شمارهٔ ۱۵۸ - در مدح خواجه احمد بن حسن میمندی وزیر گوید
هوش مصنوعی: این شعر توصیف زیبایی و جذابیت یک دختر به نام "نگار" است که همچون یک معشوقه زیبا و دلربا تصویر شده است. شاعر با زبانی زیبا و شاعرانه به توصیف چهره و ویژگیهای او میپردازد و لحظههایی را توصیف میکند که این دختر در اطراف خیمه میچرخد.
شاعر همچنین از احساسات خود نسبت به او و دشواریهای بیان این احساسات سخن میگوید و به خوبی نشان میدهد که برقراری ارتباط با "نگار" (حب و محبت) برایش بسیار دشوار است. او به بزرگی وزیر احمد بن الحسن و خوشرفتاریاش با مردم اشاره میکند و او را مدح میگوید. در نهایت، شاعر از آن وزیر میخواهد که ادامه دهد و خوب بودن و بخشندگی خود را حفظ کند، زیرا او در سرنوشت بسیاری از مردم تأثیرگذار است.
نگار من آن لعبت سیمتنمه خُلُخ و آفتاب ختن
هوش مصنوعی: عزیز من، آن معشوقه زیبا و خوشاستایل من، مانند ماهی که درخشش زیبای خود را از سرزمین ختن به ارث برده است.
برون آمد از خیمه و از دو زلفبنفشه پریشیده بر نسترن
هوش مصنوعی: او از خیمه بیرون آمد و دو زلفش مانند گل بنفشه به هم ریخته شده بر روی گل نسترن بود.
تماشا کنان گرد خیمه بگشتچو سروی چمان بر کنار چمن
هوش مصنوعی: نگاه کن که چه زیبا در دور خیمه میچرخد، همچون درختی بلند و خوش قامت که در کنار چمنها ایستاده است.
ز سر تا به بن زلف او پُر گرهز بن تا به سر جعد او پر شکن
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف زیبایی و حالتی از موهای یک شخص معشوق اشاره دارد. در آن، از تارهای پیچیده و گرهخورده مو صحبت میشود که به شکلی جذاب و دلربا بر روی سر او ریخته شدهاند. به عبارتی دیگر، زیبایی موهای او به قدری دلانگیز است که شگفتی و تحسین را در بیننده به وجود میآورد.
همی داد بینندگان را درودز دو رخ گل و از دو عارض سمن
هوش مصنوعی: نگاهکنندگان را همیشه از دو چهره گل و از دو سمت صورت سمن درود و سلام میفرستد.
کمر خواست بستن همی بر میانسخن خواست گفتن همی با دهن
هوش مصنوعی: میخواست کمربند ببندد و همزمان میخواست حرفی بزند.
نه بستن توانست زرین کمرنه گفتن توانست شیرین سخن
هوش مصنوعی: نه میتوان کمر زرین را به زور بست، نه میتوان به کسی که شیرین سخن است، چیزی ناگفته گفت.
بلی کس نبندد کمر بی میانبلی کس نگوید سخن بی دهن
هوش مصنوعی: بله، هیچکس نمیتواند بدون میانهداری خود را محکم کند و هیچکس نمیتواند بیگفتگو و سخن گفتن، چیزی بگوید.
دهان و میان زان ندارد بُتمکه هردو عطا کرد روزی به من
هوش مصنوعی: دو چیز بسیار ارزشمند از خداوند به من عطا شده است که یکی دهان و دیگری میان است.
دل و تن مرا زین دو آمد پدیدوگرنه مرا دل کجا بود و تن
هوش مصنوعی: دل و جسم من از این دو شکل گرفتهاند و گرنه نه دلی بود و نه بدنی.
فری روی شیر بن آن ماهرویکه دلها تبه کرد بر مرد و زن
هوش مصنوعی: فریاد و سر و صدای زیبای او مانند شیر در جنگل است و چهره زیبا و دلربایش باعث تیرهروزی و پریشانی دلها شده است، چه برای مردان و چه برای زنان.
فری خوی آن بت که وقت شرابهمه مدحت خواجه خواهد ز من
هوش مصنوعی: در دل شگفتی و زیبایی آن معشوق، هر وقت که وقت نوشیدن شراب میرسد، فقط میخواهد که من به ستایش خواجه بپردازم.
سپهر هنر خواجهٔ ناموروزیر جلیل احمد بن الحسن
هوش مصنوعی: آسمان هنر، نام والا و مشهور وزیر بزرگ، احمد بن الحسن را در بر گرفته است.
