شمارهٔ ۷
هوش مصنوعی: این شعر به معشوقی اشاره دارد که با زیبایی و دلرباییاش دل شاعر را میرباید. شاعر از درد و رنج ناشی از عشق و جدایی صحبت میکند و به قضا و قدر و ناپایداری دنیا اشاره میکند. او میگوید که در برابر سختیها و جفاهای عشق، راضی است و با وجود زخمها و مصائب، تغییری در تقدیرش نمیبیند. شاعر در نهایت به این نتیجه میرسد که نباید در خواب اوهام و آرزوهای بیمورد غرق شود و باید به واقعیات زندگی توجه کند، حتی اگر این واقعیت شامل تحمل درد جدایی باشد.
شوخ من هرگه کشاید طره چون قیر رامیکند شیرازه دامان گل زنجیر را!
هوش مصنوعی: دختر playful من هر بار که موهایش را باز میکند، مانند قیر، که سفت و چسبنده است، زنجیر لباس گل را شل و بینظم میکند!
کرده استاد ازل شرح گلستان رخشاز غبار خط ریحان شیوه تحریر را!
هوش مصنوعی: استاد ازل، زیبایی و شکوه چهره گلستان را با دقت و هنرمندی توصیف کرده است، گویی که جامهای از غبار روی گلهای ریحان بر تن دارد.
من شهید تیغ ابرویم برای قتل مناز شکست ماه نو کن قبضه شمشیر را!
هوش مصنوعی: من به خاطر جذابیت ابروهایم جان میدهم، برای از پا درآوردم خودم، چهرهام را مانند شمشیری رها کن!
مانی از صورتگری بگذر که نتوان یافتندر تتبعخانه چین نقش این تصویر را!
هوش مصنوعی: از هنر تصویرسازی فراتر برو، زیرا در جستجوی تصویر این چهره در خانه چین نمیتوانی چیزی پیدا کنی!
از قضا من با جفا و جبر ظلمش راضیامبس که تغییری نباشد خامه تقدیر را!
هوش مصنوعی: به طور غیرمنتظرهای من از ستم و سختیهایی که او به من میکند راضی هستم، چون هیچ چیز در سرنوشت من تغییر نخواهد کرد.
بر دلم از زخم پیکانش اثر پیدا نشداز پر عنقا بود بال رسا این تیر را!
هوش مصنوعی: زخم تیر او بر دلم اثر نگذاشت؛ زیرا بال رسا و توانای این تیر از پرهای پرندهای افسانهای و نادر است.
هیچ دیدستی که اندر مزرعآباد جهانمرغ معنی رام گردد دانه انجیر را
هوش مصنوعی: آیا تا به حال دیدهای که در دنیای آباد و کشاورزی، پرندهای در جستجوی دانه انجیر آرامش پیدا کند؟
میزند چشمش کمان فتنه گر آرد به زهبا پر یک ناوک بیداد صد نخچیر را!
هوش مصنوعی: چشم او مانند کمان است که فتنه و آشوب خلق میکند و با تیر ناوک خود، معصیت و ظلم را به سمت هزاران دام و گرفتارگاه رها میکند.
بیش ازین الفتپرست و هم حیرانی مباشتا به کی در خواب مخمل قرعه تعبیر را؟!
هوش مصنوعی: دیگر به محبت و دوستی افراط نکن و بیش از این در حیرت و سردرگمی نمان. تا کی میخواهی در خواب و خیال به تفسیر تقدیر و سرنوشت بپردازی؟
بگذر از سودای اوهام خیال سیم و زرتا کجا خواهی کشیدن منت اکسیر را؟!
هوش مصنوعی: از خیالهای بیثمر و عشق به ثروت و زر پرهیز کن، چون تا کی میخواهی انتظار منت و لطف چیزهای بیارزش را بکشی؟
در بلای هجر او طغرل تحمل پیشه کنرحم نبود هیچ خوی آن جفا تخمیر را!
هوش مصنوعی: در شرایط سخت دوری از او، مانند طغرل با صبوری رفتار کن، چرا که رحم و محبت در دل کسی که با جفا و سختی رفتار میکند، وجود ندارد.