شمارهٔ ۱۹۰ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری ندیم سلطان محمود گوید
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت عارض (چهره) یک دختر جوان است که شاعر به آن علاقهمند شده است. وی به توصیف چهرهاش، موهای سیاه و زیبایی خاص او میپردازد و بیان میکند که چگونه عشق و درد جدایی از او بر قلبش تاثیر گذاشته است. شاعر از غم شبها و روزهایش به خاطر دوری از آن دختر میگوید و به عشق و زیبایی او قسم میخورد که هیچ گناهی ندارد. در ادامه، شاعر به ستایش شخصیت یک خواجه بزرگ و محبوس در دربار شاه میپردازد، که مقام و شرافت زیادی دارد و بسیاری از بزرگان از فضل و هنر او تعریف میکنند. او را به عنوان فردی نیکوکار و با همت معرفی میکند که در نزد شاه نیز عزیز و محترم است. در نهایت، شاعر آرزو میکند که این خواجه همیشه در خوشی و موفقیت باشد و از عشق و زیبایی دختر مورد نظرش سخن میگوید که به زندگیاش روشنایی میبخشد.
آن سمن عارض من کرد بناگوش سیاهدو شب تیره بر آورد زد وگوشه ماه
هوش مصنوعی: آن گلی که در صورت من عاشقانه میدرخشد، با موهای سیاهش در دو شب تاریک، بر افراشته شده و همچون گوشهای از ماه زیباست.
سالش از پانزده و شانزده نگذشته هنوزچون توان دیدن آن عارض چون سیم سیاه
هوش مصنوعی: او هنوز هجده سالش کامل نشده و چهرهاش مانند نقره سیاه میدرخشد.
روزگار آنچه توانست بر آن روی بکردبه ستم جایگه بوسه من کرد تباه
هوش مصنوعی: زمانه هر چه در توان داشت، بر من روا داشت و به ظلم، جای بوسهام را ویران کرد.
بچکد خون ز دل من چو برویش نگرمنتوانم کرد از درد بدان روی نگاه
هوش مصنوعی: وقتی به چهرهات نگاه میکنم، از شدت درد و غم قلبم مثل باران خون میریزد و نمیتوانم تحمل کنم.
شب نخسبم زغم و حسرت آن عارض و روزتابه شب زین غم و زین درد همی گویم آه
هوش مصنوعی: شبها به خاطر غم و حسرت آن چهره، خوابم نمیبرد و روزها تا شب به خاطر این درد و این غم، تنها آه میکشم.
به گنه روی سیه گردد و سوگند خورمکان بت من به همه عمر نکرده ست گناه
هوش مصنوعی: اگر گناهی بر دوش من باشد، چهرهام سیاه میشود و سوگند میخورم که معشوق من تا به حال هیچ کار نادرست نکرده است.
او سخن گفت نتاند چه گنه تا ند کردگنه آن چشم سیه دارد و آن زلف دوتاه
هوش مصنوعی: او سخن میگوید، اما نمیتواند بگوید چه گناهی کرده است. آن چشمهای سیاه و آن موهای پیچخوردهاش نیز گناهی ندارند.
عارضش را گنه و زلت همسایه بسوختخویش کی داشت کس ز زلت همسایه نگاه
هوش مصنوعی: دوستش دچار خطا و اشتباهاتی شد که باعث سوختن و ناراحتی همسایهاش گردید. هیچ فردی ناظر و شاهد این مشکلات همسایهاش نبود.
گنه یک تن ویرانی یک شهر بوداین من از خواجه شنیدستم در مجلس شاه
هوش مصنوعی: یک نفر به خاطر اشتباهی که مرتکب شده، میتواند باعث خرابی و ویرانی یک شهر شود. این را من از کسی که محترم است، در محفل پادشاه شنیدم.
خواجه سید بوبکر حصیری که به دوستچشم شاه عجم و چشم بزرگان سپاه
هوش مصنوعی: خواجه سید بوبکر حصیری، که به عنوان محبوبی در چشمان دوست و بزرگان سپاه به شمار میآید.
آن کریمی که کریمان چو ازو یاد کنندهمه برخاک نهند از قبل جاه جباه
هوش مصنوعی: خداوندی که بزرگان و کریمان به یاد او میافتند، به خاطر عظمت و مقامش، همه بر خاک در برابرش سر فرو میآورند.
جاه جویند بدان خدمت و با جاه شوندبرتر از خدمت آن خواجه چه عزست و چه جاه
هوش مصنوعی: افرادی برای رسیدن به مقام و نیز قدرت به خدمت بزرگان و سروران میروند، و با این خدمت، مقام و رتبهای بالاتر از آن خواجه و سرور پیدا میکنند. در واقع، این خدمت به آنها عزت و اعتبار میبخشد.
خدمت او کن و مخدوم شوو شاد بزیمن از اینگونه مگر دیدم سالی پنجاه
هوش مصنوعی: برای او خدمت کن و خود را در خدمتش بساز و شاد زندگی کن. آیا من تا حالا چیزی جز این را در سال پنجاه بار دیدهام؟
اندرین دولت صد تن بشمارم که شدندهمه از خدمت او با کمر زر و کلاه
هوش مصنوعی: در این دوران، هزاران نفر را میبینم که به خاطر خدمت به او با لباسها و زینتهای ارزشمند آمدهاند.
