شمارهٔ ۱۹۸ - در مدح محمد بن محمود غزنوی گوید
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از جستجوی یاری صحبت میکند که زندگیاش را خوش بگذراند و به تبع آن، با توصیف یاری خود به زیباییهای او میپردازد. او یارش را به بتی زیبا تشبیه میکند که در بهار مانند گل درخشنده است. شاعر به ویژگیهای یارش مانند قد و زیباییاش میپردازد و بیان میکند که هیچکس مانند او نمیتواند دلش را شاد کند.
سپس شاعر به توصیف ولیعهد محمود غازی محمد میپردازد که او را شاهی عادل و کریم میداند. ویژگیهای نیکوی او مانند سخاوت، بردباری و بزرگواریاش را ستایش میکند و این صفات را منحصر به فرد میشمرد. شاعر همچنین اشاره میکند که در زمان خدمت به او، شادی و خیرو برکت برای جهان به همراه میآورد.
در انتها، شاعر از افتخاراتی که از خدمت به این شاه به دست آورده سخن میگوید و با ابراز شکرگزاری، یادآوری میکند که او در این مقام، حرمت و جایگاه ویژهای دارد که جز با تلاش و خدمت به این شاه به دست نیامده است.
دل من همی جست پیوسته یاریکه خوش بگذراند بدو روزگاری
هوش مصنوعی: دل من همیشه به دنبال یاری است که روزها را با او به خوشی بگذرانم.
شنیدم که جوینده یابنده باشدبه معنی درست آمد این لفظ باری
هوش مصنوعی: گفته میشود که کسی که به دنبال چیزی باشد، در نهایت آن را پیدا میکند؛ این حرف به معنای واقعی خود درست است.
بتی چون بهاری به دست من آمدکه چون او بتی نیست اندر بهاری
هوش مصنوعی: به دست من مجسمهای زیبا و شگفتانگیز رسید که هیچکس مانند او را در بهار ندیده بود.
بتی چون گل تازه کاندر مه دیز رخسار او گل توان شد کناری
هوش مصنوعی: چهرهای مانند گل تازه، که در ماه دی زیبا و دلپذیر است، میتواند بر کنار تماشاگران تأثیر گذار باشد و به دل آنها شادی و سرزندگی بیاورد.
چه قدش چه پیراسته زاد سرویچه رویش چه آراسته لاله زاری
هوش مصنوعی: قد و قامت او به زیبایی سرو میماند و رویش همچون لالههای آراسته در گلزار است.
به کام دل خویش یاری گزیدمکه دارد چو یار من امروز یاری؟
هوش مصنوعی: من به خواسته و آرزوهای خود کسی را انتخاب کردهام که امروز مانند او، یاری دیگری وجود ندارد.
بدین یار خود عاشقی کرد خواهمکزین خوشتر اندر جهان نیست کاری
هوش مصنوعی: من میخواهم برای این معشوق خود عشق بورزم، زیرا هیچ کاری در جهان شیرینتر از این نیست.
دل، او را همی خواست، او را سپردمهمین به که من کردم از هر شماری
هوش مصنوعی: دل، خواستهاش را به او سپردم و هر آنچه کردم، تا حالا برای من بیحساب است.
چرا دل دهم جز بدو چون ندارمپس از خدمت شه جز او غمگساری
هوش مصنوعی: چرا باید دل را به کسی غیر از او بدهم، وقتی بعد از خدمت به او کسی را ندارم که غمهایم را برطرف کند؟
شه عالم عادل داد گسترکه بی چاکر او نیابی دیاری
هوش مصنوعی: امام بر حق و عادل، مظهر عدالت و بخشش است؛ زیرا بدون خدمت به او، نمیتوان در سرزمین حقیقی و معنوی زندگی کرد.
ولیعهد محمود غازی محمدمهین خسروی برترین شهریاری
هوش مصنوعی: ولیعهد محمود غازی، محمد مهین خسروی، برترین پادشاه است.
به هر فضلی اندر جهان گشته پیداچو تابان مهی بر سر کوهساری
هوش مصنوعی: در هر فضیلت و خوبی که در دنیا وجود دارد، همانند ماهی که در قله کوه میدرخشد، نمایان شده است.
گراز تو کسی کش ندیده ست پرسدکه «دانی ملک را»؟ چه گویی تو باری
هوش مصنوعی: کسی که در مقام و موقعیت بالایی قرار دارد، نمیتواند درک کند که چه چیزی را باید بپرسد. حالا تو چه پاسخی برای او داری؟
کریمست و آزاده و تازه روییجوانست و آهسته و با وقاری
هوش مصنوعی: او انسان مهربان و آزادمنشی است، چهرهاش جوان و تازه است، و رفتار و گفتارش آرام و باوقار است.
