شمارهٔ ۱۲۳ - در مدح خواجه احمد بن حسن میمندی گوید
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیبایی محبوبش (بنفشه زلف من) و لحظهای که او در سپیدهدم به او سلام میکند، صحبت میکند. او به زیبایی و صفات او اشاره دارد و سؤال میکند که چرا محبوبش در این زمان از خانه بیرون آمده است. شاعر به درد و رنج خود و همچنین ناپایداری دنیا اشاره میکند و میگوید که افراد زیادی در پی ثروت و زر و سیم هستند، اما این امور پایدار نیستند و انسانها باید به نیکی و صداقت توجه کنند. او معصومیت و زیبایی محبوبش را میستاید و تأکید میکند که خدمت به او، موجب خوشبختی و سعادت خواهد بود. شاعر همچنین در مورد اهمیت عطاء و احسان سخن میگوید و میخواهد به محبوبش اظهار عشق و ارادت کند. در نهایت، او به معنویت و تقوا توجه میکند و بر این نکته تأکید میکند که انسان باید در زندگی خود به خوبی و نیکی پایبند باشد.
بنفشه زلف من آن سرو قد سیم اندامبر من آمد وقت سپیده دم به سلام
هوش مصنوعی: در سپیده دم، دختری با زلفی شبیه بنفشه و قامت زیبا به دیدن من آمد و سلام کرد.
درست گفتی کز عارضش برآمده بودگه فرو شدن تیره شب سپیده بام
هوش مصنوعی: واقعاً راست گفتی که از چهرهاش روشنی صبح به وجود آمده بود، زمانی که شب تیره در حال فرو رفتن بود.
ز عود هندی پوشیده بر بلور زرهز مشک چینی پیچیده بر صنوبر دام
هوش مصنوعی: از عطر چوب عود هند که بر روی بلور زره گذاشته شده و همچنین از عطر مشک چینی که به دور درخت صنوبر پیچیده، بوی خوشی به مشام میرسد.
به حلقه کرده همی جعد او حکایت جیمبه پیچ کرده همی زلف او حکایت لام
هوش مصنوعی: موهای مجعد او مانند حلقهای در هم پیچیده است و زلفهایش به شکلی جیم مانند، در هم تاب خوردهاند.
به لابه گفتمش ای ماهروی غالیه مویکه ماه روشنی از روی تو ستاند وام
هوش مصنوعی: به او گفتم ای زیبای با موهای شکسته، که نور ماه به خاطر زیبایی چهرهات به سرقت رفته است.
ترا هزاران حسنست و صد هزار حسودچرا ز خانه برون آمدی درین هنگام
هوش مصنوعی: تو هزاران ویژگی نیکو داری و خیلیها به تو حسادت میکنند. حالا چرا در این موقعیت از خانه بیرون آمدهای؟
چه گفت، گفت خبر یافتم که نزد شماز بهر راه بر اسبان همی کنند لگام
هوش مصنوعی: او گفت که شنیدهام که در نزد شما برای رفتن بر روی اسبها، آمادهسازی و مهیا کردن لَگامها انجام میشود.
چه گفت، گفت که ای در جفا نکرده کمیچه گفت گفت که ای در وفا نبوده تمام
هوش مصنوعی: او در پاسخ به بیمهریاش میگوید که در خنجر زدن به من حتی کمی هم کوتاهی نکردی و در وفاداریات هم هیچ نداشتی.
شخوده روی برون آمدم ز خانه به کویبه رنگ چون شبه کرده رخ چو نقره خام
هوش مصنوعی: با چهرهای چون نقرهی طبیعی، از خانه بیرون آمدم و به کوچه رفتم.
مرا بگوی کز اینجا چگونه خواهی رفتنه با تو توشه راه و نه چاکر و نه غلام
هوش مصنوعی: بفرما بگو که از این جا چگونه میخواهی بروی، نه تو چیزی برای سفر داری و نه کسی همراهت است.
