرفتم که گویی عود خوشبو را از گردن کودکان آویزان کردهاند.
به گیتی هر کسی را حق نصیبی داده است امامرا از ملک و مال این جهان مهرش نصیبستی
هوش مصنوعی: در این دنیا هر کسی بخشی از ثروت و امکانات را دارد، اما من از زیباییها و داراییهای این جهان بیبهره ماندم.
امیری را از او باید ادب آموختن گرچهبه فرمان مظفر شه ممالک را ادیبستی
هوش مصنوعی: باید از شخصی با ادب و آگاهی آموخت، حتی اگر او تحت فرمان یک پادشاه باشد و در جایگاه مدیریتی قرار داشته باشد.