شمارهٔ ۱۱۹
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از ناتوانی و بدبختی خود شکایت میکند و به خداوند plea میکند تا به او انصاف بدهد. او بیان میکند که با داشتن مقام و احترام، در جستجوی روزی و معیشت، متحمل غم و اندوه شده است. شاعر به مشکلات مالی خود نیز اشاره کرده و میگوید که حتی با داشتن بدهی، نمیتواند وام بگیرد و در وضعیت بدی قرار دارد. او میخواهد یا به سرانجام مشخصی برسد یا موقتا به مهمانی برود تا از مشکلاتش کمی رهایی یابد.
پیش آن صاحب فرخنده بنالم به از آنکخاضع امر فلان بنده بهمان باشم
هوش مصنوعی: من به جای این که در مقابل کسی که به او احترام میگذارم خاضع و مطیع باشم، بهتر است به آن شخص خوشبخت شکایت کنم.
صدر دیوان وزارت اگرم بپذیرددر اقالیم سخن صاحب دیوان باشم
هوش مصنوعی: اگر بالاترین مقام وزارت هم مرا بپذیرد، در سراسر کشور به عنوان کسی که سخن و گفتار او ارزشمند است شناخته میشوم.
ای خداوند خود انصاف بده شایسته استکه من اینسان بغم دهر گروگان باشم
هوش مصنوعی: ای خداوند، لطفاً به من انصاف بده. آیا انصاف است که من به این صورت در چنگال غم و مشکلات زمانه گرفتار باشم؟
با چنین عزت و شأن و شرف و استغنادر پی رزق جدا از شرف و شأن باشم
هوش مصنوعی: با اینهمه احترام و جایگاه و عزت و بینیازی، چرا باید به دنبال روزی باشم که از مقام و ارزش من جدا باشد؟
چارصد تومان افزون بکفم مانده براتدرم از بهر درم خسته پی نان باشم
هوش مصنوعی: چهارصد تومان پول دارم و در این شرایط که برای به دست آوردن نان خسته شدهام، حسرت بیشتری در دل دارم.
وام خواهم ندهد ریش و گریبان از دستزین سبب دست به سر سر به گریبان باشم
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این موضوع اشاره میکند که اگر از دیگری وام نگیرد، مجبور نخواهد بود که در موقعیتهای دشوار یا ناراحتکننده قرار بگیرد. به این دلیل، آرامش را در سر و صورتش حفظ کرده و از درگیریها و تنشها دور خواهد ماند.
یا بدر این ورق شوم و یا وجهش راکن حوالت که دو روزی به تو مهمان باشم
هوش مصنوعی: یا اینکه من به زیبایی تو شبیه شوم، یا اینکه صورتت را به من هدیه بده، تا به مدت کوتاهی مهمان تو باشم.