شمارهٔ ۱۴۶ - در مدح عضدالدوله یوسف بن ناصر الدین
هوش مصنوعی: این شعری درباره جشن و مقام فریدون و میر یوسف است. شاعر از شادی و خوشحالی خلق در دیدن فریدون و اثر مثبت چهرهاش سخن میگوید. او به دلیریهای میر یوسف که در برابر دشمنان میجنگد اشاره کرده و او را فردی بزرگ و مؤثر در این نبردها میداند. شاعر همچنین از ویژگیهای بارز فریدون، همچون بخشش و بزرگواری او صحبت میکند و او را از نظر اخلاقی و شخصیت به شخصیتهای بزرگ تاریخی مانند اسکندر و قارون میسازد. بهطور کلی، شعر فضایی پر از شادی و ارادت به این شخصیتها و تحسین از فضیلتها و همتهایشان را نشان میدهد و به مقایسه این فضایل با زمان حال میپردازد.
جشن فریدون خجسته باد و همایونبر عضد دولت آن بدیل فریدون
هوش مصنوعی: جشن و شادی فریدون مبارک و خوشبخت باد و بر دولت و قدرت آن کسی که مانند فریدون است.
پشت سپه میر یوسف آنکه به رویشروز بزرگان خجسته گشت و همایون
هوش مصنوعی: پشت فرمانده یوسف، کسی است که با دیدن چهرهاش، روز بزرگانی به خوشی و نیکی رقم خورد و پر از خوشبختی شد.
دیدن او بامداد خلق جهان رابه بود از صد هزار طایر میمون
هوش مصنوعی: دیدن او در صبح، بهتر از وجود صد هزار پرنده خوشآواز است.
غمگین، کز بامداد چهره او دیدشاد شد و از همه غم آمد بیرون
هوش مصنوعی: غمگین، از صبح که چهره او را دید، خوشحال شد و همه غمها را فراموش کرد.
آن ره و آن یکدلی که با ملک او راستموسی عمران ندیده بود ز هارون
هوش مصنوعی: مسیر و همدلیای که موسى ابن عمران با خدا داشت، هارون هرگز تجربه نکرد.
چهره او را ملک به فال گرفتهستلاجرم او را کسی نبیند محزون
هوش مصنوعی: چهرهاش به قدری زیباست که تمام فرشتگان آن را قضاوت کردهاند و به همین خاطر هیچ کس نمیتواند او را غمگین ببیند.
از فزع او به شب فراز نیایددشمن سلطان از آن کرانه جیحون
هوش مصنوعی: از ترس او، شب نمیتواند بر دشمنان سلطان در آن سوی جیحون سایه بیفکند.
در طلب دشمنان شاه عنانشگاه به جیحون دهند و گاه به سیحون
هوش مصنوعی: در جستجوی دشمنان شاه، گاهی او را به رود جیحون میبرند و گاهی به سمت سیحون هدایت میکنند.
دشمن شاه ار به مغرب است ز بیمشباز نداند به هیچگونه سر از کون
هوش مصنوعی: اگر دشمن شاه در مغرب باشد، از ترس او نمیتواند هیچگونه سر از زندگی خود بردارد.
چون به صف آید کمان خویش دهد خماز دل شیران کینهکش بچکد خون
هوش مصنوعی: زمانی که کمان به صف قرار گیرد، دل شیران کینهجو به شدت تحت تاثیر قرار میگیرد و از آنجا که خون آنها به شدت عصبی و آشفته میشود، از دلشان میچکد.
گر تو بخواهی به زخم تیر بسنبدچون قلم آهنین عمود فرسطون
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی، میتوانی زخم تیر را به گونهای تحمل کنی که مانند میخ آهنی در خاک فرو رود.
از فزعش در همه ولایت سلطانشیر نیاید ز هیچ بیشه به هامون
هوش مصنوعی: از ترس او، در هیچ منطقهای، شیر سلطنتی جرات نخواهد کرد که از جنگل به بیابان بیاید.
حیلت و افسون کنند گُردان در جنگمیر نیاموختهست حیلت و افسون
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، افرادی که به ترفند و نیرنگ متوسل میشوند، به خوبی با این روشها آشنا هستند، اما جنگجوی واقعی به این ترفندها نیاز ندارد و هنر واقعی جنگ را آموخته است.
مردمی آموختهست و مرد فکندنباز نیاید کسی به عالم ایدون
هوش مصنوعی: در اینجا به این نکته اشاره شده است که افرادی که دانش و تجربه کافی دارند، به سادگی نمیتوانند با کمکاری یا تسلیم شدن در برابر مشکلات، از تلاش دست بکشند. کسانی که آموختهاند و به مراحل بالاتری از زندگی دست یافتهاند، نمیتوانند به راحتی از آنچه که به دست آوردهاند، کنارهگیری کنند.
گردان گردند پیش میر به میدانسست چو مستان که خورده باشند افیون
هوش مصنوعی: مردم به جلو میآیند و در میدان مانند افرادی که مست و سرخوش هستند، رفتار میکنند، گویی که از ماده مخدری تحت تأثیر قرار گرفتهاند.
