شمارهٔ ۹۰ - در مدح خواجه ابوسهل دبیر، عبدالله بن احمد بن لکشن گوید
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده از ورود جوانی زیبا و دلربا در صبحگاه شکوایی میکند. او به زیبایی و لطافت چهرهاش اشاره میکند و احساس ترس و نگرانی از اینکه مبادا خبر این دیدار به صاحبخانه (خواستگار) برسد، را بیان میکند. جوان به او میگوید که نباید غم و اندوه داشته باشد و خود نیز به بار ملامتها تن میدهد، همچنین از احوال دوستان و آشنایانی که برای او دلسوزی میکنند، سخن میگوید.
سپس به شخصیت برجستهای همچون خواجه سید ابوسهل عمر اشاره میکند که بسیار سخندان و هنرپرور است و به عنوان یک کدخدا در هفت اقلیم شناخته میشود. خواجه به خدمت سلطان مشغول است و تلاش میکند تا وضعیت دیگران را بهبود بخشد. گوینده همچنین ستایشهای زیادی نسبت به این شخص دارد و بر تلاشهای او برای کسب علم و ادب تأکید میکند. با توصیف خوشگذرانیها و عیدها، او به خوشبختی و نعمتهایی که در زندگی وجود دارد، اشاره میکند و در پایان آرزوی شادی و سروری برای خواجه و دیگران دارد.
دوش ناگاه بهنگام سحراندر آمد ز در آن ماه پسر
هوش مصنوعی: دیروز صبح، ناگهان آن پسر ماه مانند از در وارد شد.
با رخ رنگین چون لاله و گلبالب شیرین چون شهد و شکر
هوش مصنوعی: صورتش زیبا و دلربا است مانند گلها و رنگش همچون لالهها میدرخشد، و لبهایش به شیرینی عسل و شکر میمانند.
حلقه جعدش پر تاب و گرهحلقه زلفش ازان تافته تر
هوش مصنوعی: موهایش مانند حلقههای پرتاب و گرهخورده است، و به طور خاص، زلفهای او از هر چیز دیگری زیباتر و جذابتر است.
گفتم: ای خانه بتو باغ بهشتچون برون جسته ای از خانه بدر؟
هوش مصنوعی: گفتم: ای خانه، چطور از تو مثل باغ بهشت بیرون رفتهای؟
خواجه ترسم که خبر یابد ازینبانگ بر خیزد، چون یافت خبر
هوش مصنوعی: من نگرانم که او از این صدا آگاه شود و پس از آگاهی اقدام کند.
گفت من بار ملامت بکشمتو بکش نیز و بس اندوه مخور
هوش مصنوعی: او گفت که من بار سرزنش و انتقاد را به دوش میکشم، تو هم این بار را به دوش بکش و نگران نباش.
چون منی را به ملامت مگذاراین سخن را بنویسند به زر
هوش مصنوعی: هرگز به من ایراد نگیرید، چون این سخن را باید با ارزشی گران بحدی ثبت کرد.
لشکری چند برخواجه و میرهمه دارند ز من دست بسر
هوش مصنوعی: گروهی از افراد قدرتمند و مهم به من وابسته هستند و همه به نوعی تحت تاثیر من قرار دارند.
همه در انده من سوخته دلهمه در حسرت من خسته جگر
هوش مصنوعی: همه به خاطر غم من دلشان سوخته و همه به خاطر آرزوهای نرسیدهام خسته و افسرده هستند.
گر مرا خواجه به نخاس بردبربایند به همسنگ گهر
هوش مصنوعی: اگر مرا آقا به دام انداخته و به بند بکشد، مانند گوهر ارزشمند بر من توجه خواهند کرد.
تو مرا یافته ای بی همه شغلنیست اندر کلهت پشم مگر ؟
هوش مصنوعی: آیا هیچ شغلی در زندگیام وجود ندارد که تو به من برسی و از آن بهرهمند شوی؟ آیا تنها در وجود من چیزی برای تو باقی نمانده است؟
گفتم ای ترک در این خانه مراکودکانند چو گلهای ببر
هوش مصنوعی: گفتم ای ترک، در این خانه من را مانند گلها در کنار خود بپرورانید.
گر ز تو بر بخورم، بربخورندزان من، فردا، کسهای دگر
هوش مصنوعی: اگر من از تو بهرهمندی کنم، دیگران نیز از من بهرهمند خواهند شد و فردا، افراد دیگری خواهند آمد که میتوانند از این نعمت استفاده کنند.
تا منم رسم من این بود ومرابسر خواجه کزین نیست گذر
هوش مصنوعی: من همیشه چنین بودهام و این رسم من است که تحت تأثیر خواجهام نمیروم و از این راه نمیتوانم عبور کنم.
کدخدای ملک هفت اقلیمخواجه سید ابوسهل عمر
هوش مصنوعی: کدخدای سرزمینهای هفتگانه، خواجه سید ابوسهل عمر، شخصیت برجستهای است که مسئولیت و اداره این مناطق را بر عهده دارد.
آن خریدار سخندان و سخنوان هوا خواه هنرمندو هنر
هوش مصنوعی: آن کسی که با فکر و درک خوب، به سخنان و فنون هنرمند علاقهمند است و ارزش هنر را میداند، مشتری واقعی هنر است.
