شمارهٔ ۱۷۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساساتش نسبت به دوستش صحبت میکند. او خود را بندهای میبیند که در برابر فرماندهاش خاضع و تابع است و نقش او را به عنوان غلام و دوستش را به عنوان شاه توصیف میکند. شاعر میگوید که غم عشق دوستش او را گرفتار کرده و هیچ راه دیگری جز عشق او نمیشناسد. همچنین اشاره میکند که با دوستش شاد و خوشحال است اما بدون او احساس تنهایی و افسردگی میکند. او به دوستش میگوید که اگر از حال او غافل شده، نباید غفلت کند و باید به او توجه داشته باشد. به طور کلی، شعر به بیان عشق و ارادت عمیق شاعر نسبت به دوستش میپردازد.
گفتی ای دوست مرا با چه سمت می شمریمن چگویم که تو از حال دلم آگاهی
هوش مصنوعی: دوست من، تو از چه جنبهای به من نگاه میکنی؟ من چه بگویم وقتی که تو به خوبی از وضعیت دل من خبر داری؟
کار من چاکری و کار تو فرماندهی استسمت بنده غلامی سمت تو شاهی
هوش مصنوعی: من در خدمت تو هستم و وظیفهام اطاعت از دستورات توست، در حالی که تو مقام والایی داری و فرمانروایی.
بنده چون گشتم هم تابعم و هم خاضعشاه چون گشتی هم آمری و هم ناهی
هوش مصنوعی: زمانی که من به پایینترین مستوى تواضع و فروتنی رسیدم، تو هم به مقام سلطنت و قدرت نزدیک شدی و هم در مقام هدایت و نهی قرار گرفتی.
دستم از دامن الطاف تو کوته باداگر ز امر تو کنم یک سر مو کوتاهی
هوش مصنوعی: دست من از محبت و رحمت تو دور نماند، اگر به خاطر خواستهات حتی یک مو هم کم کنم.
جز غم عشق تو کار دگرم بدنامی استجز سر کوی تو راه دگرم گمنامی است
هوش مصنوعی: تنها غم عشق توست که مشغلهی من است، و اگر از کوی تو دور شوم دیگر راهی ندارم و سرنوشت من فراموشی و ناشناسی است.
بولای تو ز اخلاص کنم جانبازیبه خیال تو ز اخلاص کنم همراهی
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و محبت تو، خود را فدای تو میکنم و با تمام وجود در خیال تو همراهی میکنم.
با تو دلشاد چو در باغ بهاران بلبلبی تو افسرده چو بر ریک بیابان ماهی
هوش مصنوعی: با تو خوشحال و سرزندهام مثل بلبل در باغ بهاری، اما بدون تو مثل ماهی در بیابان غمگین و افسردهام.
هر کجا پای نهی سر نهم اندر قدمتجان فشانم برهت ای صنم خرگاهی
هوش مصنوعی: هر جا که قدم بگذاری، سرم را به دامن تو میگذارم و جانم را فدای تو میکنم، ای مجسمه زیبای من.
نشود یکسر مو کاسته از بندگیمگر بیفزائی بر راتبه ام ورکاهی
هوش مصنوعی: اگر حتی به مقام و مرتبهام افزوده شود، از مقام بندگیام کاسته نخواهد شد.
ای امیری اگر از حال تو غافل شده دوستتو مکن غفلت و اهل می خواهی
هوش مصنوعی: ای فرمانروا، اگر دوستت از احوال تو بیخبر شده، تو از او غفلت نکن و به کسانی که همراه تو هستند توجه کن.