خوی و سیرت و راه و آیین و رسمشپسندیده نزدیک هر هوشیاری
هوش مصنوعی: اخلاق، رفتار، مسیر زندگی و ترتیب و سنت او مورد ستایش و تحسین همه افرادی است که دارای درک و بصیرت هستند.
جهان پیش او روز تا شب به خدمتمیان بسته بر گونه پیشکاری
هوش مصنوعی: دنیا برای او همچون خدمتگزار است که از صبح تا شب با احترام و ادب در مقابل او ایستاده است.
نه اصل و بزرگیش را منتهایینه احسان و کردار او را کناری
هوش مصنوعی: نه اصالت و بزرگی او را میتوان حد و مرزی مشخص کرد و نه خوبیها و رفتار نیکش را میتوان در جایی محدود کرد.
نه هنگام زربخشی اوراست صبرینه هنگام کوشش مراو را قراری
هوش مصنوعی: نه در وقتی که او به راحتی میگذرد، من آرامش دارم و نه در زمانی که خودم در تلاش هستم، او به من امیدی میدهد.
به کار اندرون داهی پیش بینیبه خشم اندرون صابر بردباری
هوش مصنوعی: در کارها باید با دقت و آیندهنگری عمل کنیم، اما در مواجهه با خشم و مشکلات، باید صبور و بااستقامت باشیم.
به یک جابر آمیخته حلم و صبرشقراریست پنداری اندر قراری
هوش مصنوعی: به شخصی که هم صبوری و هم بردباری دارد، به نظر میرسد که آرامش و سکون خاصی وجود دارد.
به هر مادحی مل بخشد جهانیبه هر زایری سیم بخشد به باری
هوش مصنوعی: به هر شاعری که ستایش کند، جهانی میدهد و به هر زایری در مسیر خود، ارزشی همچون نقره عطا میکند.
تهی نیست از بخشش او سراییچو از لشکر شاه ایران حصاری
هوش مصنوعی: هیچ خانهای نیست که از بخششهای او خالی باشد، مانند اینکه هیچ دیواری در لشکر شاه ایران نمیتواند خالی از سربازان باشد.
سخاوت میان بخیلی و دستشبر آورده از روی و آهن جداری
هوش مصنوعی: سخاوت به معنای بخشش و generosity است که در تقابل با بخیلی و تنگنظری قرار دارد. در این جمله اشاره شده که بخشش و سخاوت، از درون انسان و با ارادهی خود او سرچشمه میگیرد، نه اینکه فقط به خاطر ظواهر یا موقعیتهای ظاهری باشد. در واقع، اشاره شده که فرد سخاوتمند واقعی، از روی صدق و نیت خالص و بدون هیچ مانعی میبخشد.
هر ابری که بگذشت بر مجلس اوز شرم کف اوشود چون غباری
هوش مصنوعی: هر ابری که در مجلس او عبور کند، از شرم و خجالت، کف او به مانند غباری میشود.
غمی نیست ار با کفش بر نیایدبه صد سال شمسی ز در یا بخاری
هوش مصنوعی: نگرانیای نیست اگر در طول صد سال و با هر تلاش و زحمتی نتوانم به هدفم برسم یا به جایی برسم.
حصاری و از ترکش او خدنگیمصافی و از موکب او سواری
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف فردی میپردازد که در محاصره و تحت تأثیر یک نیروی قوی قرار گرفته است. او به نوعی در میان تقابل و مبارزهای است و از یک نیروی بزرگ و تاثیرگذار الهام میگیرد. در واقع، دلالت بر این دارد که فرد در تلاش است تا در برابر چالشها و سختیها ایستادگی کند و از قدرت و تواناییهای خود برای ادامه مسیر بهرهبرداری نماید.
چو نالی سبک بگذراند به تیریگران شاخ از سالخورده چناری
هوش مصنوعی: زمانی که نالهای خفیف از درختی قدیمی به گوش میرسد، این صدا به آرامی و با نرمی از تیرکهای سنگین و محکم عبور میکند.
زده خشت زخم خدنگیش نایدنیاید زده مورچه فعل ماری
هوش مصنوعی: زخمی که تیر به جسمش میزند، بر او تاثیری ندارد. مثل اینکه مورچهای به ماری نیش زده باشد و تأثیری بر او نگذارد.
هر آن کس که بیخواب شد ز نهیبشنخوابد سبک دیگر از کوکناری
هوش مصنوعی: هر کسی که از صدای بلند یا تذکر دیگری بیدار مانده و خوابش نمیبرد، به نوعی دیگر از خواب بینصیب است.
