شمارهٔ ۸۸ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری عبدالله بن یوسف سیستانی ندیم گوید
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی غم و فراق دوست و عشقی عمیق است. شاعر از بیخبر بودن از دوستش شکایت میکند و احساس تنهایی و بیقراری خود را بیان میکند. او به درد و رنج دلش اشاره دارد و میگوید که اگر کسی دل ندارد، چگونه میتواند از درد آگاه باشد؟ شاعر در این حال، خود را دیوانه و مست عشق توصیف میکند و به یادآوری خاطرات و حسرتهایش میپردازد. او از بیپناهی و افسردگی ناشی از جدایی سخن میگوید و اظهار میکند که هیچ کس نمیتواند او را با مال و ثروت فریب دهد. در پایان، شاعر به خداوند و بخشش او اشاره کرده و آرزو میکند که برآورده شدن خواستههایش منجر به خوشبختیاش شود.
چند روزست که از دوست مرا نیست خبرمن چنین خامش و جان و جگر من به سفر
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که از دوست خبری ندارم. من اینقدر خاموش و غمگینم که انگار جان و دل من در سفر است.
در چنین حال و چنین روز همی صبر کندسنگدل مردم بد مهر و ز بد مهر بتر
هوش مصنوعی: در چنین وضع و زمانی، آدمهای سنگدل و بدجنس با صبر و شکیبایی روبرو میشوند، و این بدعلاقگی و تلخی آنها بدتر از مهر و محبت است.
سنگدل نیستم، اما دل من نیست بجایهر که را دل نبود کی بود از درد خبر
هوش مصنوعی: من بیاحساس نیستم، اما دل من برای کسی نیست. اگر کسی دل نداشته باشد، چطور میتواند از درد و رنج آگاه شود؟
من کنون آگه گشتم که چه بوده ست مرامست بوده ستم و دیوانه ازین عشق مگر
هوش مصنوعی: اکنون متوجه شدم که چه احساسی داشتم؛ به خاطر ظلم و ستمی که بر من میرفت، مست و دیوانه از عشق شده بودم.
به ستم کرده ام او را زدر خانه برونبه ستم دوست برون کرد کس از خانه بدر؟
هوش مصنوعی: من او را به زور از خانه بیرون کردهام، اما آیا هیچ دوستی تا به حال کسی را به زور از خانهاش بیرون کرده است؟
هیچ دیوانه وسر گشته و مست این نکندلاجرم خسته دلم زین قبل و خسته جگر
هوش مصنوعی: هیچ دیوانهای به این اندازه درد و رنجی که من دارم نمیکشد و خسته نمیشود. دل من از این وضعیت به شدت رنجور و خسته است.
گاه بر سر زنم از حسرت او گاه به رویخرد کردم به طپانچه همه روی و همه سر
هوش مصنوعی: گاهی از غم و حسرت او، بر سر خود میزنم و گاهی از روی خشم و ناراحتی به خود ضربه میزنم، به گونهای که همه وجودم از درد و اندوه پر شده است.
چون توانم دید این مجلس و این خانه بی اوخانمان گشته همچون دل و جان زیر و زبر
هوش مصنوعی: چطور میتوانم این جمع و این خانه را در غیاب او ببینم؟ خانه به ویرانی افتاده و دل و جانم نیز در آشفتگی است.
از پس زر بفرستادم او را به فسونهیچکس جان گرانمایه فریبد با زر
هوش مصنوعی: من او را با طلا و زر فرستادم، اما هیچکس نمیتواند جان ارزشمند را با پول فریب دهد.
ای دل و جان پدر زر را آنجا یله کناسب تازان کن و باز آی بنزدیک پدر
هوش مصنوعی: ای دل و جان، پدر را در آنجا تنها بگذار و با سرعت به سوی او برگرد.
تو مرا بهتری از خواسته روی زمیننتوان خوردن بی روی تو از خواسته بر
هوش مصنوعی: تو از تمام خواستهها و آرزوها برای من بهتر هستی. نمیتوانم هیچ لذتی از چیزهای دنیا ببرم، اگر تو در کنارم نباشی.
از فراوان که ز بهر تو بگریم صنماهر زمان گوید خواجه که دلم بیش مخور
هوش مصنوعی: از بس که به خاطر تو میگریم، عزیزم، هر بار خواجه به من میگوید نگران نباش و دلخوری نکن.
خواجه سید بوبکر حصیری که چنونبود از پس پیغمبر و بوبکر و عمر
هوش مصنوعی: خواجه سید بوبکر حصیری کسی است که از نظر مقام و عظمت نمیتواند به پای پیامبر و دو شخصیت بزرگ دیگر، بوبکر و عمر، برسد.
