شمارهٔ ۷۴
هوش مصنوعی: شعر درباره پیروان یک مکتب معنوی است که در جستجوی عشق و حقیقت هستند. تکیه بر ارزشهای رندانه و زیباییهای عشق دارد. شاعر به رسوایی و طعنهها اشاره میکند و بیان میکند که پیروان این مکتب، بیخود شدن در میخانه و ترک دنیا را ترجیح میدهند. زیبایی یار و پیچ و تاب زلفش را به طعنههای دیگران نسبت میدهد و در نهایت به دنبال معنایی عمیقتر هستند که در قالب شکار طغرل تجلی مییابد.
رندیم ما و بوقلمونی شعار ماسترسوا شدن میان کسان اعتبار ماست
هوش مصنوعی: ما آدمهای رند و زیرکی هستیم و شعار ما این است که اگر در جمع دیگران شناخته شویم و رسوا شویم، این موضوع باعث اعتبار و اهمیت ما خواهد شد.
ما پیروان پیر خرابات می شویمبیخود شدن به گوشه میخانه کار ماست
هوش مصنوعی: ما از پیروان مردی پیر و فهیم میشویم و به همین خاطر، بیخبر از خود به گوشهای از میخانه میرویم؛ این کار ماست.
زلف سیه که گرد رخ یار دیدهایدآن پیچ و تاب حلقه دود شرار ماست
هوش مصنوعی: موهای سیاه که بر چهره محبوب میریزد، همانقدر پیچ و تاب دارد که حلقههای دود آتش ما.
از بهر یار طعنه اغیار میکشیمبا یار ما نظر نکند هر که یار ماست
هوش مصنوعی: برای محبوب خود زخم زبانهای دیگران را تحمل میکنیم. اما کسی که محبوب ما باشد، نباید به محبوب ما نگاه کند.
آن معنیای که هست ز مضمون بینشانپیوسته صید طغرل عنقاشکار ماست!
هوش مصنوعی: معنیای که وجود دارد، نشانهای از محتوای بینشان است که همیشه در جستجوی شکار طغرلعناق ماست.