شمارهٔ ۱۰۰ - در مدح خواجه ابوسهل دبیر گوید
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی روزهداری و نیکیهای انسانی است. شاعر به مستی و شادی از باده دعوت میکند و به نهانکاری در زندگی اجتماعی اشاره میکند. او بر این باور است که در دنیا، مردم از هم جدا هستند و هر کس باید با دل و نفس خود مبارزه کند. در نهایت، شاعر به ستایش شخصی بزرگ و کریم میپردازد که به اهل ادب احترام میگذارد و برای همگان برکات و نیکیها فراهم میآورد، و از او درخواست دعا و خیر دارد. این شعر ترکیبی از معانی عرفانی، اجتماعی و سیاسی است که به زندگی انسانی و اخلاقیات اشاره دارد.
کوس فرو کوفت ماه روزه بیکبارروزه نهان کرد لشکر از پس دیوار
هوش مصنوعی: ماه با صدای بلند اعلام کرد که روز جدیدی آغاز شده است و در یک لحظه، سپاه دشمن در پس دیوارها پنهان شدند.
بر بط خاموش بوده گشت سخنگویمحتسب سرد سیر گشت ز گفتار
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به کسانی اشاره میکند که به خاطر بیعدالتی یا فشارهای اجتماعی، زبانشان بسته شده و نمیتوانند حرفی بزنند. این سکوت و خاموشی باعث میشود که صدای ضمیر و روح آنها از بین برود و از حقایق و سخنان خود دور شوند. در واقع، به نوعی سردرگمی و افسردگی اشاره دارد که انسانها به خاطر عدم توانایی در بیان احساسات و افکارشان تجربه میکنند.
باده ز پنهان نهاد روی بمجلسخیز و بکار آی و کار مجلس بگزار
هوش مصنوعی: نوشیدنی را از پنهان بیرون بیاور و به مجلس بیا، و به کارهای آن مجلس مشغول شو.
خانه ز بیگانگان خام تهی کنباده رنگین بیار و بر بط بردار
هوش مصنوعی: خانهات را از حضور بیگانگان خالی کن، و بادهای رنگین بیاور و با خود بیاور.
مست کن امروز مرمرا و میندیشتاکی هشیار چند باشم هشیار
هوش مصنوعی: امروز مرا مست کن و به این فکر نکن که تا کی باید هشیار بمانم، هشیار بودن را فراموش کن.
حاکم شرعی که می نگیرم هرگززاهد عصرم که روزه دارم هموار
هوش مصنوعی: من هرگز حاکم شرعی را نمیپذیرم، زیرا زاهدی در دوران خود هستم و همواره روزهدارم.
زاهدی و حاکمی بمن نرسیده ستور برسد کار پیش گیرم ناچار
هوش مصنوعی: اگرچه زاهدی و حاکمی به من نرسیدهاند، اما اگر هم برسند، ناگزیر کار را به دست خواهم گرفت.
روز و شب خویش را کنم به دو قسمتهر دو بیکجای راست دارم چون تار
هوش مصنوعی: من روز و شب را به دو قسمت تقسیم میکنم؛ هر کدام را در یک نقطهی راست نگه میدارم، مانند تار.
نرمک نرمک همی کشم همه شب میروز به صد رنج ودرد دارم دستار
هوش مصنوعی: به آرامی و به تدریج، من همه شب را میگذرانم. روزها با سختی و زحمت، رنج و درد را تحمل میکنم.
آیم و چون کخ به گوشه ای بنشینمپوست بیک بار بر کشم ز ستغفار
هوش مصنوعی: من به جایی میآیم و چون کخ، به گوشهای مینشینم و یکبار برای همیشه، پوست از خود میکنم و از گناهانم توبه میزنم.
راست چو شب گاو گون شودبگریزمگویم تا در نگه کنند به مسمار
هوش مصنوعی: وقتی شب مانند گاو تیره و تار میشود، من فرار میکنم و میگویم تا آنها مرا در نگاه دارند با میخ.
آروزی خویش را بخوانم و گویمشب همه بگذشت خیز وداروی خواب آر
هوش مصنوعی: آرزوهایم را با خود میگویم و به خودمیگویم که شب به پایان رسیده است، بلند شو و دارویی برای خواب بیاور.
