شمارهٔ ۱۷۱ - مطایبه
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به تحسین و ستایش یک ملکزاده میپردازد و او را محوری برای آمال و آرزوهای خود میداند. او تأکید میکند که در سرزمین فضل، همه تابع این ملکزاده هستند و او را بینظیر میخواند. شاعر به دوگانگی در ارزشها اشاره میکند و میگوید که اگرچه شعرش برای ملکزاده است، اما او را در دنیای بازار و معاملات معمولی میبیند. در ادامه، به نقد مفاهیمی چون ثروت و شادی میپردازد و اظهار میکند که اگر ثروت به دست آید، باید با دقت به آن نگاه کرد. در آخر، به این نکته میرسد که هر دو به شهرت خواهند رسید، یکی به خاطر رندی و دیگری به خاطر رمالی.
ای ملکزاده راندم ابیاتیامتثالا لا مرک العالی
هوش مصنوعی: ای فرزند ملک، من اشعار را به خاطر رعایت احترام و به خاطر مقام بلند تو بیان کردم.
انت رکنی و منتهی املیبک علقت حبل آمالی
هوش مصنوعی: تو پایه و اساس منی و تمامی امیدهای من به تو وابسته است.
فاش گویم که در ولایت فضلما همه بندهایم و تو والی
هوش مصنوعی: به وضوح میگویم که در سرزمین علم و فضیلت، همه ما غلام و بندهایم و تو فرمانروا هستی.
تالی شعر من تویی که ترانیست یک تن در این جهان تالی
هوش مصنوعی: تو بهترین و بینظیرترین کسی هستی که در این جهان وجود دارد و هیچ کس به پای تو نمیرسد.
گرچه از بهر ماست دیوانمشد گرو در دکان بقالی
هوش مصنوعی: با اینکه این دیوان شعر به خاطر ما نوشته شده، اما اکنون به خاطر آن در مغازه یک بقال قفل شده است.
تو مده رایگان ز دست آن راکه بود قدر و قیمتش عالی
هوش مصنوعی: هرگز آنچه با ارزش است را رایگان به کسی نده که لایق آن نیست و ارزشش را درک نمیکند.
صاحبا دانی آنکه سیم و زر استاصل شادی و بیخ خوشحالی
هوش مصنوعی: خوشبختی و شادی واقعی در داشتن ثروت و دارایی نیست، بلکه در درک و داشتن شخصیت والایی است که به آدمی احساس رضایت و خوشحالی میدهد.
خاصه آن زر که در بساط قمارشد نصیبت به پاچه و رمالی
هوش مصنوعی: بهویژه آن ثروتی که از طریق قمار به دست آمد، در نهایت به پای تو و به دستان کسانی که فال و بختبازی میکنند، خُوَند میشود.
گر از آن قسمتم دهی و چو سرودر گلستان مکرمت بالی
هوش مصنوعی: اگر تو نیز سهم مرا به من ببخشی و همچون سرو در باغ کرامتت، پر و بالم را به من بدهی...
دامنم پر کنی از آنچه کنیکیسهٔ ابلهان از آن خالی
هوش مصنوعی: به من رحم کن و از چیزهایی که تو خود انجام میدهی، دامانم را پر نکن، زیرا کیسه نادانان از این موارد خالی میماند.
آن زمان هر دو مشتهر گردیمتو به رندی و من به رمالی
هوش مصنوعی: در آن زمان هر دو شناخته خواهیم شد؛ تو به عنوان شخصی فریبنده و من به عنوان کسی که رازها را پیشبینی میکند.