شمارهٔ ۱۲۲ - در مدح سلطان ابو سعید مسعود بن محمود غزنوی
هوش مصنوعی: شعر به توصیف جشنهای سده، سال نو و ماه محرم میپردازد و از شخصیتهای برجستهای مانند خسرو و مسعود یاد میکند. در این شعر، به ویژگیهای مثبت و نیکو از جمله عدل و انصاف شاه اشاره شده و آورده شده است که آرامش و خوشبختی در سایه این شخصیتها و تدبیرهای آنها حاصل میشود. همچنین، شاعر از دلبستگی دلها به این شخصیتها و مهر و محبت آنها نسبت به مردم سخن میگوید و جشن سده را به عنوان نمادی از شادی و اتحاد در میان مردم جشن میگیرد. در انتها نیز بر اهمیت نوشیدن و شادی در این مراسم تأکید شده و توصیه میشود که باید با محبت و زیبایی به سرودن بپردازیم.
جشن سده و سال نو و ماه محرمفرخنده کناد ایزد بر خسرو عالم
هوش مصنوعی: خداوند، جشن سده، سال نو و ماه محرم را برای پادشاه جهان خوشیمن کرده است.
شاهنشه گیتی ملک عالم مسعودکاین نام بدین معنی او راست مسلم
هوش مصنوعی: پادشاه بزرگ جهان که سلطنتش بر عالم گسترده است، مسعود نام دارد و این نام به این معنا برای او ثابت و معتبر است.
از دیدن او چشم جهان گردد روشنوز گفتن نامش دل و جان گردد خرم
هوش مصنوعی: وقتی او را ببینی، دنیا برایت روشن میشود و با یاد نامش، دل و جانت شاد میگردد.
از دیدن او سیر نگردد دل نظارزانست که نظار همی نگسلد از هم
هوش مصنوعی: دل از دیدن او خسته نمیشود، چون تماشای او هیچگاه کسلکننده نیست و انسان را از نگاه کردن به او وادار نمیکند که جدا شود.
کس نیست به گیتی که برو شیفته دل نیستدلها به خوی نیک ربودهست نهز اِستم
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچکس نیست که دلش به کسی دیگر وابسته نباشد. هر دل به خاطر خوبیهای ذات شخصی دیگر، اسیر و مجذوب او شده است و نه به خاطر زاد و ولد.
گویی که به یکباره دل خلق ربودهستاز تازی و از دهقان، وز ترک و ز دیلم
هوش مصنوعی: گویا به یکباره دلهای مردم از تازیها، دهقانها، ترکها و دلاکان ربوده شده است.
شاهی که بدین سکه او بر گه شاهیخود نیست چنو از گه او تا گه آدم
هوش مصنوعی: سلطانی که تنها با این سکه خود را شاه میداند، از زمان او تا زمان آدم چیزی نیست.
بگذشت به قدر و شرف از جم و فریدوناین بود همه نهمت سلطان معظم
هوش مصنوعی: از آنچه که جم و فریدون به عظمت و فضیلت خود داشتند، گذشتند و این همه زحمتی که کشیده شده، به خاطر سلطنت بزرگ و شایسته است.
ای خسرو غازی پدر شاه کجاییتا تخت پسر بینی بر جایگه جم
هوش مصنوعی: ای خسرو غازی، پدر شاه، کجایی تا ببینی که پسر در جایی که جمشید نشسته، تخت مینشاند.
گرد آمده بر درگه او از پی خدمتصد شاه چو کیخسرو، صد شیر چو رستم
هوش مصنوعی: جمعی گرد هم آمدهاند در درگاه، آماده برای خدمت به صد شاه مانند کیخسرو و صد شیر مانند رستم.
از عدل و ز انصاف جهان را همه هموارچون باغ ارم کرده و چون بیت محرم
هوش مصنوعی: به خاطر عدل و انصاف، جهان به زیبایی و راستی شبیه باغی زیبا و دلنشین شده است، همچنان که خانهای امن و بینقص برای مهمانان خاص.
بی رنج به تدبیر همی دارد گیتیچونانکه جهان را جم میداشت به خاتم
هوش مصنوعی: جهان به راحتی و با تدبیر اداره میشود، همانطور که جم با انگشتری که در دست داشت، دنیا را کنترل میکرد.
نام تو بدو زنده و در خانه تو سوردر خانه بدخواه تو صد شیون و ماتم
هوش مصنوعی: وقتی نام تو در بین مردم زنده است، در خانهات دشمنان تو به سر میبرند و در آنجا صدای ناله و عزاداری به گوش میرسد.
فرمان تو و طاعت و رای تو نگه داشتبیرون نشد از طاعت و رای تو به یک دم
هوش مصنوعی: فرمان تو را اطاعت کردم و هیچگاه از آن بیرون نرفتهام.
هر کس که ترا خدمت کردهست برِ اوچون جان گرانمایه عزیزست و مکرم
هوش مصنوعی: هر کسی که به تو خدمت کرده است، باید برای او مانند جان ارزشمند و گرامی باشی و او را محترم بشماری.
آنرا که برآوردهٔ تو بود برآوردوز جمله یاران دگر کرد مقدم
هوش مصنوعی: کسی که خواستهها و نیازهای تو را برآورده کرده است، از میان همه یارانت در درجهی اول قرار میگیرد.
آنان که جوانند پسر خواند و برادرپیران و بزرگان سپه را پدر و عم
هوش مصنوعی: افرادی که جوانتر هستند، پسران و برادران افراد سالخورده و بزرگتر را همچون پدر و عم خود میخوانند.
