شمارهٔ ۸۹ - در مدح خواجه ابوالمظفر گوید
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساسات درونیاش سخن میگوید و به عشق و دردهایی که با آنها روبهرو است اشاره میکند. او دلی مضطرب دارد که نمیداند چه آیندهای در پیش رو دارد، و به دنبال دل شایستهای میگردد که چشمانش به روشنایی عشق و زیبایی باز شود. با اشاره به خواجهای بزرگ و نیکوکار، از تواضع و بزرگی او تجلیل میکند و تأکید میکند که برتری واقعی در تواضع است. در ادامه به خدمتگزاری و تلاشهای خود در خدمت این خواجه اعتراف میکند و از پذیرش خطاهایش میگوید. شاعر به دلتنگی و نیاز به دلخوشی اشاره میکند و در نهایت آرزوی شادی و دلخوشی برای ملک محمود، شاه هفت کشور را دارد.
دلم در جنبش آمد بار دیگرندانم تا چه دارد باز در سر
هوش مصنوعی: دلم دوباره به تپش افتاده و نمیدانم چه چیزی در دل دارم که میخواهد خود را نشان دهد.
همانا عشقی اندر پیش داردبلایی خواهد آوردن به من بر
هوش مصنوعی: عشق در پیش رو بلایی برای من به همراه خواهد آورد.
بگردد تا کجا بیند بگیتیازین شوخی بلا جویی ستمگر
هوش مصنوعی: بنگر تا کجا باید برود و ببیند در این دنیا از این بازیها و دردسرهایی که ستمگر به وجود آورده است.
برو مهر آرد و بیرون برد پاکمرا از رامش و از خواب واز خور
هوش مصنوعی: برو و محبت و خوشحالی را بیار و مرا از خواب و آرامش و خوشیهایی که دارم، بیرون ببر.
ز دلها مردمان را خیر باشدمرا باری ز دل باشد همه شر
هوش مصنوعی: انسانها از دلهای خود خیر و خوبی میخواهند، اما هر چیزی که از دل ناشی شود، ممکن است شر و بدی به همراه داشته باشد.
کجا یابم دلی اندر خور خویشدل شایسته که افروشد به گهر
هوش مصنوعی: کجا میتوانم دلی پیدا کنم که با شایستگیام همخوانی داشته باشد و بتواند همچون گوهری در درونم شعلهور شود؟
دلی زین پس بهر نرخی بخرمدل بد را برون اندازم از بر
هوش مصنوعی: دیگر برای خریدن دل، حاضر به پرداخت هر قیمتی هستم و این دلِ بد را از خود دور میکنم.
نیندازم ، نگه دارم که این دلهوای خواجه را بنده ست و چاکر
هوش مصنوعی: من تصمیم ندارم که دل را رها کنم، زیرا این دل بندگی و عشق به محبوب را در سر دارد و مانند یک خدمتگزار به او وفادار است.
گناه دل بدان بخشم ازین پسکه کرده ست آفرین خواجه از بر
هوش مصنوعی: من از این پس گناه دل را میبخشم، چرا که آفریدهای را که خواجه خلق کرده است، نمیتوان نادیده گرفت.
کدامین خواجه؟ آن خواجه که امروزبدو نازد همی شاه مظفر
هوش مصنوعی: کدام یک از خواجگان؟ آن خواجهای که امروزه شاه مظفر به او احترام میگذارد و به او ناز میکند.
چراغ گوهر قاضی محمدنسیج وحده عالم بوالمظفر
هوش مصنوعی: قاضی محمد، روشنی و نور گوهر است که به عنوان نمادی از اتحاد در جهان شناخته میشود.
بزرگی کز بزرگی بر سپهرستولیکن از تواضع باتو اندر
هوش مصنوعی: بزرگی که مقامش بالاتر از آسمانهاست، اما به خاطر تواضع و فروتنیاش، در کنار تو قرار دارد.
گشاده بر همه خواهندگان دستچنان چون بر همه آزادگان در
هوش مصنوعی: دست همه درخواستکنندگان را باز کردهام، مانند اینکه بر دست همه آزادگان بگشایم.
نکو نامی گرفته لیکن از فضلبزرگی یافته لیکن ز گوهر
هوش مصنوعی: شخصی با نام نیکو شناخته میشود، اما این به خاطر دانش و فضیلت بزرگ اوست که از ویژگیهای درونیاش سرچشمه میگیرد.
بدولت گشته با میران موافقوزین پس همچنین تا روز محشر
هوش مصنوعی: به خاطر نعمتهای الهی، حالتی خوب و خوش دارم و از این رو تا روز قیامت همینطور ادامه خواهد داشت.
رئیس ابن رئیس از گاه آدمبفرمان گشته با شاهان برابر
هوش مصنوعی: رئیس ابن رئیس به نسبت فرزندان آدم و به خاطر فرمانروایی خود، به سطح شاهان رسیده است.
همان رسم تواضع بر گرفته ستتو مردم دیده ای زین نیکخوتر؟
هوش مصنوعی: همان طور که باید به دیگران احترام گذاشت و متواضع بود، آیا تو افرادی را که این ویژگیهای خوب را دارند دیدهای؟
نداند کبر کرد و زان نداندکه با نیکو خوی او نیست در خور
هوش مصنوعی: او از خودبزرگبینیاش بیخبر است و نمیداند که این رفتار با خوبیهای او سازگار نیست.
