شمارهٔ ۱۰۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره غفلت و بیتوجهی به یک بنده وفادار است که از محبوب خود احساس دلسردی و فراموشی میکند. شاعر به توصیف تصویری از زیباییها و عشق میپردازد و میگوید که معشوقه او به خواب رفته و او را فراموش کرده است. او از نسیم صبح میخواهد تا پیامش را به معشوق برساند و بیان میکند که غفلت از حال او نیکو نیست، و خواهشمند است که قدر بندهاش را بداند. همچنین به قصههایی از تاریخ و عبرتها اشاره میکند و در پایان از معشوق میخواهد که اگر خطایی از او دیده، آن را نادیده بگیرد و ستر کند.
امیرزاده مهین فتح سلطنت چون شدکه گشت وعده دیدار من فراموشش
هوش مصنوعی: امیرزادهای که در فتح سلطنت مشهور است، به یاد من نیفتاد و وعده دیدار من را فراموش کرد.
گوزن شیر شکارست و چرخ روبه بازدچار کرده ز افسون به خواب خرگوشش
هوش مصنوعی: گوزن به دست شیر شکار میشود و در حالی که دوران زندگیاش به چرخش در آمده، تحت تأثیر جادو و افسون خواب خرگوشی را تجربه میکند.
و یا نگاری سیمین بر و بدیع جمالبه غمزه برده ز دل دانش وز سر هوشش
هوش مصنوعی: نگار زیبایی با چهرهی نقرهای و جمال دلربا، با یک نگاه از دل من و از سر هوش او، مرا به غم فرو برد.
و یا نگاه پریچهره ای ز نرگس مستفکنده است به یکباره مست و مدهوشش
هوش مصنوعی: نگاه زیبای پر از راز و غمزهای از چشمان یک دختر مسحورکننده به یکباره او را مست و سرخوش کرده است.
و یا چشیده می عشق و رفته است ز یادهمه حمایت امروز و وعده دوشش
هوش مصنوعی: کسی که عشق را تجربه کرده و حالا تمامی حمایتها و وعدههایی که امروز داده شده را فراموش کرده است.
و یا مهی بشبستان شدش فروغ افروزگرفت تنگ چو جان در کنار و آغوشش
هوش مصنوعی: یک شب زیبا به مانند ماه، درخشش و نور خاصی پیدا کرد. همچنان که جان انسان در آغوش و کنار کسی عزیز و نزدیک است، این زیبایی هم دلنشین و جذاب شد.
چنان بخواب فروشد که برنینگیزددرون قافله بانگ درای چاوشش
هوش مصنوعی: او چنان آرام و بیخبر خوابیده است که با صدای بیدارکنندهاش، هیچکسی در کاروان بیدار نمیشود.
ایا نسیم صبا گر رسی به درگه ویز قول بنده بگو محرمانه در گوشش
هوش مصنوعی: ای نسیم صبا، اگر به در خانهاش رسیدی، از طرف من بگو که بهطور محرمانه در گوشش بگوید.
ز حال خسته نپرسیدی و ندانستیکه گشته ساغر پر زهر جام پر نوشش
هوش مصنوعی: تو از حال خسته من نپرسیدی و نمیدانی که چگونه جام پر از زهر شده است و نوشیدنیاش تلخ و ناگوار است.
ازین علیل عیادت نکردی ای سروربشکر خود نگشودی زبان خاموشش
هوش مصنوعی: ای سرور، تو از این بیمار عیادت نکردی و زبان خاموش او را به پاس قدردانی شکر نگشودی.
خلاصه غفلتت از حال بنده ای نه نکوستکه گشته سنگین از بار منتت دوشش
هوش مصنوعی: خلاصه این است که بیتوجهیات به وضعیت کسی خوب نیست، چون او به خاطر بار سنگینی که از لطف تو بر دوش دارد، به سختی افتاده است.
عزیز دار چنین بنده را و قدر شناسگران خریده ای ارزان بغیر مفروشش
هوش مصنوعی: برای چنین بندهای ارزش قائل شو و او را عزیز بدار، زیرا تو با قیمت کمی او را به دست آوردهای، بدون اینکه بعداً بخواهی او را بفروشی.
بیا ز من بشنو قصه شهان جهانچو کیقباد و چو کیخسرو و سیاوشش
هوش مصنوعی: بیا و از من داستان دلنشین پادشاهان بزرگ جهان را بشنو، داستانهایی مانند کیقباد، کیخسرو و سیاوش.
بیا زمن بشنو راز آنکه کرده خرابدکان بقال از صلح گربه و موشش
هوش مصنوعی: بیا و از من بشنو داستان کسی که به خاطر صلح بین یک گربه و یک موش، کسب و کار بقال خراب شده است.
کتاب شیخ حجازی و پوستین و کمندکلاه زعفر جنی و چتر و پاپوشش
هوش مصنوعی: شیخ حجازی کتابی دارد که در آن به مسائلی اشاره میکند. او همچنین پوششی پشمی و کمندی برای خود دارد. کلاه او زعفرانی رنگ است و چتر و کفشهای مخصوصی نیز به همراه دارد.
ز استخاره زاهد بزیر خرقه کیدز دیگ جوش فقیر و درون پر جوشش
هوش مصنوعی: زاهد از راه استخاره به زیر لباس خود نگاه میکند، در حالی که کشفهای فقیرانه به او الهام میشود و در درونش احساس شور و هیجان زیادی وجود دارد.
اگر خطا و گناهی ز بنده ات دیدیبپوش و ستر کن از دامن خطا پوشش
هوش مصنوعی: اگر گناه یا خطایی از بندهات دیدی، آن را بپوشان و بگذار که پنهان بماند.