هم فقیه ابن فقیه و هم رئیس ابن رئیسیافته فقه و ریاست ز بزرگان به گهر
هوش مصنوعی: فقیهی که خود فرزند فقیه است و رئیسی که فرزند رئیس است، به دانش فقه و مقام ریاست دست یافتهاند و این را از بزرگان و خانوادههای با نفوذ به ارث بردهاند.
سیستان از گهر خواجه و از نسبت اوبیش از آن نازد کز سام یل و رستم زر
هوش مصنوعی: سیستان به خاطر ارادت و افتخاری که به شخصیتهای بزرگش دارد، به نسبت به خواهش و شرف موروثیاش بیش از هر چیز دیگری افتخار میکند. این افتخار حتی بیشتر از قهرمانانی نظیر سام یل و رستم است.
هر کجاگویی عبدالله بن یوسف کیستهمه گویند کریمی که چنونیست دگر
هوش مصنوعی: هر جا از عبدالله بن یوسف صحبت شود، همه او را به عنوان کریمی میشناسند و هیچ کس نمیتواند مانند او باشد.
عرض او سخت عزیزست و بود عرض عزیزآن کسی را که ندارد بر او مال خطر
هوش مصنوعی: شرافت و مقام او بسیار ارزشمند است، و ارزشمند بودن مقام کسی به این است که او در موقعیت مالی خطرناکی قرار نگیرد.
چه خطر دارد در چشم کسی مال که اوتا عطایی ندهد خوش نبرد روز بسر
هوش مصنوعی: خطر اینجا نهفته است که کسانی که از دیگران انتظاری برای گرفتن چیزی ندارند، از دیدن مال و دارایی دیگران خوشحال نمیشوند و آن را به راحتی نمیپذیرند. اگر کسی در چشم دیگران مال و دارایی خود را به نمایش بگذارد، ممکن است باعث حسادت یا ناراحتی آنها شود، به خصوص اگر انتظار داشته باشند که در ازای آن چیزی دریافت کنند.
گر بیک روز همه مال که دارد بدهدروز دیگر نکند بر دل او هیچ اثر
هوش مصنوعی: اگر کسی روزی تمام داراییاش را ببخشد، فردای آن روز هیچ تأثیری بر احساس او نخواهد گذاشت.
مال از آنگونه در آید به در خانه اوکه تو پنداری کز راه در آمد بگذر
هوش مصنوعی: مال و ثروت به گونهای وارد خانه او میشود که تو گمان میکنی از در وارد شده و عبور کرده است.
از فراوان که عطا داد مرا زو خجلمراست گویی گنهی دارم زی او منکر
هوش مصنوعی: از اینکه از او عطاهای زیادی دریافت کردهام، شرمندهام. راستش این است که من گناهانی دارم که نباید انکارشان کنم.
نه منم تنها زو شاکر و خشنود و خجلشاکران بیشتر او را ز ربیع و ز مضر
هوش مصنوعی: من تنها کسی نیستم که از او قدردانی میکنم و خوشحالم یا شرمندهام؛ کسانی دیگری نیز هستند که از او بیشتر از ربیع و مضر شکرگزاری میکنند.
ای خداوندی کز بر تو و بخشش توبا مراد دلم و با طرب و ناز و بطر
هوش مصنوعی: ای خداوندی که بخششهای تو برای من و دلخواهیام با شادی و ناز و خوشی همراه است.
آنچه با من رهی از فضل تو کردی، نکندپدر نیک دل مشفق با نیک پسر
هوش مصنوعی: چیزی که تو با من کردی از روی مهربانی و لطف، پدر دلسوز و مهربان با فرزند خوبش هم نمیکند.
از تو بر کام دل خویش ظفر یافته امبر همه کام دل خویش ترا باد ظفر
هوش مصنوعی: از تو به خواستهام رسیدم و بر همه آرزوهایم، به تو پیروزی و موفقیت را آرزو میکنم.
نظر شفقت تو کار مرا ساخته کردکز خداوند جهان باد بکار تو نظر
هوش مصنوعی: نگاه مهربان تو مسیر زندگیام را تغییر داد، امیدوارم که نگاه تو از جانب خداوند عالم باشد و بر کارهایم تاثیر بگذارد.
فرخت باد سده تا چو سده سیصد جشنشاد بگذاری با این ملک شیر شکر
هوش مصنوعی: باد سده را به یکدیگر هدیه میدهد تا جشن شاد سیصد ساله را در کنار این سرزمین شیرین و خوشمزه برگزار کنیم.
چون گه باده بود، نوش لبی اندر پیشچون گه خواب بود، سیمبری اندر بر
هوش مصنوعی: زمانی که باده در دست است، لبهای نوشین در پیش است و زمانی که خواب در پی است، سیمهایی در آغوش است.