شمارهٔ ۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق او به معشوق صحبت میکند و احساسات و آرزوهایش را بیان میکند. او میگوید که سالهاست در فکر و هوای عشق اوست و از معشوق میخواهد که در مسیر وفا نرود. شاعر در دنیای عشق خود را در مقام بالا و شاهی میبیند و از زردی رنگ چهرهاش برای معشوق دلنوشتهای تهیه کرده است. پرنده دلش به سوی معشوق پرواز میکند و به شدت به وصال او مشتاق است. شاعر همچنین اشاره میکند که آتش اشتیاقش بر دل بیاحساس معشوق تأثیری ندارد. او در وصف زیبایی معشوق از قد بلندی و جاذبهاش سخن میگوید که باعث افتادن درختان بستان و ایجاد حس و شور در باد میشود.
دارم هوای عشق تو عمریست بر سرابهر خدا ز راه وفا هیچ نگذرا!
هوش مصنوعی: من سالهاست که در آرزوی عشق تو هستم، پس به خاطر خدا از مسیر وفاداری خود کمترین انحرافی نداشته باش!
در ملک عشق مسند شاهی گزیدهامتا کردهام ز نقش کف پات افسرا!
هوش مصنوعی: در سرزمین عشق، جایگاه سلطنت را برگزیدهام و به همین خاطر از روی رد پای تو به مقام والایی رسیدهام!
هر مدعی به دعوی عشقت نه صادق استدارم ز رنگ زرد بهر تو محضرا!
هوش مصنوعی: هر کسی که ادعای عشق به تو را دارد، راست نمیگوید. من به خاطر تو به رنگ زرد در آمدهام و این را به ثبت میرسانم!
مرغ دلم به سوی تو پرواز میکندباشد رسا به شوق وصال تو شهپرا!
هوش مصنوعی: پرنده قلبم به سوی تو پرواز میکند، باشد که با شوق و اشتیاق به وصال تو برسد!
آهم نمیکند به دل سخت او اثراو راست دل مگر از سنگ مرمرا؟!
هوش مصنوعی: آهی که من میزنم، تاثیری بر دل سنگین او ندارد. مگر اینکه دل او از سنگ مرمر باشد که بتواند به آن نفوذ کند؟
دی با قد بلند گذر کرد سوی باغافتاد سرو و طوبی و شمشاد و عرعرا!
هوش مصنوعی: دیروز، با قامت بلند خود به سمت باغ رفت و در آنجا درختان سرو، طوبی، شمشاد و عرعرا را دید.
طغرل به کسب نکهت گیسوی او مگرشوری است بین باد صبا بین صرصرا؟!
هوش مصنوعی: طغرل در پی بوی خوش گیسوی اوست، آیا این بوی خوشی که از نسیم صبحگاهی و طوفان میآید، شور و حال خاصی دارد؟