آن ملک و ولایت که ز تو یافت همه دادوان ملک و ولایت که بگیرد بدهد هم
هوش مصنوعی: آن سرزمین و منطقهای که به خاطر تو به دست آمده و تحت فرمان تو است، به تمام افرادش حقوق و امکانات داده میشود. و آن سرزمین و منطقهای که بخواهند تصاحب کنند، در مقابل آن چیزی نمیدهند.
با این هنر و مردی و با این دل و بازواو را به جهان ملک و ولایت نبود کم
هوش مصنوعی: او با چنین هنر و مردانگی و با این دل و توانایی، در جهان به اندازۀ ملک و حکومت کم ندارد.
همواره روان تو ازو باشد خوشنودوین مملکت راست نگیرد به کفش خم
هوش مصنوعی: همیشه روح تو از او راضی و خرسند باشد و این سرزمین را نمیتوان با پای خمگوش شده در دست گرفت.
بر دولت و اقبال بناز ای شه گیتیاز این کرم ایزد کت کرد مکرم
هوش مصنوعی: ای پادشاه جهان، به شکرانهی نعمتهای زندگی خود مغرور باش و بر این لطف و کرم خداوندی که تو را مورد احترام قرار داده، افتخار کن.
آن کس که چو مسعود خلف دارد و وارثزیبد که مر او را به دو گیتی نبود غم
هوش مصنوعی: کسی که مانند مسعود دارای جانشین و وارث است، بهتر از من است؛ زیرا برای من و او در این دنیا هیچ دغدغهای وجود ندارد.
از برکت او دولت تو گشت پدیداراز پای سماعیل پدید آمد زمزم
هوش مصنوعی: برکت او باعث شد که موفقیت و خوشبختی تو آشکار شود؛ مانند اینکه زمزم از پای اسماعیل، یعنی منبع خیری، به وجود آمد.
در چهره او روز بهی بود پدیداردر ابر گرانبار پدیدار بوَد نم
هوش مصنوعی: در چهره او روشنایی روز خود را نشان میدهد و در ابرهای سنگین، نم و رطوبت نمایان است.
کس را به جهان چون پسر تو پسری نیستآهو بچه کی باشد چون بچه ضیغم
هوش مصنوعی: هیچ کس در دنیا مثل تو پسری ندارد. بچه آهو چگونه میتواند با بچه شیر مقایسه شود؟
شیران و بر از شیران چون تیغ برآهیختباشند به چشمش همه با گور رمارم
هوش مصنوعی: شیران و افرادی که از آنان برترند، مانند شمشیرهایی که به سمت دشمن نشانه رفتهاند، به نظر او همه در مقابل مرگ و سرنوشت خود ناتوان هستند.
شیری که شهنشاه بدان شیر نهد رویاز بیم شود موی برو افعی و ارقم
هوش مصنوعی: اگر شیری که پادشاه است، به سمتی برود و باعث وحشت دیگران شود، آنها همه مو بر تنشان سیخ میشود و مانند افعی و مار زخمزننده میشوند.
هر دل که شد از هیبت او تافته و ریشآن دل نه به دارو به هم آید نه به مرهم
هوش مصنوعی: هر دلی که تحت تأثیر عظمت او قرار گیرد، دیگر نه با دارو و نه با مرهم قابل درمان نیست و درد آن دل به هیچ چیزی تسکین نمییابد.
هم بکشد و هم زنده کند خشمش و جودشآن موسی عمران بود، این عیسی مریم
هوش مصنوعی: او هم میتواند مردم را به کشتن بیاورد و هم آنها را زنده کند. این ویژگیها به خشم و بخشش او مربوط میشود. اینگونه است که موسی، فرزند عمران، و عیسی، فرزند مریم، از آن الهام گرفتهاند.
ای بار خدای ملکان همه گیتیای از ملکان پیش چو از سال محرم
هوش مصنوعی: ای خدایی که بر تمامی پادشاهان و حاکمان جهان حاکم هستی، تو از همه سلطانها برتری داری، همچنان که محرم در میان ماهها برتر است.
جشن سده در مجلس آراسته توبا شادی چون زیر همی سازد با بم
هوش مصنوعی: جشن سده در مجلس تو به زیبایی و شادی برگزار میشود، همچنان که نتهای مختلف موسیقی در کنار هم، هماهنگی و زیبایی خاصی را خلق میکنند.
جشن سده را رسم نگهداشتی ای شاهآتش به تخش بردی از خانه چارم
هوش مصنوعی: ای شاه، تو جشن سده را برگزار کردی و آتش را از خانه چهارم خود به بیرون بردی.
چون آتش سوزنده بیفروزد و آتشآن یک رخ ساقی و دگر جام دمادم
هوش مصنوعی: وقتی آتش شعلهور شود و بسوزاند، یک سمت آن چهرهی ساقی است و سمت دیگرش جام پر از شراب.
می خور که ترا زیبد می خوردن و شادیمی خوردن تو مدحت و آن دگران ذم
هوش مصنوعی: نوشیدن شراب و شاد بودن برای تو زیباست، از مدح و ستایش دیگران بگذر و به انتقادات اهمیت نده.
روی تو و رخسار بد اندیش چو گل بادآن تو ز می، وانِ بد اندیش تو از دم
هوش مصنوعی: چهره زیبایت مانند گل است و افرادی که افکار ناپسندی دارند، به مانند نسیمی که بر روی زمین میوزند، نمیتوانند به جذابیت تو لطمهای بزنند.
دست تو به سهیکی و به زلفی که ازو دستچون مخزنهٔ مشک فروشان شود از شم
هوش مصنوعی: دست تو به گونهای است که به زلفی شبیه است و وقتی مثل مشکفروشان به کمرش مرتب میشود، زیبایی خاصی پیدا میکند.