برادران و رفیقان تو همه بنواتو بینوا و به دست زمانه داده زمام
هوش مصنوعی: برادران و دوستان تو همه در سختی و تنگدستی به سر میبرند و سرنوشتشان به دست روزگار رقم خورده است.
تو دادهای به ستم زر و سیم خویش به بادتو کردهای به ستم روز خویش ناپدرام
هوش مصنوعی: تو با پول و ثروت خود به دیگران ظلم کردهای و بر اساس همین ظلمها، روزهای خود را سپری میکنی.
چرا به هم نکنی زر و سیم خویش به جهدچرا نگه نکنی کار خویش را فرجام
هوش مصنوعی: چرا سرمایه و داراییات را به حال خود رها میکنی؟ چرا به سرنوشت و نتیجه کارهایت توجه نمیکنی؟
به خواستن ز کسان خواسته به دست آریزبهر خواسته مدحت بری به خاص و به عام
هوش مصنوعی: اگر از دیگران چیزی بخواهی، به دست میآوری و برای رسیدن به خواستهات، باید با مردم (خاص و عام) سخن بگویی و آنها را ستایش کنی.
بدان طمع که ز دادن بلند نام شویبدان دهی که ز پس مر ترا دهد دشنام
هوش مصنوعی: اگر گمان کنی با بخشش و دادن، نام نیکو و بلندی پیدا میکنی، باید بدان که نتیجهاش ممکن است این باشد که پس از آن به تو دشنام داده شود.
ز خواستن به همه حال ننگ باید داشتاگر به دادن بیهوده جست خواهی نام
هوش مصنوعی: اگر بخواهی چیزی را به هر قیمتی بطلبی، باید خود را در زشتی آن بیافکنی؛ چرا که اگر در این طلب به بیهودگی بیفتی، نام خوبی از تو باقی نخواهد ماند.
نگاه کن که خداوند خواجه سیدترا چه داد پس مدح اندرین ایام
هوش مصنوعی: به خداوند نگاه کن که چه نعمتی به تو داده است، بنابراین در این زمانها باید او را ستایش کنی.
اگر چنانکه بباید نگاه داشتییکنون ز بخشش او سیم داشتی تو ستام
هوش مصنوعی: اگر به خوبی و مطابق با آنچه که باید از نعمتها و بخششهای او نگهداری میکردی، حالا ثروت زیادی به دست آورده بودی.
به سیم و زر تو غنی بودی و به جاه غنیکنون برهنه شدی همچو برکشیده حسام
هوش مصنوعی: تو با ثروت و قدرتت به چیزی نیازی نداشتی، اما اکنون در برابر زندگی و مشکلات بیپناه و عریان ماندهای، مانند شمشیری که از غلاف بیرون آمده است.
همی روی سوی درگاه میر خوار و خجلبه کار برده به کف کردهای حلال و حرام
هوش مصنوعی: به سوی درگاه فرمانروایان میروی و با حالتی شرمگین، از خودت میپرسی که آیا اعمالی که انجام دادهای درسته یا نه، در حالی که حلال و حرام را به دست خودت تعیین کردهای.
نه با تو زینت خانه نه با تو ساز سفربساز ساز سفر پس به فال نیک خرام
هوش مصنوعی: نه برای من زیبایی خانه توست و نه با تو میتوانم سفر را آغاز کنم. پس بهتر است با فال خوب حرکت کنی و قدم برداری.
بسا که تو به ره اندر، ز بهر دانگی سیمشکست خواهی خوردن ز پشه وز هَوام
هوش مصنوعی: شاید تو بر سر نیاز و خواستهات با مشکلاتی مواجه شوی و از چیزهای کوچک و بیاهمیت، آسیب ببینی.
جواب دادم و گفتم مرا بر آنچه گذشتمکن ملامت ازیرا که نیست جای ملام
هوش مصنوعی: گفتم که در مورد اتفاقاتی که افتاده، مرا سرزنش نکن چون جای سرزنش نیست.