نوازنده اهل علم و ادبفزاینده قدر اهل سنن
هوش مصنوعی: موسیقیدان به فردی تحصیلکرده و فرهیخته اشاره دارد که به ارزشهای فرهنگی و سنتهای اجتماعی اهمیت میدهد و آنها را ارج مینهد.
پژوهنده رای شاه عجمنصیحتگر شهریار زَمَن
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که یک محقق یا پژوهشگر که تحت نظر شاه عجم (شاید به معنای یک پادشاه ایرانی) است، نصیحتی برای بزرگ، محترم یا فرمانروای دیگری دارد و این نصیحت به نوعی از من ناشی میشود. در واقع، به قدرت و با تجربه بودن فرد اشاره شده و اینکه نظرات او میتواند برای دیگران مفید باشد.
وزیر جهاندار گیتی فروزوزیر هنرپرور رایزن
هوش مصنوعی: وزیر گیتیافروز که در جهان rules/government دارد، وزیر هنرپرور و مشاور است.
وزارت به اصل و کفایت گرفتوزیران دیگر به زرق و به فن
هوش مصنوعی: وزارت به شایستگی و لیاقت به دست آمد، اما برخی وزرای دیگر تنها به خاطر ظاهر و مهارتهای فریبنده وارد این مقام شدند.
وزارت به ایام او باز کرددو چشم فرو خوابنیده وسن
هوش مصنوعی: در دوره او، وزارت فعالیتش را آغاز کرد، در حالی که دو چشم خواب آلود و ناپیدا بود.
به جنگ عدو با ملک روز و شبزمانی نیاساید از تاختن
هوش مصنوعی: جنگ دشمن با کشور همیشه ادامه دارد و هیچگاه از حمله و تهاجم بازنمیایستد.
گهی رنجه ز آوردن ژنده پیلگهی مانده ز آوردن کرگدن
هوش مصنوعی: گاهی برای آوردن یک فیل رنج میکشم و گاهی برای آوردن یک کرگدن معطل میشوم.
جهان را همه ساله اندیشه بودازین تا نهد تخت او بر پرن
هوش مصنوعی: هر سال، جهان در پی این است که فکر کند چگونه میتواند تخت پادشاهی او را بر آسمانها قرار دهد.
کسی را که دختر بود چاره نیستکه باشد یکی مرد او را ختن
هوش مصنوعی: اگر فردی دختر داشته باشد، چارهای نیست جز اینکه برای او مردی پیدا کند تا او را به خانه بَرَد.
جهان دختر خواجگی را همیبدو داد چون باز کرد از لبن
هوش مصنوعی: دنیا مانند دختری زیبا است که به خاطر زیباییاش به او توجه میشود، اما وقتی به او نزدیک میشویم و او را بهتر میشناسیم، متوجه میشویم که ماهیت واقعیاش چیز دیگری است.
سخاوت پرستندهٔ دست اوستبتست این همانا و آن برهمن
هوش مصنوعی: دست بخشنده، نشانهای از سخاوت است و این خود نماد پرستش اوست.
گریزنده گشتهست بخل از کفَشکفش «قل اعوذ» است و بخل اهرمن
هوش مصنوعی: بخلا از دستش فرار کرده و دیگر نمیتواند به او بچسبد؛ زیرا کفش او به دعا و طلب پناه برده است و بخلا نماد شر و بدی است.
ایا ناصح خسرو و کلک توبر احوال و بر گنج او مؤتمن
هوش مصنوعی: ای نصیحتگر، تو که بر اوضاع و احوال خسرو و داراییاش نظارت داری، مورد اعتماد هستی.
چو من جلوه کردهست جود تراعطای تو اندر هزار انجمن
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی و بخشش تو در برابر من ظهور کرده، نعمت و عطای تو در میان هزاران محفل و جمعیت به چشم میآید.
عطای تو بر زایران شیفتهستسخای تو بر شاعران مفتنن
هوش مصنوعی: بخشایش تو برای زائران شوریدهدل ستودنی است و generosity تو برای شاعران بینهایت جذاب است.
مثل زر کاهست و دست تو بادخزانه تو گنج تو بادخَن
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که مثل طلا، ارزش و اهمیت خاصی دارد و حال آنکه دست تو، خزانهای است که در آن گنجینهای گرانبها وجود دارد. به عبارتی دیگر، تواناییها و داراییهای تو، به مانند گنجی میباشند که باید از آن بهرهبرداری کنی.
بسا مردم مستحقق را که توبر آوردی از ژرف چاه مِحَن
هوش مصنوعی: بسیاری از افرادی که شایسته و لایق کمک هستند را تو از عمق مشکلات و سختیها نجات دادی.
