شمارهٔ ۳۴ - در سال اول مشروطه سروده است
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی مشکلات و ناکامیهای زندگی انسان میپردازد. شاعر به فردی که به عقل و خرد گرفتار است، افسوس میخورد و به کسانی که بدون دغدغه زندگی میکنند، حسرت میزند. او به باغبان توصیه میکند از رنج گذشته غمگین نباشد زیرا باغ او از بین رفته است. همچنین به پاسبان یادآوری میکند که دزدان به درون خانهاش آمدهاند و امنیت او به خطر افتاده است. در ادامه به وضعیت بد و نابودی شهرها و مناطق اشاره میکند و از وضعیت ناگوار بوستان عدل که پر از زاغ و دزد شده، خبر میدهد. این شعر تصویری تلخ از جامعه و عوامل مختلفی که باعث شکست و نابودی میشوند، ارائه میدهد.
بیچاره آدمی که گرفتار عقل شدخوش آن کسی که کره خر آمد الاغ رفت
هوش مصنوعی: آدمی که عقل و فکرش او را به دردسر میاندازد، چه بدبختی دارد! اما خوش به حال کسی که ساده و بیدغدغه زندگی کند و مانند خر بیخبر از مشکلات باشد.
ای باغبان منال ز رنج دی و خزانبنشین به جای و فاتحه برخوان که باغ رفت
هوش مصنوعی: ای باغبان، ناراحت نباش از سختیهایی که در گذشته و در فصل پاییز گذشت. حالا بنشین و فاتحهای بخوان چون که باغ و زیباییاش از دست رفته است.
ای پاسبان مخسب که در غارت سرایدزد دغل به خانهٔ تو با چراغ رفت
هوش مصنوعی: ای نگهبان، بیدار باش و خواب نرو؛ زیرا در تاریکی شب، دزد فریبکار با چراغی به خانهات آمده است و در حال غارت است.
ای دهخدا عراق و ری و طوس هم نماندچون بانه رفت و سقز و ساوجبلاغ رفت
هوش مصنوعی: ای دهخدا، عراق و ری و طوس هم از بین رفتند، همانطور که بانه، سقز و ساوجبلاغ نیز از دست رفتند.
یاران حذر کنید که در بوستان عدلامروز جوقه جوقه بسی بوم و زاغ رفت
هوش مصنوعی: دوستان، حواستان جمع باشد که امروز در باغ عدل، پرندگان سیاه زیادی به چشم میخورند.