برنکو نامی چونانکه بودپدر مشفق بر نیک پسر
هوش مصنوعی: برنکو نامی مانند پدرش دارد، که در آموزش و محبت نسبت به پسر نیکو عمل کرده است.
زر او را بر زوار مقامسیم او را بر خواهنده مقر
هوش مصنوعی: زر و سیم در اینجا به ارزش و مقام افراد اشاره دارد. یعنی کسی که دارای زر و سیم باشد، در دیدگاه دیگران موقعیتی ویژه و ارزشمند خواهد داشت. بدیهی است که افراد به دنبال چنین کسانی هستند تا از وجود آنها بهرهمند شوند و یا به نوعی از ارتباط با آنها سود ببرند. این بیانگر اهمیت و تأثیر ثروت در روابط اجتماعی و جایگاه افراد در جامعه است.
مجلس او ز پی اهل ادببه سفر ساخته همچون به حضر
هوش مصنوعی: مجلس او برای افراد با ادب به سفر آماده شده است، درست مثل اینکه در حضورشان باشد.
بر او بوده به هر جای مقیمزو رسیده به همه خلق نظر
هوش مصنوعی: او در هر مکان حضور داشته و نگاهش به همه مردم رسیده است.
خدمت سلطان بر دست گرفتخدمت سلطان سهلست مگر ؟
هوش مصنوعی: خدمات کردن به پادشاه کار سادهای است، مگر نه؟
از پی ساختن بخشش ماخویش را پیش بلا کرده سپر
هوش مصنوعی: برای حفظ خود در برابر مشکلات و بلاها، باید تلاش کنیم و بخشش و کرامت را در درون خود پرورش دهیم.
او ز بهر ما در کوشش و رنجماگرفته همه زو ناز و بطر
هوش مصنوعی: او به خاطر ما در تلاش و زحمت است، اما ما از او فقط ناز و نعمت میخواهیم.
آنچه من کهتر ازو یافته امگر بگویم بتو مانی به عبر
هوش مصنوعی: هر چه من از او کمتر دارم، اگر به تو بگویم، تو نیز در حیرت خواهی ماند.
تا زبان دارم زیبد که زبانبه ثنا گفتن او دارم تر
هوش مصنوعی: تا زمانی که زبان دارم، بهتر است که زبانم را به ستایش او مشغول کنم.
من همی دانم کاندر بر اوچیست از بهرمن و تو مضمر
هوش مصنوعی: من میدانم که در دل او چه میگذرد و این احساسات به خاطر من و تو پنهان شده است.
جاودان شادو تن آزاد زیادآن نکو خوی پسندیده سیر
هوش مصنوعی: همیشه شاد و آزاد زندگی کن، زیرا رفتار نیکو و پسندیده موجب خوشبختی و سلامتی میشود.
بیش از آنست که پیش همه خلقعالمان را بر او جاه و خطر
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که علم و دانش در برابر تمام مردم، به قدری ارزشمند و مهم است که عالمان باید در نظر داشته باشند که این مقام و اعتبار ممکن است مسائل و خطراتی را نیز به همراه داشته باشد. به عبارتی، داشتن علم و دانش مسئولیتهایی را به همراه دارد و میتواند فرد را در معرض چالشها و خطرات قرار دهد.
عاشق و فتنه علم و ادبستلاجرم یافته زین هر دو خبر
هوش مصنوعی: عاشق و جذابیت حاصل علم و ادب است، بنابراین او از هر دوی این موارد آگاهی پیدا کرده است.
در جهان هیچ کتابی مشناسکو نکرده ست دو سه باره زبر
هوش مصنوعی: در دنیا هیچ کتابی را نمیشناسم که دو یا سه بار نوشته شده باشد.
سختکوشست به پرهیز و به زهدتو مر او رابه جوانی منگر
هوش مصنوعی: سختکوشی و تقوا باعث میشود که او به دور از دنیا و زرق و برقهای آن باشد؛ بنابراین به جوانی و جوانی او دقت نکن.
همچو ابد الان در صومعه هاکند از هر چه حرامست حذر
هوش مصنوعی: مانند همیشه در صومعهها از هر آنچه که ناپسند و حرام است پرهیز میکند.
شاد باد آن به همه نیک سزاوایمن از نکبت و از شور و زشر
هوش مصنوعی: خوشبخت باشد کسی که به نیکی و خوبی سزاوار است و از بدبختی و مشکلات دور باشد.
عید او فرخ و فرخ سر سالفرخی بر در او بسته کمر
هوش مصنوعی: روز عید او مبارک است و آغاز سال نیز خوشی خود را به همراه دارد، خوشحالی و خوشبختی در درگاه او ظهور کرده است.
تاهمی یابد در دولت شاهبر بد اندیش فرومایه ظفر
هوش مصنوعی: در زمان حکومت شاه، افرادی که بدخواه و پست هستند، به راحتی شکست خواهند خورد.
دولتش باقی و نعمت به فزونراوقی بر کف و معشوق به بر
هوش مصنوعی: دولت و قدرتش پایدار است و نعمتش نیز بسیار است، در حالی که محبوبش در آغوش اوست.