بر او مردمی کو کبر داردبتر باشد هزاران ره ز کافر
هوش مصنوعی: مردمی که به خودبزرگبینی و تکبر دچار است، از هزاران کافر بدتر است.
خداوندان سرایش را بدانندبه از مردم، هوی (؟)این حال بنگر
هوش مصنوعی: خداوندان شعر و ادب را بهتر از مردم عادی بشناسند، حال این وضعیت را مشاهده کن.
گر آنجا در شوی آگاه گردیمرا گردی بدین گفتار یاور
هوش مصنوعی: اگر آنجا بروی، باخبر خواهی شد و به من کمک خواهی کرد.
سرایش را دری بینی گشادهبه در بر چاکران چون شهد و شکر
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و جذابیت سخن گفته شده است. به گونهای که اگر کسی به سرایش گوش دهد، مانند این است که در ورودی دنیای شیرینی و دلپذیری قرار گرفته است. این امر به خودی خود نشاندهنده شکوه و جذابیت کلام است که همچون شهد و شکر، دلنشین و خوشایند است.
نه حاجب مر ترا گوید که منشیننه دربان مر ترا گوید که مگذر
هوش مصنوعی: هیچکس به تو نمیگوید که اینجا ننشینی و هیچکس هم نمیگوید که از اینجا عبور نکن.
اگر خواجه بود یا نه تو در قصربباش و آرزوها خواه و خوش خور
هوش مصنوعی: اگر تو در کاخ باشی، مهم نیست که در آنجا چه کسی صاحباختیار است، فقط از آرزوهایت خواستهها کن و خوش بگذران.
سخندانی که بشکافد مثل موی،سخنگویی که بچکاند مثل زر،
هوش مصنوعی: سخنوری که بتواند کلمات را با دقت و مهارت تحلیل کند و عمیقتر به درون آنها نفوذ کند، مانند کسی که مو را از هم جدا میکند. و در مقابل، سخنوری که بتواند سخن را به شیرینی و لطافت بیان کند، مانند کسی که طلا را ذوب میکند و به شکل جدید در میآورد.
دو چشمش سوی مهمانان خواجههمی خواهد ز هر کس عذر مهتر
هوش مصنوعی: دو چشم او به دنبال مهمانان است و از هر کس از بزرگان عذرخواهی میکند.
کرا مجهولتر بیند به مجلسنکوتر دارد از کس های دیگر
هوش مصنوعی: هر کس که در مجلس کمتر شناخته شده باشد، بیشتر مورد توجه و احترام قرار میگیرد و ارج و قربش از دیگران بیشتر است.
چه گویی خانه یی یابی بدینساناگر گیتی بپیمایی سراسر
هوش مصنوعی: اگر در دنیا سفر کنی و جاهای مختلف را ببینی، چه میتوانی بگویی که خانهای بهتر از این خانه پیدا میشود؟
همیشه خوان او باشد نهادهچنان چون خوان ابراهیم آزر
هوش مصنوعی: همیشه مانند سفرهای گسترده باشد، مانند سفره ابراهیم.
چنین رادی چنین آزاده مردیندانم بر چه طالع زاد مادر
هوش مصنوعی: این شخص با چنین سعادتی و آزادیاش را نمیدانم مادرش او را به چه سرنوشتی به دنیا آورده است.
من اندر خدمتش تقصیر کردمدرخت خدمت من گشت بی بر
هوش مصنوعی: من در خدمت او کوتاهی کردم و درخت خدمت من بیثمر شد.
خطا کردم ندانم تا چه گویممرا عذری بیاد آر، ای برادر!
هوش مصنوعی: من اشتباه کردم و نمیدانم باید چه بگویم. لطفاً مرا بخوان و به من عذر بده، ای برادر!
اگر گویم بنالیدم بر افتدکه باشد مرد نالان زرد و لاغر
هوش مصنوعی: اگر بگویم که ناله کردهام، ممکن است بگویند که من مردی نالهکننده هستم که زرد و لاغر به نظر میرسد.
ز لاغر فربهی سازد مرا زشتچه آید فربه از لاغر چه از غر
هوش مصنوعی: از لاغری به چاقی برسد، اما زشت است که چاقی از لاغری به وجود آید و لاغری چه تاثیری بر چاقی دارد.
چو حمد و نه ببازی اندر آیمبدام اندر شوم همچون کبوتر
هوش مصنوعی: زمانی که ستایش و تحسین کنم، در دام عشق گرفتار میشوم و مانند کبوتر در یک جا بند میشوم.
شوم در خاک غلطم پیش خواجهبگریم، کج کنم سر پیشش اندر
هوش مصنوعی: در خاک میافتم و بر سرِ خواجه میگریم، سرم را پیش او خم میکنم.
زمانی قصه مسعودی آرمزمانی قصه پولاد جوهر
هوش مصنوعی: یک زمانی داستان مسعودی را روایت میکنم و در زمانی دیگر داستان پولاد جوهر را بیان میکنم.
مگر دل خوش کند لختی بخنددگذارد از من این ناخدمتی در
هوش مصنوعی: آیا دل میتواند با کمی خنده خوش شود و از من این آسیب خاص را برطرف کند؟
همیشه شاد و خندان باد و دلشادملک محمود شاه هفت کشور
هوش مصنوعی: ملک محمود، شاه هفت کشور، همیشه شاد و خوشحال باشد و دلش پر از شادی و خوشی باشد.