کسی به حیلت و جهد از سرشت خویش نگشتمرا سرشت چنین کرد ایزد علام
هوش مصنوعی: هیچکس با نیرنگ و تلاش نتوانسته است که از ذات و سرشت خود دور شود؛ این چنین بود که خداوند مرا خلق کرد.
هنوز باز نگشتم ز بیکران دریاکه برگرفت ز من سایه تند بار غمام
هوش مصنوعی: من هنوز به ساحل آرامش نرسیدهام و هنوز از دریاهای بیکران فاصله دارم. غم و اندوهی که بر من سایه افکنده، مثل باران تند بر سرم ریخته است.
من آن مهی را خدمت کنم همی که به فضلچو فضل برمک دارد به در هزار غلام
هوش مصنوعی: من برای آن ماه زیبا خدمت میکنم، زیرا که او به لطف و کرم خود، از در هزاران غلام برتر است.
بسا کسا که چو من سوی خدمتش رفتندبه چاشتگاه غمین، شادمان شدند به شام
هوش مصنوعی: بسیاری از افرادی که مانند من به خدمت او رفتند، در صبحگاهی غمگین بودند اما در انتهای روز خوشحال و شاد شدند.
هزار کوفته دهر گشت ازو به مرادهزار تافته چرخ ازو رسید به کام
هوش مصنوعی: زمان خیلی طولانی گذشت تا هزاران سختی و مشکلات را پشت سر گذاشتیم و در نهایت به آرزوهایمان دست یافتیم. زندگی گاهی پر از چالشهاست، اما در پایان، به خواستهها و اهدافمان میرسیم.
هر آنکه خدمت او کرد نیکبختی یافتمجاور در و درگاه اوست بخت مدام
هوش مصنوعی: هر کسی که در خدمت او باشد، خوشبختی را به دست میآورد و همیشه در کنار او، سرنوشتش خوب خواهد بود.
عطای او نه ز دشمن برید و نه از دوستچنین برد ره آزادگان و خوی کرام
هوش مصنوعی: عطای او به گونهای است که نه دشمن میتواند از آن بهرهبرداری کند و نه از دوستان. این مسیر مخصوص آزادگان و انسانهای بزرگوار است.
کسی که راه خلافش سپرد تا بزیدمخالفت کند او را حواس و هفت اندام
هوش مصنوعی: کسی که تصمیم میگیرد بر خلاف مسیر درست حرکت کند، به او توجه و تمرکز لازم برای انجام این کار را نخواهد داشت.
عطای او به دوام است ز ایرانش راگمان مبر که جز او کس عطا دهد به دوام
هوش مصنوعی: بخشندگی او همیشگی است، از ایران انتظار نداشته باش که کسی جز او دائماً بخشنده باشد.
بهر تفضل ازو کشوری به نعمت و نازبهر عنایت ازو عالمی به جامه و جام
هوش مصنوعی: برای بهرهمندی از رحمت او، کشوری سرشار از نعمت و لذت به وجود آمده و به خاطر لطف او، جهانی با زیبایی و شکوه در تن و ظرفی فراهم گشته است.
ثنا خریدن نزدیک او چو آب حلالدرم نهادن در پیش او جو باده حرام
هوش مصنوعی: ستایش و قدردانی از کسی که در مقابل او به مانند گذاشتن آب پاک و حلال است، همچون قرار دادن شراب ممنوع و حرام در مقابل اوست.
مدیح او شعرا را چو سورةالاخلاصسرای او ادبا را چو کعبتالاسلام
هوش مصنوعی: ستایش او برای شاعران مانند سوره اخلاص است و برای ادبا همچون کعبه اسلام میباشد.
چو بندگان مسخر همی سجود کندزمین همت اورا سپهر آینه فام
هوش مصنوعی: وقتی بندگان به صورت خاضعانه به سجده میافتند، زمین نیز با تمام وجود به او احترام میگذارد و آسمان مانند آینهای زرق و برقدار، او را منعکس میکند.
به علم و عدل و به آزادگی و نیکخوییمؤیدست و موفق مقدمست و امام
هوش مصنوعی: این فرد با علم و عدالت، آزادمنشی و نیکنودی خود در مسیر موفقیت و پیشوایی قرار دارد و مورد تایید است.