نگر تا تو اسفندیارش نخوانیکه آید ز هر مویش اسفندیاری
هوش مصنوعی: مراقب باش که اگر او را چنین بخوانی، از هر تار مو و خصیصهاش، قدرت و شجاعت نمایان میشود.
به هر کاری او را کند بخت یاریجهان را نیاید چنو بختیاری
هوش مصنوعی: بخت و شانس به کسی کمک میکند که شایسته و لایق باشد و اگر او این توانایی را نداشته باشد، حتی بهترین شانسها هم نمیتوانند به او کمک کنند.
ز اقبال سلطان بر او حاسدان راشد از اشک هر چشم چون کفته ناری
هوش مصنوعی: از خوشبختی و موفقیت پادشاه، حسودان با دیدن اشک هر چشم به مانند شعلههای آتش میسوزند.
از این نیکوییهای او دشمنان رابه سربود در هر زمانی خماری
هوش مصنوعی: از خوبیهای او دشمنان همواره در حال حیرت و غم هستند.
ز خوبی که ایزد بد و داد خواهدهمانا یکی نیست این از هزاری
هوش مصنوعی: از زیباییهای الهی که خیر و خوب و عدالت را میطلبد، میتوان گفت که این یک مورد خاص نیست و نمونههای زیادی در دنیا وجود دارد.
زهی خسروی کاین همه روشناییزرای تو گیرد همی نوبهاری
هوش مصنوعی: عجب شاهی که این همه روشنی، بهار زندگیاش را از تو دریافت میکند.
ز شادی که از تو جهان راست نونونبینم همی در جهان سوکواری
هوش مصنوعی: از خوشحالی تو، جهان برایم مانند نانی میماند که دیگر نمیتوانم آن را ببینم و در این دنیا فقط گرفتار عذاب و رنج هستم.
شکار شهان بیشتر مرغ باشدشکار تو شیرست و نیکو شکاری
هوش مصنوعی: شکار شاهان معمولاً پرندگان هستند، اما شکار تو شیر است و این شکار بسیار عالی و با ارزش است.
چه کردار داری که در گوش هر کسز شکر تو بینم همی گوشواری
هوش مصنوعی: چه رفتاری داری که صدای شیرینیات در گوش هر کسی میپیچد و مانند گوشوارهای در گوش آنهاست.
مرا جامه خاصه خویش دادیچه باشدمرا بیش از این افتخاری
هوش مصنوعی: تو لباس ویژه خود را به من بخشیدی، پس من دیگر به هیچ افتخاری نیاز ندارم.
چو طاووس رنگین مرا جلوه دادیبه طاووسی چون شکفته بهاری
هوش مصنوعی: تو زیبایی و جلوهای همچون طاووس رنگین به من نشان دادی، که مانند بهاری پر از شکوفه است.
قبای تو جز تاجداری نپوشدنهادی مرا پایه تاجداری
هوش مصنوعی: تنها لباس شایسته تو، تاج و بزرگی است و من را نیز به مقام و عظمت رساندی.
فزودی مرا زین قبا تاقیامتجمالی و جاهی به هر پود و تاری
هوش مصنوعی: وجود تو به من زیبایی و مقام بینظیری بخشیده است، به گونهای که هر جز و جزئی از وجودم تحت تأثیر این زیبایی قرار دارد و در انتظار جلال توست.
بزرگی و جاه و جمال وشرف رازبانیست گوینده زین هر چهاری
هوش مصنوعی: عظمت، اعتبار، زیبایی و احترام هر یک به وسیلهی زبانی بیان میشود و این مفاهیم به هم وابستهاند.
به ناکرده خدمت دهی حق خدمتکه دیده ست هرگز چوتو حقگزاری
هوش مصنوعی: اگر به کسی که هیچ خدمتی نکردهای، خدمت کنی، حق نداری که انتظار قدردانی داشته باشی، زیرا او هرگز چیزی از تو نخواسته است.
همی تا ز بهر مثل بر زبانهادر آید که هر اشتر و مرغزاری
هوش مصنوعی: به خاطر مثالهایی که گفته میشود، همیشه در ذهنها باقی میماند که هر شتر و هر مرتعای خاصیت و ویژگیهای خود را دارد.
چنان چون بگویند اندر مثلهاکه پهلوی هر گل نشسته ست خاری
هوش مصنوعی: چنان که گفته میشود در مثلها، در کنار هر گل، همیشه خار وجود دارد.
ترا باد هر جا که بنهند تختیعدو را بود، هر کجا هست، داری
هوش مصنوعی: تو هر جا که قرار بگیری، دشمن هم در آنجا خواهد بود و از وجود تو آگاه است.
زخوبان و از ریدکان سراییبه قصر تو هر خانه ای قندهاری
هوش مصنوعی: از خوبان و زشتروها در هر خانهای به قصر تو میرسند.