شمارهٔ ۱۹۶ - از حکایات بخشش قاآن
هوش مصنوعی: در این شعر، به سردی هوا در یک شهر اشاره شده که باعث شده هیچکس نتواند در آنجا زراعت کند. مردی تربی کاشته و وقتی که این ترب به بار آمده، او قسمتی از آن را به شهریار میدهد. به خاطر برکت و ارزش ترب، شهریار پاداشی به او میدهد و دهقان از رنج و زحمت خود شادمان میشود. در نهایت، حاصل این ترب او را خوشحال کرده و از زحمتهایش نتیجه مثبت میبیند.
به شهری کش از بس هوا بود سردز سردی کس آنجا زراعت نکرد
هوش مصنوعی: در شهری که به خاطر هوای بسیار سرد، کسی در آنجا زراعت نکرده است.
ترب کاشت مردی و آمد بباراز آن دسته ای برد زی شهریار
هوش مصنوعی: مردی تربی کاشت و زمانی بعد، از آن ترب میوهای برداشت که به مقام و منزلت بالایی رسید.
بهر برگ و هر بیخ قاآن رادیکی بالش زر بدان پیر داد
هوش مصنوعی: به خاطر هر برگ و هر شاخه، پیرمردی به قاآن یک بالش طلا داد.
ز دهقان بری گشت رنج و کربشد از حاصل آن ترب در طرب
هوش مصنوعی: از زحمات دهقان، ناراحتی و درد برطرف شد و از محصول او، ترب، شادمانی و خوشحالی به وجود آمد.