تناجی
ادیب الممالک فراهانی

شمارهٔ ۳۱ - گل

بردیم بر دوست نثار از یک گلهستیم اگر چه شرمسار از یک گل
آن یار چو آتش است و آتش چو گرفتدر صد خرمن زند شرار از یک گل