تناجی
ادیب الممالک فراهانی

شمارهٔ ۱۱

زهی قدت چو نخل طور سینابدانش اوستاد پور سینا
سزد بهر نثار بارگاهتفشاند نجم دری چرخ مینا
حسودان تو گولانند و کورانازیرا خود تو دانائی و بینا
قضا لبریز دارد دشمنت راز خون دیده و دل جام مینا
فیحذلهم و ینصرکم علیهمو یشف صدور قو مؤمنینا