نشان کریمی و آزادگیستبر آوردن مردم ممتحن
هوش مصنوعی: این جمله به این اشاره دارد که نشانه بزرگی و آزادگی در انسانها، کمک به دیگران و یاری رسانی به کسانی است که در شرایط سختی قرار دارند. کسانی که در زندگی با چالشها و امتحانها روبرو هستند، به یاری و حمایت نیاز دارند و این عمل نشان از ارتقاء روح انسانی و کرامت فرد دارد.
به آزاد مردی و مردانگیتو کس دیدهای همسر خویشتن؟
هوش مصنوعی: آیا کسی را دیدهای که به آزادی و مردانگی تو شبیه باشد، مثل همسرت؟
که باشد چون تو، هر که را گویمتز بر تو پوشد همی پیرهن
هوش مصنوعی: هر کس را که دربارهات صحبت کنم، نمیتواند به زیبایی و جاذبه تو باشد و همه در برابر تو کم میآورند.
ز آزادگان هر که او پیشتربه شکر تو دارد زبان مرتهن
هوش مصنوعی: هر که از آزادگان پیش از دیگران زبانش برای شکرت گشوده شده است، در واقع تسلیم و وابسته به توست.
بزرگان همه زیر بار تواندچه بارست شکر تو بی ذل و من
هوش مصنوعی: بزرگان همه به خاطر توانایی تو زیر بار میروند، چرا که شکر و سپاسگزاری تو بدون ذلت و خجالت است.
کسی نیست کز بندگان تو نیستبه هر گردنی طوق اندر فکن
هوش مصنوعی: هیچکس نیست که به بندگی تو نپردازد، پس گردنها را با طوق بندگیات پر کن.
جهان زیر فرمانت گر شد رواستبه دارش وز او بیخ دشمن بکن
هوش مصنوعی: اگر جهان به تحت فرمان تو درآمد، اشکالی ندارد که دشمنان را به دار آویزه و از ریشه آنها را نابود کنی.
مگر خدمت تست حبل المتینکه نوعیست از طاعت ذوالمنن
هوش مصنوعی: آیا جز خدمت به تو رشته محکم و استواری وجود دارد که نوعی از اطاعت خدای بخشنده باشد؟
اگر حاسد تست سالار ترکوگر دشمن تست میر یمن
هوش مصنوعی: این بیت به شایستگی و زیبایی شخصی اشاره دارد که اگر کسی به او حسادت ورزد، باید بداند که او در ردیف بهترینها قرار دارد و ویژگیهای بارز او، مثل پرچمداری و شکوه، او را از دیگران متمایز کرده است. در واقع، این شعر به قدرت و ابهت محبوبیتی اشاره دارد که حسودان نمیتوانند آن را نادیده بگیرند.
به یک رقعه برزن ختن بر چگلبه یک نامه برزن یمن بر عدن
هوش مصنوعی: به یک کاغذ، خبری به دختر ختنی بفرستم و با یک نامه، به زنی از یمن در عدن پیام برسانم.
چه چیزست مهر تو در هر دلیکه شیرینتر از زر بود وز وطن
هوش مصنوعی: مهر و محبت تو در دل هر کسی چه چیزی است که از طلا هم شیرینتر باشد و نسبت به وطن احساس وابستگی بیشتری ایجاد کند؟
بُخور و لباس عدوی ترازمانه چه خواند حنوط و کفن
هوش مصنوعی: بخور و لباس را بپوش و نگران قضا و قدر نباش که دنیا چگونه تو را خواهد نامید؛ زیرا ممکن است که تو را حنوط (پوشش مردگان) یا کفن بشناسند.
همی تا چو قمری بنالد ز سرونوا برکشد بلبل از نارون
هوش مصنوعی: چون قمری از زیبایی سرو ناله کند، بلبل نیز از درخت نارون شکایت خواهد کرد.
چو پشت برهمن شود شاخ گلبر او بر گل نو بسان وثن
هوش مصنوعی: زمانی که بر ما سختیها میگذرد، مثل این است که بر روی گلهای تازهای سایه میافتد، و آن زیباییها تحت تأثیر قرار میگیرند.
جهان دار و شادی کن و نوش خورمی از دست آن ترک سیمین ذقن
هوش مصنوعی: دنیا را در آغوش بگیر و از زندگی لذت ببر و از شراب بنوش؛ به خاطر آن ترک با موهای نقرهای.
فزودهست قدر تو بفزای لهوگشادهست گنج تو بگشای دن
هوش مصنوعی: بزرگتر شدهای، پس بیشتر شایستهی ارزش و اهمیت هستی. خوشی و لذت برای تو در دسترس است، پس باید از نعمتها و ثروتهای خود بهرهمند شوی.