شمارهٔ ۲۰
هوش مصنوعی: روزی به خاطر ظلم یک دشمن ستمگر، به قاضی صلح در یک شهر رفتم. جایی که دیدم خانهای تنگ و تاریک بود که به گور شباهت داشت و تختی شکسته در وسط آن قرار داشت.
روزی ز جور خصم ستمگر ظلامهبردم بنزد قاضی صلحیه بلد
هوش مصنوعی: یک روز به خاطر ظلم و ستم یکی از دشمنانم، شکایت را نزد قاضی صلحطلبی در شهر بردم.
دیدم سرای تیره و تنگی بسان گورتختی شکسته در بن آن هشته چو لحد
هوش مصنوعی: در اینجا توصیف مکانی تنگ و تاریک است که شبیه به یک قبر به نظر میرسد. در وسط این فضا، تکیهگاهی شکسته وجود دارد که حال و هوای مرگ و عجز را به خوبی منتقل میکند. این تصویر حس ناامیدی و غم را به ذهن متبادر میسازد.