قبله محتشمانست درخانه اوکس نبیند تهی از محتشمان آن درگاه
هوش مصنوعی: در خانهاش، درگاه پر از افراد با شخصیت و محترم است و هیچکس نمیتواند بدون این افراد به آنجا وارد شود.
او بر کس نشود هرگز و یک مهتر نیستکو نیاید به زیارت بر او چندین راه
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازه او بزرگ و برجسته نیست، و هیچ رئیسی پیدا نمیشود که به دیدار او بیاید، با وجود اینکه راههای بسیاری به سمت او وجود دارد.
هر که او بیش چو در مجلس آن خواجه نشستبدو زانو شود و خواجه مربع برگاه
هوش مصنوعی: هر کسی که در محفل آن شخص بزرگوار نشسته باشد، به احترام او زانو میزند و آن بزرگوار در جایگاه خود با وقار قرار دارد.
چون بر شاه بود هر که بود جز پسرانپیش او باشد، حشمت تو ازین بیش مخواه
هوش مصنوعی: هر کسی که در حضور شاه باشد، جز پسرانش، در حقیقت ارزش و عظمت تو بیشتر از این نیست که بخواهی.
پایگاهیست مر او را بر آن شاه بزرگزین سخن کس نشناسم که نباشد آگاه
هوش مصنوعی: او دارای مقام و منزلتی است که هر کسی در این باره چیزی میداند و هیچکس نیست که از آن بیخبر باشد.
او بر شاه به فضل و به هنر گشت عزیززین قبل بینم ازو جمله زبانها کوتاه
هوش مصنوعی: او به خاطر فضل و هنر خود در نزد پادشاه محترم و با ارزش شد. اما من از او میخواهم که از جملهها و سخنان کوتاهش دست بردارد.
زان خداوند مر این مهتر باهمت راهر زمان بیش بود نیکویی ان شائالله
هوش مصنوعی: از آن خداوند، این رئیس با تلاش را هر بار که بیشتر میشود، نیکی او نیز افزایش یابد، انشاءالله.
برسد جایی کز مرتبت و جاه و خطربزند خیمه زربر سرسیمین خرگاه
هوش مصنوعی: به جایی برسد که از مقام و موقعیت و خطرات کاسته شود و در آنجا خیمهای از پارچهای زیبا و گرانبها برپا کند.
لشکری سازد چندان ز غلامان سرایکه جدا باید کردن ز ملک لشکر گاه
هوش مصنوعی: کسی نیرویی جمعآوری میکند به اندازهای از خدمتگزاران که برای جدا کردن آنها از سرزمین لشکر نیاز باشد.
نه غریبست این از نعمت آن بار خدایاین سخن راهنمونست وبه ده دارد راه
هوش مصنوعی: این موضوع عجیب نیست که این نعمت از جانب خداوند است. این گفته به ما نشان میدهد که در این عرصه، راهی برای هدایت و روشنگری وجود دارد.
گر به فضل و به هنر باید ازین یافته گیرنیست فضلی که نه آن فضل بدو داد اله
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به فضل و هنر دست یابی، باید از آنچه که به دست آوردهای بهرهبرداری کنی. زیرا فضلی وجود ندارد که بدون اعطاء الهی به کسی رسیده باشد.
مهتری داند کرد و خلق را داند داشتچه به پاداشن نیک و چه به بدبادافراه
هوش مصنوعی: فرمانروایی میداند چگونه با مردم رفتار کند و از گذشتههای خوب و بد آنها آگاه است.
نیک عهدست که گرچاکر شاهی بجهدباز ندهدش چو درخانه او کرد پناه
هوش مصنوعی: شخص نیکوکار و وفادار به عهد و پیمان، حتی اگر در موقعیتی سخت و خطرناک قرار گیرد و از ریاست و مقام خود فرار کند، هرگز کسی را که در خانهاش به او پناه داده، ترک نخواهد کرد.
بس کسا کو به چه افتاد و ز نیکو نظرشرسته گشت و به سر چاه رسیداز بن چاه
هوش مصنوعی: بسیاری هستند که به خاطر نیکو نظری از حقیقت دور شدند و به گودالی گرفتار آمدند.
رادمردان همه با در گهش آموخته اندچون بز رس که بیاموزد با سبز گیاه
هوش مصنوعی: شجاعان همگی در درگاه او تربیت یافتهاند، مانند بز رس که یاد میگیرد چگونه با گیاهان سبز رفتار کند.
جاودان شاد زیاد آن به همه نیک سزاتنش آبادو خرد پیرو دل وجان برناه
هوش مصنوعی: شادی پایدار و بسیار برای او که به همه نیکی میکند، بدنش آباد و سالم باشد و عقلش در پی روح و جانش باشد.
جشن نوروز و سر سال براو فرخ بادچون سر سال بدو فرخ ومیمون سرماه
هوش مصنوعی: جشن نوروز و سال نو بر او مبارک باشد، همچنان که آغاز سال برای او خوش یمن و شاداب است.
چشم او روشن و دلشاد به روی صنمیکه بود لاله بر دو رخ او زرد چو کاه
هوش مصنوعی: چشمان او پر از روشنایی و خوشحالی است، در حالی که به زیباییای مینگرد که مانند لاله بر چهرهاش، رنگش زرد و شبیه کاه است.