قلم به دستش گویی بدیع جانوریستخدای داده مر آنرا بصارت و الهام
هوش مصنوعی: او با قلمش همچون موجودی تازه و خلاق به نظر میرسد، که خدای بزرگ به او بینش و الهام بخشیده است.
به دشمنان لعین آنچه او کند به قلمبه تیغ و تیر همانا نکرد رستم سام
هوش مصنوعی: هر کاری که دشمنان بدخواه انجام میدهند، حتی اگر با شمشیر و تیر باشد، به هیچ وجه به اندازه کارهایی که رستم سام با قلم و سخن میکند، تاثیرگذار نیست.
به جنبش قلمی زان او اگر خواهدهزار تیغ کشیده فرو برد به نیام
هوش مصنوعی: اگر او بخواهد، با حرکت قلمش میتواند هزار تیغ را به راحتی به درون غلاف برگرداند.
زهی ز هر ادبی یافته تمام نصیبزهی ز هر هنری بهرهای گرفته تمام
هوش مصنوعی: چه سخنانی زیبا و دلنشین! هرکسی از هر خوبی و فضیلتی، بهرهای کامل برده است و از هر هنری، سهمی بزرگ گرفته.
تو آن مهی که ترا هرچه گویم اندر فضلتمام ترسخنی سست باشد و سوتام
هوش مصنوعی: تو آن ماهی که هر چه در مورد فضیلت و خوبیات بگویم، هر سخن من محکمتر و شایستهتر از آن نخواهد بود.
مرا چه طاقت آنست یا چه مایه آنکه پیش تو سخنی را دهم به نظم نظام
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم توانایی این را داشته باشم که سخنی را به ترتیب و نظم در حضور تو بیان کنم؟
ولیک زینهمه آزادگی و نیکخوییمرا بگو که بجز خدت تو چاره کدام
هوش مصنوعی: اما از تمام اینها، آزادی و نیکنفسی من را بگو که به جز خدمت تو، راه دیگری ندارم.
مرا که ایزد جز شعر دستگاه ندادمگر به شعر کنم سوی خدمت تو خرام
هوش مصنوعی: من را که خدا جز شعر و هنرمندی به من نداده است، همین شعر را به سوی تو میآورم و خدمتت تقدیم میکنم.
همیشه تا نبود ثور خانه خورشیدچنان کجا نبود شیر خانه بهرام
هوش مصنوعی: در زمانی که خورشید در برج ثور نبود، شیر خانه بهرام نیز وجود نداشت. این به این معناست که هر چیز در زمان و مکان خاص خود رخ میدهد و وابسته به شرایط خاصی است.
همیشه تا به روش ماه تیزتر ز زحلهمیشه تا به شرف نور پیشتر ز ظلام
هوش مصنوعی: نوری که درخشانتر از ماه است، همیشه بر زهره (نقطهای در آسمان) میتابد و نورش از تاریکی جلوتر است. این تصویر نشاندهنده برتری و درخشندگی نور نسبت به شب و تاریکی است.
جهان به کام تو دارد خدای عزَُوجلبود مساعد تو ذوالجلال و الاکرام
هوش مصنوعی: جهان به نفع و خواستههای تو حرکت میکند و خدایی که بزرگ و با عظمت است، در کنار تو و حامی توست.
دل تو باد سوی لهو و چشم سوی نگاردو گوش سوی سماع و دو دست سوی مدام
هوش مصنوعی: دل تو در پی خوشی و لذت است، چشمانت به سوی معشوق مینگرند، گوشهایت به آهنگ و موسیقی گوش سپردهاند و دستانت به کارهای مداوم مشغولند.
هر آنکه دشمن تو باشد و مخالف تونیازمند شراب و نیازمند طعام
هوش مصنوعی: هر کسی که با تو دشمنی کند و با تو اختلاف داشته باشد، در واقع به نوشیدنی و غذا احتیاج دارد.