بار خداییست اینچنین که تو بینیگوهر او کرده از کریمی معجون
هوش مصنوعی: خداوند، با ویژگیهای خود، چنین آثاری را خلق کرده که تو میبینی و از نیکوییهایش به زیباترین شکلها درآورده است.
بار خدایی که پای همّت او راروز و شب اندر کنار گیرد گردون
هوش مصنوعی: خدایی که همت او همیشه روز و شب در کنار فضا و آسمان است.
مأمون گویند همّتی چو فلک داشتجمله جهان بود پیش همّت او دون
هوش مصنوعی: مأمون به همت و ارادهای مانند آسمان معروف بود؛ به طوری که همهی جهان در برابر ارادهاش ناچیز و پایین به نظر میرسید.
همّت مأمون بزرگ بود ولیکنبنده آن همّت است همّت مأمون
هوش مصنوعی: مأمون اراده و عزم بلندی داشت، اما من تنها سایهای از آن اراده بزرگ او هستم.
منّت ننهد ز هیچ رویی بر کسگر بدهد مال و ملک خویش همیدون
هوش مصنوعی: هرگز بر کسی منت نمیگذارد، حتی اگر تمام دارایی و ثروتش را نیز بدهد.
زر برون آرد از سرایش بیوزنهر که به مدحش دو لفظ گوید موزون
هوش مصنوعی: هر کسی که درباره او به زبان آورد یا بنویسد، باید به شکلی زیبا و موزون باشد، وگرنه سخن او ارزش نخواهد داشت. در واقع، او با زیبایی کلام خود میتواند طلا و ارزش واقعی را به وجود آورد.
بخشش اورا وفا نداند کردنمانده اسکندر و نهاده قارون
هوش مصنوعی: بخشش را نمیتوان با وفا دانست؛ زیرا اسکندر و قارون اثرات متفاوتی از خود بر جا گذاشتهاند.
خواسته چونان دهد که گویی بستدروی گه ایدون کند زِ شرم، گه آندون
هوش مصنوعی: خواستِ او چنان است که گویی رو میپوشاند، وقتی در این موقع شرمگین است، و در آن موقع هم همینطور عمل میکند.
شکر نخواهد و گر تو شکرش گوییاز خجلی روی تو شود چو طبرخون
هوش مصنوعی: اگر تو از او قدردانی کنی، او به خاطر شرم، رویش را از تو برمیگرداند و خودش را پنهان میکند.
شرم چرا داشت باید ای عجب او رازان کرم و فضل روز روز بر افزون
هوش مصنوعی: عجب است که او باید خجالت میکشید، چرا که با آن کرم و بخشندگیاش هر روز بر عظمت و فضیلتش افزوده میشود.
گر کف او را مسخّرستی دریاخوارترستی ز سنگ لؤلؤ مکنون
هوش مصنوعی: اگر توانستهای او را به تسلط درآوری، دریا در نظر تو از سنگهای قیمتی بیارزشتر خواهد بود.
نیکخویی پیشه کرد و از خوی نیکوکنیت و نامش بزرگ شد هم از اکنون
هوش مصنوعی: شخصی رفتار نیکو را انتخاب کرد و با داشتن خوی خوب، نامش از همین حالا بزرگ و معروف شد.
گشت به فضل و بزرگواری معروفهمچو به علم بزرگوار فلاطون
هوش مصنوعی: او به خاطر فضل و بزرگواریاش به شهرت رسیده است، مانند علمی که بزرگوارانه از سوی فیلسوفی چون افلاطون شناخته میشود.
نوز جوان است و کار فردا داردفردا دارد دگر نهاد و دگرگون
هوش مصنوعی: نوزادی تازه به دنیا آمده است و کار و مسئولیتهایی برای فردا دارد. فردا، او تغییراتی جدید و متفاوت خواهد داشت.
درگه او قبله بزرگان گرددتا بکفد زهره مخالف ملعون
هوش مصنوعی: درگاه او مکانی میشود که بزرگان به آنجا روی میآورند تا این که به دست او مخالفان نامبارک را از میان بردارد.
من سخن یافه محال نگویماین سخن من اصول دارد و قانون
هوش مصنوعی: من مطالب غیرممکن نمیزنم، این حرف من مبنای مشخص و قانون دارد.
تا مه نیسان بود روایی بستانتا مه کانون بود روایی کانون
هوش مصنوعی: تا زمانی که ماه نیسان است، به باغ برو؛ و هنگامی که ماه کانون است، به آتشگاه برو.
کامروا باد و نرم گشته مر او راچرخ ستمکاره و زمانه واژون
هوش مصنوعی: خوشبخت باشد و روزگار بر او خوش بگذرد، اگرچه زندگی سخت و پر از ظلم و زمانهای پر پیچ و خم را از سر گذرانده است.
دربر او لعبتی که در همه گیتیهیچ بری دیده نیست جز بر خاتون
هوش مصنوعی: در حضور او، زنی وجود دارد که هیچکس در دنیا مانند او را ندیده است، جز خود خاتون.