چون سرم از مستی و ز خواب گران گشتدر کشم او را به جامه شب و افشار
هوش مصنوعی: زمانی که سرم از حال مستی و خواب سنگین بیدار شد، او را در لباس شب و با زینتهای زیبا میکشم.
فرخی آخر نفایه گفتی و دانیاین چه سخن بودپیش خواجه بیکبار
هوش مصنوعی: فرخی در نهایت به تو گفت که این چه حرفی بود که در حضور بزرگوار بیان کردی.
خواجه سید وکیل سلطان بوسهلآنکه بدو سهل گشت کار بر احرار
هوش مصنوعی: خواجه سید وکیل سلطان بوسهل فردی است که با او کار برای آزادگان آسان شد.
بارخدای بزرگوار که او بودفضل و ادب را بطوع و طبع خریدار
هوش مصنوعی: ای پروردگار بزرگوار، تو هستی که فضل و ادب را با کمال میل و علاقه میخری.
اهل ادب را به خانه برد و وطن دادعلم و ادب را فزودقیمت و مقدار
هوش مصنوعی: افراد با فرهنگ و اهل دانش را به خانه خود راه داد و به آنها مکان و هویت بخشید و نیز بر ارزش و اهمیت علم و ادب افزوده شد.
خواسته خویش پیش خلق فدا کردخصلت نیکوی خویش کرد پدیدار
هوش مصنوعی: او خواستههای خود را به خاطر مردم فدای کرد و ویژگیهای نیکو و خوبش را نمایان ساخت.
برهمه گیتی در سرای گشاده ستپیش همه خلق باز رفته بکردار
هوش مصنوعی: در سراسر جهان، در مکانی باز و گسترده، همگان به فراخور اعمال خود در حال حاضر حضور دارند.
خلق ز هر سو نهاده روی سوی اوراه ز انبوه گشته چون ره بازار
هوش مصنوعی: مردم از هر طرف به سمت او روی آوردهاند، بهطوریکه راهها شلوغ و پر رفتوآمد شدهاند، مانند بازار پر از جمعیت.
هر که در آید همی ستاند بی منعهرکه بخواهد همی درآید بی بار
هوش مصنوعی: هر کسی که بخواهد، میتواند بدون مانع وارد شود و هر چیزی که بخواهد را بگیرد.
گرچه فراوان دهد دلش بنگیردمانده نگردد ز مال دادن بسیار
هوش مصنوعی: هرچند که دلش بسیار میدهد، اما هیچگاه از مال و ثروتش کم نمیشود و در سختی نمیافتد.
امروز آیی مطیع تر بود از دیامسال آیی گشاده تر بود از پار
هوش مصنوعی: امروز با فرمانبرداری بیشتری میآیی نسبت به روز گذشته، و امسال که میآیی، با دلگشادهتری نسبت به پارسال خواهی آمد.
بار نهد بر دل از همه کس و هرگزبر دل دشمن به ذره یی ننهد بار
هوش مصنوعی: دل آدمی بار سنگینی از نگرانیها و رنجها را از همه میپذیرد، اما هرگز بر دل دشمن حتی به میزان کمی، بار فشاری نمیگذارد.
اینت کریمی بزرگوار که تا بودهیچکسی زو دژم نبود ودل آزار
هوش مصنوعی: این جهانگشاه با وقار و بزرگوار است که در زمان حیاتش هیچکس از او دلگیر و آزرده نبود.
خستن دل را بخاصه مرد جوانراایزد داند که هول باشد و دشوار
هوش مصنوعی: خداوند میداند که دل جوانان به راحتی خسته میشود و این موضوع میتواند برای آنها سخت و هولناک باشد.
آری هر کس که نام جوید بی شکبا دل و با نفس کرد باید پیکار
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال نام و اعتبار است، بدون شک باید با دل و جان خود تلاش کند و با چالشها مقابله کند.
لاجرم از هر کسی که پرسی گویدخواجه بهر نیک در خورست و سزاوار
هوش مصنوعی: بنابراین، هر که از دیگران بپرسی، خواهند گفت که مرد بزرگ و شایستهای است و برای کارهای نیک سزاوار.
روزش همواره نیک باد و بهرنیکدسترسش باد تا همی بودش کار
هوش مصنوعی: هر روز او باید خوب باشد و همیشه بهترین چیزها در دسترسش باشد تا بتواند به کارهایش ادامه دهد.