شمارهٔ ۱۵
هوش مصنوعی: در جزایری در بحر وسیط، پیر خطیبی بود که به زیبایی مانند گل میدرخشید، اما کلاغش به نام "ارخیلو خوس" لقب زشتی داشت. این پیر، صاحب دلی از مردم یونان را در محضر خود پذیرفت تا به علم او بهرهمند شود. او برای دریافت مزد، کار خود را آغاز کرد، اما به زودی نفاقی به وجود آمد.
پیر از حریفش پرسید که حد خطابه چیست و او پاسخ داد که هدف، اقناع حریف است. پیر گفت که برای اجرت تعلیم، با او بحث میکند و اگر شکست بخورد، به او یاد خواهد داد تا برگهای به او بدهد. استاد متوجه شد که اجرتش قرار نیست به زودی پرداخت شود و در نتیجه به او اشاره کرد که اگر پیروز شود، از او مزد خواهد گرفت.
اما اگر حریفش پیروز شود، قول میدهد که در این دنیا زندگی خوشی داشته باشد و در آخرت به بهشت برود. در انتهای داستان، شخصی با لحنی طنزآمیز گفت که این دعوا سر تخمی است که از کلاغ زشت مانده.
گویند در جزایر بحر وسیط بودپیری خطیب بود چون گل سوری به باغ و گشت
هوش مصنوعی: در جزایر دریا، پیرمردی بود که مانند قشنگترین گلها در باغ میدرخشید و صحبتهایش هم چون سخنان یک خطیب تاثیرگذار بود.
«ارخیلو خوس » بنام «کلاغش » بدی لقبچون خوی نیک داشت قرین با کمال زشت
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به تضاد میان ظاهر و باطن انسانها اشاره دارد. او میگوید، اگرچه کسی به خاطر ویژگیهای ظاهریاش لقب بدی مانند «کلاغ» را گرفته، اما در حقیقت شخصیت و خوی او نیکو و پر از کمال است. این نشاندهنده این است که نباید تنها به ظاهر افراد توجه کنیم، زیرا ممکن است صفات درونی آنها با آنچه در ظاهر میبینیم، تفاوت زیادی داشته باشد.
صاحبدلی ز مردم یونان به محضرششد بهر استفاده چو ترسا سوی کنشت
هوش مصنوعی: مردی از یونان به محضر فردی دلسوز و باانصاف رفت تا از علم و دانش او بهرهمند شود، همانطور که یک مسیحی به سمت کلیسایش میرود.
چون شد خطیب فحل و مبرز برای مزدآغاز عذر کرد و بنای نفاق هشت
هوش مصنوعی: وقتی سخنران با استعداد و ماهر برای دریافت مزد به اجرای کار مشغول شد، از همان ابتدا عذرخواهی کرد و پایهگذار بیاعتمادی و دورویی شد.
پرسید از او ستاد ز «حد خطابه » گفت«اقناع آن حریف » که تخم جدال کشت
هوش مصنوعی: او از او پرسید درباره «حد خطابه»، و او گفت: «قانع کردن حریف» که به آنجا بحث و جدل را آغاز کرده است.
گفتا برای اجرت تعلیم با تواماینک هوای بحث بودای نکو سرشت
هوش مصنوعی: او گفت: من برای آموزش تو دریافت میکنم و حالا آمادهام تا درباره موضوعات نیکو و بحث و گفتگو با تو بپردازم.
مغلوب اگر شدم ز تو تعلیم ناقص استور غالبم برات تو خواهم به یخ نبشت
هوش مصنوعی: اگر از تو مغلوب شوم، به خاطر ناتمامی آموزش من است و اگر بر تو پیروز شوم، این پیروزی را به عنوان سندی برای تو ثبت میکنم.
استاد دید اجرت ده ساله بر هباستها عنقریب پنبه و پشم است آنچه رشت
هوش مصنوعی: استاد متوجه شد که مزد ده ساله او به زودی از بین خواهد رفت و آنچه در طول این مدت به دست آورده است، به مانند پنبه و پشم بیارزش خواهد شد.
گفتا چنین مدان که اگر چیرگی مراستبستانم از تو مزد و بکوبم سرت به خشت
هوش مصنوعی: او گفت: نپندار که اگر بر تو برتری دارم، از تو پاداشی میطلبم و سر تو را به زمین میکوبم.
ور غالب آمدی همه خواهند مرمرادر زندگی به عیش و پس از مرگ در بهشت
هوش مصنوعی: اگر برتری یابی، همه به دنبال تو خواهند بود؛ در زندگی از خوشیهای دنیا بهرهمند میشوی و پس از مرگ نیز در بهشت روزگار میگذرانید.
کز جودت افاده و تعلیم نیک منشاگرد پا فراز از استاد خویش هشت
هوش مصنوعی: از بخشش و دانشی که تو به من آموختی، من بهسان شاگردی هستم که از استاد خود برمیخیزد و به راه خود ادامه میدهد.
این داستان شنید ظریفی به طنز گفتتخمیست زشت مانده بجای از کلاغ زشت
هوش مصنوعی: داستانی را شنید فردی با ظرافت که به شوخی گفت: زشت بودن مانند تخم کلاغ، همچنان در جا مانده است.